تقربياً دو سالي از مجروحيت نادعلي و آلودگي او به مواد شيميايي مي گذشت. خوب يادم مانده كه يك بار براي زيارت آقا علي بن موسي الرضا (ع) به شهر مقدس مشهد مشرف شده بوديم

همه عمر تلخي كشيده است سعدي

نوید شاهد، تقربياً دو سالي از مجروحيت نادعلي و آلودگي او به مواد شيميايي مي گذشت. خوب يادم مانده كه يك بار براي زيارت آقا علي بن موسي الرضا (ع) به شهر مقدس مشهد مشرف شده بوديم. به غير از نادعلي، چند نفر از جان بازان قطع نخاعي هم، با ما بودند. نادعلي به دليل مشكل تنفسي و ميزان رطوبت بالاي شبستان، به ضريح خيلي نزديك نمي شد، جان بازان قطع نخاعي هم مثل او به خاطر سيل و خيل جمعيت، زياد به ضريح نزديك نمي شدند.
يك بار كه نادعلي را در حال خواندن زيارت نامه ديدم، از اين كه نه او و نه من خيلي نمي توانيم به ضريح نزديك شويم، بغضي در گلويم شكست. رو به نادعلي كردم و از اين وضعيت گله كردم.
- نادعلي جان، زندگي براي ما خيلي سخته، نه؟!
بر خلاف انتظار كه تأييد حرف هايم بود، نادعلي با وقار خاصي به من رو كرد و خنديد.
- نه عزيز جان، فكر مي كنم همه ي مردم، زندگي مي كنند. يك روز به دنيا مي آيند و روزي هم مي ميرند. چيزي كه هست، زندگي ما در تاريخ به ياد ماندني است. شايد ما زودتر، از اين دنيا برويم ولي يادت باشه كه ما تاريخ را عوض كرديم. يادت باشه كه انقلاب ما امتداد خون شهداي كربلاست. (از توصيه هاي امام خميني (ره)) ما براي خدا رفتيم و تا آخر هم، ايستاده ايم. نگران نباش! نگران نباش!
بعد از سال ها، هنوز آهنگ حرف هاي نادعلي در گوشم طنين مي اندازد و آن چهره ي هميشه خندان، از مقابل چشمانم محو نمي شود. بي اختيار به ياد اين بيت سعدي مي افتم:

         همه عمر تلخي كشيده است سعدي                كه نامش بر آمد به شيرين زباني

راوي: عزيزالله هاشمي جان باز قطع نخاعي و دوست شهید شیمیایی نادعلي هاشمی


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده