يکشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۵۹
شب بود / وحشت سراسر سایه گستر بود/ شب بود/ میهن به قعر خشم و کین و آتش دیوانیان می سوخت
در رثای شهید مجید شریف واقفی


نوید شاهد:

شب بود

وحشت سراسر سایه گستر بود

شب بود

میهن به قعر خشم و کین و آتش دیوانیان می سوخت

در کوهساران لاله می رویید از خون شهیدان وطن

              گلگون

در آن حصار آجین، سکوت و غم

شب چیره بود و اختران در بند

ایام بس غمباره و طاغوت حاکم بود

گاهی خروسی بی محل فریاد بر می داشت

خاموشی شب می درید و بامدادان را خبر می داد

اما، نمی پایید دیری، جغد شب آوای شوم خویش سر می داد

تیغ مجاهد گاه گاهی خط سرخی در فضای تار شب می ساخت

خطی پیام آور ز صبح روشن و خورشید

             سرشار از امید

خطی که درهای امید و روشنایی را به روی خلق

خلقی سراسر رنج و اندوه شکست و درد

خلقی اسیر نابکاران

              باز می کرد

لیکن نپایید این امید مردمان تا دیرگاهی

              شب سیه تر، تیره تر، افکند روح خویش روی شهر

چرخید در مشت منافق خنجری خونین فرود آمد

از پشت بر پشت

بر آن مجاهد آن شریف خلق

و آن پاک و صادق مرد آن دیگر چریک، آن شیر رزم آور

شیران به روز و زاهدان در شب

آنان که همچون آذرخش آوار می گشتند

خنجر فرود آمد

بر خیل دشمن، هر زمان، هر جا

چرخید در مشت منافق خنجری خونین

فرو آمد

بر پشت مردی، جان به کف بنهاده، در راه خدا، در راه ایمان

                اسطوره های جاودان همت و ایثار

خنجر فرود آمد

               از پشت پرده تاری و خاموشی

              بنشست بر پشت مجاهد

مظهر خشم و خروش مردمان مانده در بیداد

             پاک و شریف آن یادهاشان جاودان


سروده جعفر ربانی اردیبهشت 1358

منبع : ماهنامه فرهنگی شاهد یاران/ شماره 129

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده