جمعه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۷
همسرم! به تو اطمینان می دهم که من به آرزوی خود که شهادت در راه خداست خواهم رسید بدون اینکه قبل ازشهادت کمترین آسیب یا جراحتی متوجهم گردد

عاشقانه

نوید شاهد، یک روز از همت پرسیدم؛ « چگونه می شود که شما در این همه نبردهای خونین حتی یک بار موردی پیش نیامده که کمترین خراشی و جراحتی برداری، حال آنکه همیشه در خط مقدم جبهه ای ؟!»

وی در پاسخم گفت: « آن روز که در مکه معظمه در طواف بیت الله الحرام بودم، آن لحظه ای که از زیر ناودان طلا می گذشتم، از خدا تقاضا نمودم که :

1-مرا از کاروانیان نور و فضیلت باز ندارد و مدال پر افتخار شهادت ارزانیم دارد.

2-راضی به اسارتم نگردد و مرا از اسارت به دست دژخیمان بعثی در سایه لطف و عنایت خود نگه دارد.

3-تا لحظه شهادت کوچکترین آسیب و زخمی از طرف خصم دون عارضم نگردد تا با بدنی سالم و پیکری توانمند در حین نبرد و جدال با شراب گوارای شهادت، به محفل انس روم.

همسرم! به تو اطمینان می دهم که من به آرزوی خود که شهادت در راه خداست خواهم رسید بدون اینکه قبل ازشهادت کمترین آسیب یا جراحتی متوجهم گردد.»

راوی : همسر شهید همت
منبع : کتاب کرامات شهدا/ جلد اول/ ابراهیم رستمی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده