سه‌شنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۵۹
دفتر خاطرات پروازش، باز هم پیش چشم من باز است / عطر و بویش قدیمی و کهنه، دست خطش صمیمی و ناز است / جلد آن قهوه ای کم رنگی ست، محتوایش به عکس، پر رنگ است
خاطرات یک دفتر


نویدشاهد:

دفتر خاطرات پروازش، باز هم پیش چشم من باز است

عطر و بویش قدیمی و کهنه، دست خطش صمیمی و ناز است

جلد آن قهوه ای کم رنگی ست، محتوایش به عکس، پر رنگ است

این طرف خاطرات سوسنگرد، آن طرف خاطرات اهواز است

صفحه اولش ببین ...دارد یک بسیجی همیشه می خندد

صفحه آخرش تماشا کن... خط و امضای چند سرباز است

صاحبش یک بسیجی زنده – ساکن آسمان شش یا هفت-

آه! یادش بخیر... یادش سبز... بچه با صفای شیراز است

شب، سری می زنم به خرمشهر، از سراشیب جاده کلمات

هر کجا می روم جهان آرا...مثل این نخل ها سرافراز است

ساعتی را به خلسه می گردم، نخل و این ماه و...شط هم که –

همچنان پرغرور و بالنده، همچنان لهجه اش خوش آواز است

بوی باروت می شود حس کرد، پشت آن خاکریز تنهایی

که دو، سه تا کلاش و تنها یک، لوله سرد موشک انداز است

بعضی از صفحه های آن سرخ است، گاه چندین شلمچه غم دارد

هرکجا می دوی پر از زخم، تاول شیمیایی و گاز است

می دوم هی جنوب را تا غرب، دشت را قله را- زخم رو زخم-

پیش خود فکر می کنم گاهی، واقعا عشق دردسرساز است

صفحه آخر همین دفتر، حتم دارم شهید خواهم شد

آه مادر! حلال کن...آخر، لحظه ها لحظه های پرواز است

بچه ها خورد و خسته و خاکی، از شب سخت حمله برگشتند...

صبح سر می رسد، ولی جبهه... همچنان پیش روی من باز است

سروده: ایوب پرند آور- جهرم

منبع: کتاب زخم سیب (مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس)، حسین اسرافیلی، نشر: صریر

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده