خاطرات دکتر رکنیان از دوران دفاع مقدس/
سه‌شنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۰۷
دکتر فریده رکنیان جراح و متخصص چشم در سال 1361 به استخدام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران آمد. ایشان در سمت های ریاست دپارتمان چشم پزشکی بیمارستان قدیم نهاجا در زمان دفاع مقدس و نیز ریاست دانشکده پرستاری نهاجا پس از جنگ فعالیت کرد. خاطره ای از دوران دفاع مقدس دکتر رکنیان و درمان ئه ها مجروح چشمی را در ادامه بخوانید:
دکتر فریده رکنیان جراح و متخصص چشم



نویدشاهد:  دکتر فریده رکنیان در کارنامه کاری خود که از اوایل جنگ آغاز شده درمان ده ها مجروح چشمی را ذکر می کند. دکتر رکنیان  می گوید: در طول جنگ تحمیلی، ضایعات چشمی رزمندگان زیاد بود تخلیه چشم دراتاق عمل، خونریزی چشم که با استراحت بیمار درمان  می شد و اگر ضایعات  خونریزی در اتاق  قدامی چشم بود او را به اتاق عمل می بردیم و شستشوی چشم انجام می شد تا خونریزی کنترل شود. وجود ترکش در چشم از ضایعات مرسوم در مجروحان چشمی بود که با درمان طبی، ترکش ها از چشم بیمار درآورده می شد که مجموع این درمان ها زمان بر بود و باید بیمار مدت زیادی در بخش بستری  می شد. مجروحان شیمیایی  چشم هم زیاد بودند. حدود  55 بیمار مجروح  شیمیایی چشم را تحت بررسی قرار دادم و درمان های موثر بر آنان را در مقاله ای نوشتم و در کنگره چشم پزشکی ارائه کردم. دکتر رکنیان در ادامه معتقد است اورژانس های چشم پزشکی در هنگام جنگ بسیار مهم است و باید بیمار به صورت ایزوله نگهداری شود  و اقدامات درمانی را برای او انجام داد و پذیرش بیماران چشمی به خصوص در تروما باید در اولویت تمام بیمارستان هایی باشد که بخش جراحی  چشم  پزشکی  دارند  چون بیمار ممکن است در اثر تروما برای  همیشه هر دو چشم خود را از دست  بدهد و شاید بتوان با پذیرش و درمان به موقع بیمار حداقل یک چشم او را به او برگرداند تا برای همیشه از دید محروم نشود.



نوجوان بسیجی که علی رغم جانبازی صد در صد، شاکر خدا و مخلوق بود


جوان 12 ساله بسیجی را به بخش چشم آوردند. هر وقت یادم می آید ناراحت می شوم چون او هر دو دست و هر دو پای خود را در جنگ از دست داده بود. یک چشم  او کاملا از بین رفته بود و چشم دیگر هم در اثر ضربه و تروما دچار ضایعات شدید شده بود و ترکش  های بیشمار در قرنیه و دیگر قسمت های چشم وجود داشت و خونریزی قرنیه و اتاق قدامی چشم هم مشهور بود. با توجه به وضعیت این نوجوان خود را موظف می دیدم که آنچه در توان دارم برای او انجام دهم تا حداقل دید یک چشم خود را به دست آورد. چشم آن بسیجی عزیز تحت درمان و مراقبت شدید قرار گرفت و بحمدالله نیمی از دید خود را به دست آورد  و موقعی که او را به مرکز معلولین منتقل می کردند از من تشکر کرد و گفت: من یک چشم خود را از دست داده بودم و شما همین مقدار دید را که به چشم دیگرم بخشیدید دنیا ارزش دارد.


منبع :  کتاب اطلس جامع/ نقش اداره بهداشت، امداد و درمان نیروهای هوایی ارتش در دفاع مقدس


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده