سه‌شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۲
شهید خیرالله مؤمنی در دوم آذر ماه 1357 سینه خود را سپر گلوله ها نمود و درحالی که پیشاپیش مردم انقلابی زادگاهش در تظاهرات شرکت کرده بود به شهادت رسید.
فجرآفرینان/ شهید خیر الله مومنی

سال 1322 در سریش آباد از توابع شهر قروه در استان کردستان دیده به جهان گشود پدرش قشم و مادرش زیور نام داشت میان خانواده ی متدین رشد و نمو یافت و در همان کودکی از فضای معنوی خانه بهره مند شد و با احکام دینی آشنایی پیدا کرد. در حد خواندن و نوشتن سواد داشت و از همان دوران نوجوانی همچون خیلی از همسن و سالانش در باغ، مزرعه مشغول به کار شد و بعدها از طریق کارگری وچند سالی چوپانی زندگی را اداره می کرد چند سالی بود شغل آسفالت کاری را برای خود انتخاب کرده بود با وجود سواد کمی که داشت به مسائل روز آگاه بود و در عمل به احکام شرع مبین اسلام بسیار کوشا بود در هوای گرم تابستان و با وجود کار طاقت فرسا روزه اش قضا نمی شد درآمد آن چنانی نداشت ولی از محل همان در آمد کم هم وجوهات شرعی را پرداخت می کرد.

با تمام وجود به سیدالشهداء امام حسین (ع) عشق می ورزید و ماه محرم که از راه می رسید پیراهن سیاه به تن می کرد و در عزای امام حسین (ع) و یاران آن حضرت به سروسینه می زد و شب هفتم ماه محرم را هر سال در منزل مراسم عزاداری برپا می کرد و جوانان محل و هیئت عزاداری را به خانه خود دعوت می نمود سال 1357 که قیام مردمی علیه حکومت پلوی حال و هوای خاص پیدا کرده بود او از انقلابیون پیشگام در دیار خود بود و اعلامیه ها و نوار سخنرانی امام خمینی (ره) در بین مردم پخش می کرد و در همان ایام چندین بار به قم و تهران سفر کرد دوستانش تعریف می کردند زمانی ثمره زندگی اش سه فرزند پسر و یک دختربود که در شب دوم ماه محرم مصادف با دوم آذر که تظاهرات مردمی به اوج رسیده بود او کفن می پوشید و با کفن حضور پیدا می کرد و بدینسان خود را برای شهادت آماده کرده بود با روحانیت مبارز ارتباط داشت و درحد توان مردم را به قیام علیه رژیم شاه تشویق می کرد. سی و پنج سال از خدا عمر گرفته بود وبا عزت زندگی می کرد و می کوشید تا با کسب روزی حلال زندگی را اداره کند.

سال 1357 سینه خود را سپر گلوله ها نمود و درحالی که پیشاپیش مردم انقلابی زادگاهش در تظاهرات شرکت کرده بود به شهادت رسید و بعنوان اولین شهید آن دیار پیکر پاکش را بخاک سپردند و جاودانه شد و میدان محل شهادت آن دلاور مرد انقلابی بعنوان میدان شهدا تغییر نام یافت.

شوق پرواز

خود را برای شهادت آماده کرده بود بارها توسط مامورین ساواک تهدید شده بود ولی او شوق پرواز را در سرداشت و برای شرکت در فعالیت های انقلابی وهمراهی با مردم سایر دیار و سر نگونی رژیم شاه به شهرهای بزرگ سفر می کرد و برای تامین هزینه سفر فرش خانه خود را فروخته بود و چند روز قبل از شهادت دو هزار و دویست تومان که در آن وقت مبلغ کمی نبود بعنوان وجوهات شرعی به فردی به نام حاج محمد تقی طاهری که نمایندگی دفتر حضرت آیت الله گلپایگانی را عهده دار بود پرداخت کرده بود و چون شوق پرواز را در سرداشت نمی خواست بدهکار کسی باشد.

منبع : کتاب فجر آفرینان (با نگاهی به زندگی و خاطرات شهدای دوران انقلاب) صفحه 76

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده