با راویان قیام ملی پانزدهم خرداد/2
دوشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۳۹
حجت الاسلام سید عبدالحسین چهل اخترانی روایت می کند: در قیام 15 خرداد، اولین جایی که در قم شهید داد، محله چهل اختران بود که سه نفر از اهالی آن شهید شدند.
تشیع نخستین شهید قیام در حرم/ نقش محله «چهل اختران» قم در قیام 15 خرداد

به گزارش نوید شاهد، پس از سخنرانی امام خمینی (ره) در سیزدهم خرداد 1342، دو روز بعد ساواک در نیمه های شب امام را دستگیر می کند و صبح که خبر به گوش مردم می رسد، قیام مردمی 15 خرداد آغاز می شود.

همزمان با پنجاه و ششمین سالروز حادثه خونین 15 خرداد 1342، با روایان این روز تاریخی همراه شده ایم و روایت هایی از حوادث این روز تاریخی را مرور می کنیم. این روایت از کتاب «خاطرات 15 خرداد» نوشته «علی باقری» انتخاب شده است.

روایت حجت الاسلام سید عبدالحسین چهل اخترانی: امام در روز عاشورای سال 1342، سخنرانی معروف خود را انجام دادند که منجر به دستگیری ایشان در نیمه شب 15خرداد شد.

به خاطر دارم که صبح 15 خرداد، یکی از ماموران رژیم، که آدم متدینی بود، به خانه ما آمد و قضیه دستگیری امام را برای پدرم تعریف کرد. جمعیت زیادی به خانه ما آمدند و از پدرم پرسیدند: «چه کنیم؟» مرحوم پدرم احتمال می داد که دوباره قضیه مدرسه فیضیه پیش بیاید و کماندوها به مردم حمله کنند، این بود که از مردم خواست تا اسلحه همراه خود داشته باشند. جمعیت از محله ما که محله چهل اختران بود، اول صبح حرکت کرد، من هم همراه جمعیت از خیابان آذر به حرم رفتم. وقتی وارد حرم شدیم، دیدم که مرحوم حاج آقا مصطفی، آقا زاده ی امام سخنرانی می کنند. ایشان وقتی سیل جمعیت را دیدند، اشکشان سرازیر شد و فرمود: «دیشب پدرم را بردند.»، جمعیت، یک صدا فریاد زدند:«یا مرگ، یاخمینی» و به سوی خیابان تهران (خیابان امام فعلی) حرکت کردند.

مردم در آن روز سرگردان بودند، نمی دانستند چه کار باید بکنند. از حرم ریختند بیرون که در خیابانها فریاد بزنند و از امام دفاع کنند و اگر توانستند، مراکزی مثل ساواک و این جورجاها را تصرف کنند تا بتوانند اعلام موجودیت کنند. در همین موقع، نیروهای ارتش از طرف منظریه آمدند، تعدادشان زیاد بود. در ابتدا دست به کشتار نزدند، ولی پس از چند دقیقه، یک ماشین که پر از پاسبان بود، از طرف راه آهن قم که محل ساواک بود، آمد و مردم را به گلوگه بست. پاسبانها در آنجا جمعیت زیادی را کشتند و شهید کردند. من در آن روز، پانزده سال داشتم و حتی تشخیص نمی دادم که این گلوله هایی که می زنند و کشتار می کنند چه حالتی است. یکی از رفقای من که جوان بسیار متدینی بود، در کنار خیابان، جلوی من، دستش را بلند کرد که تیر به او نخورد، بعد به من گفت: «بلند شو به طرف کوچه آبشار و قبرستان نو برویم. جمعیت در آنجا زیاد است.»، او از جلوی من دوید به آن طرف خیابان، یک مرتبه دیدم، وسط خیابان دارد دست و پا می زند، متوجه شدم که خون از بدن او جاری است، وقتی بالای سرش رسیدم، شهید شده بود. در همین حال، ماموران رسیدند و جنازه ها را بردند، دیدم اگر بخواهم جنازه این رفیقم را نجات بدهم، نزدیک ترین فردی هستم که هدف گلوله قرار خواهم گرفت.


تشیع نخستین شهید قیام در حرم/ نقش محله «چهل اختران» قم در قیام 15 خرداد

تشیع جنازه «سید حسین روزنامه فروش» در حرم حضرت معصومه (س)

وقتی به قبرستان نو رسیدم، جمعیت موج می زد، عده ای گفتند:« برگردیم به حرم تا ببینیم علمای بزرگوار و حاج آقا مصطفی چه دستوری می دهند.»، برگشتیم به حرم، مردم، جنازه سید حسین روزنامه فروش را که شهید شده بود، روی دست به داخل حرم بردند و فریاد زدند که این اولین شهید ماست، بعد خبر دادند که ارتش دارد از همه طرف، صحن را محاصره می کند، و مردم باید صحن را خالی کنند. جمعیت از حرم بیرون آمدند و از کوچه پس کوچه ها به سوی منزلهایشان روان شدند. هنوز به صحن چهل اختران نرسیده بودیم که دیدیدم ارتش، آنجا را محاصره کرده است. آنها شروع به تیراندازی کردند و هدف هم درب حرم چهل اختران بود. جمعیت هم در آنجا متفرق شدند.


نقش محله چهل اختران در قیام 15 خرداد


در قیام 15 خرداد، اولین جایی که در قم شهید داد، محله چهل اختران بود که سه نفر از اهالی آن در این قیام شهید شدند؛ اولین شهید که من در کنارش بودم با چهره ای برافروخته، قداره به دست فریاد می زد:«یا مرگ، یا خمینی» او در حمله ارتشیها به مردم به مقام شهادت رسید.

من در آن روز، همراه با جمعیت از جلوی مسجد اعظم قم، به خیابان تهران یعنی امام فعلی وارد شدم، تعدادی از ارتشیها که از لشکر منظریه قم آمده بودند، لب رودخانه زانو زده و به طرف مردم نشانه گیری کرده بودند. مردم، ماشین جیپی را که متعلق به ارتش بود، آتش زدند. ارتشیها تیراندازی کردند و تعداد زیادی از مردم را کشتند. مردم، قبلا سربازهای داخل جیپ را پیاده کرده و به گاراژی برده بودند و به آنها گفته بودند:«ما با شما کاری نداریم.» و پس از تعویض لباس سربازها، آنها را راهی کرده بودند.

کشتار دیگری در چهار راه شاه اتفاق افتاد؛ در آنجا یک کامیون پر از پاسبان که از طرف محل ساواک قم می آمد، به روی مردم تیراندازی کرد که در آنجا هم تعداد زیادی کشته و زخمی شدند.

حدود ساعت 30/11 صبح بود که پس از کشتار وسیع، مردم متفرق شدند و به خانه های خود رفتند. در این ساعت چند هواپیما از فاصله کم، دیوار صوتی شهر قم را شکستند و صدای مهیبی ایجاد کردند، شنیدم که تعداد زیادی از خانم های باردار در آن روز سقط جنین کردند.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده