شهید عبدالرضا شمالی پس از 60 ماه حضور عاشقانه ، چهارم دی ماه 1365 در حالی که فرماندهی واحد اطلاعات عملیات در جزیره ام الرصاص اروندرود را بر عهده داست بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.

«شهید عبدالرضا شمالی» فرمانده واحد اطلاعات عملیات در جزیره ام الرصاص اروند رود

عبدالرضا شمالی خیّادانی، فرزند علی، در پانزدهم آذرماه سال 1337 شمسی در خوراسگان اصفهان در دامان مادری مهربان به نام معصومه به دنیا آمد . وی با ترنم مهربانی و احساس پدری کشاورز و مقاوم، حدیث عشق را زمزمه نمود و به مدد دل آرام و مطمئن والدینش بود که با باور و یقین به کوچه باغ عشق و بندگی قدم نهاد و همواره مهربانی و خوش اخلاقی را نثار دیگران می کرد .

عبدالرضا تحصیلاتش را تا اخذ مدرک سیکل ادامه داد و سپس به کار آزاد مشغول گردید؛ اما با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی به صف مبارزین پیوست و با حضور در راهپیماییها و تظاهرات و نگهبانی های شبانه به حمایت از انقلاب اسلامی پرداخت .

پس از انقلاب اسلامی با بسیج همکاری و در کلاس های آموزشی بسیج شرکت داشت. عبدالرضا همزمان با شروع جنگ برای زنده کردن پیام امامحسین(ع) راهی جبهه های جنوب شد. وی در عملیات گوناگون شرکت کرد و در واحد اطلاعات و عملیات مأموریت های مهمی را انجام داد. عبدالرضا در سال1362 شمسی ازدواج کرد . هیچ چیز حتی هم سفر جادۀ زندگی اش مانع حضور او در جبهۀ نبرد نشد. وی سرانجام پس از 60 ماه حضور عاشقانه در جبهه های نبرد حق علیه باطل در تاریخ 4 دی ماه1365 درحالی که فرماندهی واحد اطلاعات و عملیات در جزیرۀ ام الرصاص اروندرود را برعهده داشت، براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاک وی به اصفهان منتقل و در گلستان شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

وصیت نامۀ شهید عبدالرضا شمالی:

باسمه تعالی

همان طور که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «أشرف الموت قتل الشهادۀ » : شرافتمندترین مرگ شهادت است، من نیز به ندای آن ها پاسخ مثبت می دهم و شهادت در راه خدا و احیاء حق مستضعفان را برگزیدم و باید بگویم رفتن از این دنیای فانی به دنیای ابدی، هجرت همیشگی. از یک زندگی سلولوار است به یک گلستان آری؛ من برای برقراری حکومت عدل اسلامی در جهان، تحت رهبری نایب امام زمان، آیت الله امام خمینی و برای نجات مستضعفین جهان و همچنین ثبات ولایت فقیه و ثبات رژیم جمهوری اسلامی و برای نابودی گروهک های وابسته به ابرقدرت های چپ و راست که خود را حامی خلق می دانند، پا به میدان مبارزه گذاشتم و تا آخرین قطرۀ خون و آخرین نفس مبارزه خواهم کرد و از همۀ خواهران و برادرانم که وصیت نامه را می خوانند، تقاضا دارم در هیچ شرایطی بازیچۀ دسایس دشمنان خدا و اسلام قرار نگیرید و از روحانیت، این سنگر آزادی و عدالت و حامی مستضعفان، حمایت کنید و از هرگونه دودستگی و تفرقه که فقط سود آن نصیب دشمنان قسم خوردۀ ما می شود، پرهیزید و پیرو مکتب اسلام و خط رهبری باشید. می روم که به کاروان آن شهیدان بزرگوار، آن بزرگ مردان راستین اسلام، آن بندگان صالحی که جان ناقابل خود را با خون خود به خداوند تبارک و بپیوندم. تعالی تقدیم نمودند، سلام و درود فراوان بر پدر و مادر عزیزم. امیدوارم که حالتان خوب و سلامت باشد. سعادت شما را از خداوند متعال خواستارم. ان شاء الله که در انجام امور دینی موفق و سربلند هستید. پدر و مادر مهربانم، بدینوسیله می خواهم از زحمات شما دربارۀ خودم تشکر کنم.

سلام و درود فراوان بر برادران عزیزم. امیدوارم که حالتان خوب و سلامت باشد. سعادت شما را از خداوند متعال خواستارم. ان شاء الله که در انجام امور دینی موفق و سربلند باشید. باری، از لطف شما و زحماتی که دربارۀ اینجانب کشیده اید، تشکر می کنم و از شما می خواهم در راه خدا قدم بردارید که جز این راه، راه دیگری به سعادت نمیرسد .»

منبع: پرونده فرهنگی شاهد، پرونده کارگزینی شاهد، سرگذشت پژوهی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده