زندگی نامه سردار شهيد عليرضا ماهيني
همكاري با بسيج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بوشهر، انجام كارهاي اصلاحي و عمراني از قبيل برق رساني و لوله كشي و احداث آسفالت محل، انجام امور فرهنگي و انقلابي از قبيل تشكيل كانونهاي قرآني و مطالعه گروهي كتب مذهبي، اردوي عمومي براي دانش آموزان كانون، تدريس در كلاسهاي دبيرستان سعادت و هنرستان حاج جاسم بوشهري، رع موضعي مشكلات عمومي و ديگر كارهاي عمراني و فرهنگي حاصل زحمات آن بزرگوار است.
شهيد عليرضا ماهيني در تاريخ 1335 در كوي جلالي يكي از محلات بوشهر به دنيا آمد. او متعلق به خانواده اي است كه همه اعضاي ذكور آن فرهنگي بودند. پدرش ناخدائي دريادل و روشندلي بود، كه قلبي مملو از عشق به ولايت ائمه اطهار و معصومين عليهما السلام داشت و از اينجاست كه خانه اي كه علي در آن پا به عرصه حيات مي نهد و پرورش مي يابد محلي براي آمدوشد سادات و روحانيون و علماي سرشناس و بستري براي آموزش و بازيابي علوم ديني و قرآني گرديده بود. پدرش ايشان از طريق دريا و به وسيله كشتي ماهيگيري امرار معاش مي نمود، يكي از معتبرترين و معتمدترين مردم شهر بود كه با اخلاق و روحيه هاي عاري از مصلحت انديشي و نمنفعت طلبي و فرصت طلبي بازاري، مخلصانه به تبعيت از مولاي خود علي ( ع ) از هيچ گونه بذل و بخشش به نيازمندان دريغ نمي ورزيد و بي صدا و بدون هياهو با ابن اعتقاد كه انباشتن مال در حاليكه نيازمند در جامعه زياد مي باشد حرام بود، لذا هرچه به دست مي آورد صرف امور خير مي كرد به طوري كه علاوه بر رفع نيازمنديهاي مستمندان دستي نيز در كارهاي عام المنفعه از قبيل بناي ساختمان مسجد كوي جلالي و احداث آب انبارهاي بين راههاي دشتي و رسيدگي به خانه و كاشانه بي سرپرستان را وجهه همت خود قرار داده بودو تا زمان حياتش كسي به اسرار او پي نبرد . تنها پس از مرگش خدمات ارزنده اش بر مردم هويدا شد. پس واضح است كه شهيد عليرضا اخلاص و تعال مخصوص خود را در سايه چنين خانواده معظمي به ارث مي برد. خود آن شهيد بزرگوار در جائي اذعان مي دارد كه من هرچه دارم از پدرم دارم  و اي كاش توفيق عبادت خدا بخصوص نماز خواندن را همچون مادرم بجا آورم.
علي در شش ماهگي در معيت پدر و مادرش به زيارت قبر مولاي و پيشوايمان علي بن ابيطالب در نجف و زيارت قبر سيدالشهداء حضرت ابا عبدا . . . الحسين( ع ) و 72 تن از صحابه آن حضرت مشرف و بدن مباركش با قبور آن بزرگوار متبرك مي گردد. وي 6 ساله بود كه دوره ابتدايي را در دبستان فردوسي كوي دواس آغاز كرد و در سال 1347 وارد مدرسه راهنمايي اخوت در كوي بهمني گرديد. با آغاز دوره متوسطه نبوغ سياسي شهيد اعتقاد مذهبي اش را راسخ نمود.
علاقه بيش از حد او به مطالعه كتاب و استفاده از ارتباط با روحانيون و علماء بهترين وسيله شكوفايي نبوغ او بود. علي در سال 1353 موفق به اخذ ديپلم از هنرستان حاج جاسم بوشهر گرديد، پس از فارغ التحصيل شدن از هنرستان بدون كنكور وارد دانشكده مهندسي علم و صنعت تهران و عاقبت در رشته الكترونيك دانشسراي عالي ايران مهر فارغ التحصيل گرديد.
وقفه تحصيلي وي عمدتا” به علت فعاليتهاي سياسي درون دانشگاه علم و صنعت بود. شهيد در دوران دانشجويي با كمترين هزينه و به ساده ترين وضع و با غذايي ساده كه اغلب شامل نان و پنير مي شد، زندگي خود را سر مي كرد و از مال و منال خود به نيازمندان انفاق مي كرد. او خود را به زندگي ساده و بي آلايش و به شيوه مستمندان عادت داده بود. پس از اين كه ايشان در رشته مذكور فارغ التحصيل گرديد به سربازي اعزام گرديد و در همان شهر تهران در نيروي انتظامي تهران در لباس درجه داري به خدمت مشغول گرديد و همزمان به ادامه فعاليتهاي سياسي خود پرداخت به طوريكه نقل كرده اند كه ساواك خانه آنها را در تهران زير نظر داشته و هنگاميكه به خانه يورش ميبرد عليرضا در خانه حضور نداشته و در جايي ديگر نقل شده است كه عليرضا در يكي از چهاراههاي تهران با لباس فرم درجه داري ايستاده بود و جيب لباسش پر از اعلاميه بود و هرگاه اشخاص قابل اعتماد مي يافت آن اعلاميه ها را به آنها مي داد تا اينكه فرمان فرار از سربازخانه از جانب امام خميني(ره) صادر شد و علي كه هميشه گوش به فرمان قائد اعظم و مرجع تقليد خود بود سربازي را رها كرده و در همانجا مخفيانه كار سياسي خود را ادامه مي دهد. او در واقعه 17 شهريور تهران شركت فعالانه داشت و تا مرز شهادت پيش رفت . جا دارد كه فعاليتهاي شهيد بزرگوار را براي تلخيص مطلب طبقه بندي كنيم تا موضوع بدون اطاله وقت مورد نظر خوانندگان واقع گردد:
فرار از سربازي:  
شهيد عزيز پس از فرار از سربازي در همان شهر تهران اقامت گزيد و فعاليتهاي خود را دنبال كرد. در اكثر مبارزات خياباني و بعضا” زد و خوردهاي مسلحانه عصر انقلاب در تهران شركت فعال داشت. كوهنوردي هفتگي، مبارزات تشكيلاتي سياسي و فرهنگي و مسلحانه، پخش و ارسال كتابهاي سياسي، مذهبي و تشكيل نمايشگاههاي كتاب، برقراري ارتباط با روحانيت تراز اول انقلاب بود. تا اينكه طليعه فجر و پيروزي انقلاب تحت رهبري امام راحل به به ثمر نشست.
مجاهدت شهيد بزرگوار پس از پيروزي انقلاب:
همكاري با بسيج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بوشهر، انجام كارهاي اصلاحي و عمراني از قبيل برق رساني و لوله كشي و احداث آسفالت محل، انجام امور فرهنگي و انقلابي از قبيل تشكيل كانونهاي قرآني و مطالعه گروهي كتب مذهبي، اردوي عمومي براي دانش آموزان كانون، تدريس در كلاسهاي دبيرستان سعادت و هنرستان حاج جاسم بوشهري، رع موضعي مشكلات عمومي و ديگر كارهاي عمراني و فرهنگي حاصل زحمات آن بزرگوار است.     
آغاز جنگ تحميلي :
با شروع جنگ  تحميلي تمام فعاليتهاي عمراني، فرهنگي و سياسي مردان انقلاب را تحت الشعاع قرار داد. شهيد عليرضا روزهاي آغازين جنگ پس از يكسري آموزشهاي نظاميكوتاه مدت راهي ميدان نبرد شد و در رديف جنگجويان جنگهاي نامنظم تحت فرماندهي سردار بزرگ اسلام شهيد چمران فعاليتهاي جنگي خويش را آغاز كرد و در اين راه بارها مجروح گرديد، شايد بر كسي پوشيده نباشد كه در دورة پرافتخار دفاع مقدس تا زنده بود جه از خودگذشتگيها و دلاوريها و شجاعتها از خود بروز نداد و از جان خود مايه گذاشت، مبارزه علي آگاهانه بود. آگاهانه نماز مي خواند، آگاهانه بندگي و اطاعت خدا مي كرد، آگاهانه از امام، آن معمار بزرگ انقلاب رحمت ا . . . عليه مشايعت مي كرد، آگاهانه مي جنگيد و با چشم باز اطراف خود را مي ديد و براي تقويت روح و جان خود را از كتاب همچون غذا تغذيه مي كرد. پس بجاست بگوئيم علي تهور نبود بلكه شجاع بود و شهادت بهترين عطيه و هديه خداونديست كه بر شخص مومن و معتقد و آگاه و شجاع زيبنده مي گردد و شهيد عليرضا ماهيني سردار بزرگ جنگهاي نامنظم همچون استاد همچون استاد محبوبش شهيد چمران آنگونه زيست كه زيبنده يك انسان الهي بود و آنگونه به شرف شهادت نائل آمد كه مولا و مقتدايش حضرت علي (ع) شهيد گرديد.
روحش شاد و يادش در همه اعصار گرامي باد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده