جمعه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۱۹
شهید اوحانی بر می گردد تا وضع را تشریح کند و کاملی بر می گردد تا نتیجه را گزارش دهد که می بینند آقا مهدی با تواضعی عجیب، با کسی صحبت می کند و چشمانش خورشیدوار می درخشند
دیدار با آقا امام زمان ( عجل الله)

نوید شاهد، شهید اوحانی بر می گردد تا وضع را تشریح کند و کاملی بر می گردد تا نتیجه را گزارش دهد که می بینند آقا مهدی با تواضعی عجیب، با کسی صحبت می کند و چشمانش خورشیدوار می درخشند، انگار دریایی از نور است که به یک سمت سرازیر شده است و لبهایش با تبسمی نمکین با کسی راز می گویند، صحبت در حریم است و همه بی خبرند و باید بی خبر بمانند. پیک وصال آمده است و پیغام وصل دارد.

نگاه شهید اوحانی و برادر کاملی در یکدیگر تلاقی می کند و آن گاه شهید اوحانی با صدایی لرزان- با توجه به برادر کاملی- می گوید: خداوندا...!

امام زمان!(عج) ...آقا مهدی دارد با مولایش سخن می گوید.

برادر کاملی و شهید اوحانی می گریند که یکمرتبه آقا مهدی باکری کمر راست می کند و برمی خیزد راست قامت و استوار؛ طرفی گرانبها بسته است، همین طرفته العین می ارزید و آن همه بی خوابی و خستگی.

شهید اوحانی حس می کند که بعد از این معراج باید با مهدی سخنی بگوید، اما دیگر قدرت تکلم از او گریخته است، نمی داند چه بگوید و چگونه؟ و بریده بریده جمله ای را سر هم می کند:

« آقا مهدی ... خلاصه ...ان شاءالله ...ما را حلال کنید!»


منبع : کتاب کرامات شهدا/جلد اول/ابراهیم رستمی

 
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده