روایتی از 2 شهید قرآنی کشور؛
شهید جواد همتی از شهدای قرآنی بود که در 29 مرداد سال 65 به شهادت رسید و پیکرش 17 سال در گمنامی ماند تا اینکه به واسطه الهامات مادر شهید شناسایی شد.

مادر شهیدی که بازگشت پیکر فرزندش به او الهام شد

در بین تقریبا 30 هزار شهید کشور تاکنون 2 هزار شهید قرآنی از فعالان، اساتید، قاریان، حافظان و مروجان قرآنی شناسایی شده‌اند؛ شهدایی که عمل کنندگان واقعی به قرآن بودند و در راه دفاع از اسلام و کتاب آسمانیشان جان خویش را فدا کردند. در ادامه روایتی از 2 شهید قرآنی را می‌خوانیم.

امام حسین (ع) عباس را به جبهه دعوت کرد

منصور نورایی از مداحان و مرثیه خوانان و برادر شهید عباس نورایی در خصوص ویژگی‌های برادرش که از فعالان قرآنی بود، گفت: عباس هم حافظ آیات قرآن و هم حافظ قرآن به لحاظ عملی بود. هم طلبه خوبی بود هم به زبان‌های انگلیسی و عربی تسلط داشت و به تفسیر و قرآن نیز مسلط بود.

از آغاز رسمی جنگ در غائله کردستان حضور داشت و به جبهه‌های جنوب نیز رفت. سال 64 مدتی ماموریتش تمام شد و به تهران آمد. من در منطقه بودم، مادرم با من تماس گرفت و خبر بازگشت عباس را داد و گفت که به عباس بگو چند روزی در تهران بماند، زنش تنهاست و بچه کوچک دارد.

خودم را سریع به تهران رساندم و از عباس خواستم در تهران بماند، گفت اینطور نمی‌شود که تو به سعادت برسی و من بی‌نصیب بمانم، وظیفه دارم که برم، امام حسین (ع) از من خواسته. همسرش تعریف می‌کرد که به محض ورود عباس به خانه در خانه را زدند و نامه‌ای از طرف راهیان کربلا برای اعزام دوباره به جبهه دادند، عباس نامه را گرفت و روی چشم هایش گذاشت و گفت: امام حسین (ع) من را طلب کرده است.

عباس از خدا خواسته بود که گمنام بماند و همانطور هم شد، پیکرش بعد از 28 سال به خانه برگشت.

مادر شهیدی که بازگشت فرزندش به او الهام شد

قره شیخ لو از اساتید قرانی کشور نیز در روایتی از شهید جواد همتی از شهدای قرآنی کشور گفت: اوایل دهه شصت دوران دبیرستان را در مدرسه سلمان فارسی منطقه 17 سپری می‌کردم؛ دبیرستانی که از لحاظ آمار شهدا با 190 شهید در رتبه سوم دبیرستان‌های کشور قرار دارد. جواد همتی یکی از فعالان قرآنی بود که با هم به مجلس استاد غفاری و غیره می‌رفتیم؛ جواد در سال 65 عازم جبهه شد و در کربلای 5 از ناحیه گردن مجروح شد و به بیمارستان قم آمد، یک شب بستری بود، اما با همان وضع مجروحیت خودش را به منطقه عملیاتی رساند.

شهید داوود حیدری فرمانده جواد تعریف می‌کرد که با وجود مجروحیت اصرار داشت به منطقه برود. آنقدر اصرار کرد که بلاخره فرمانده گردان قبولش کرد و در 29 مرداد سال 65 به شهادت رسید. پیکرش بعد از 17 سال به کشور بازگشت.

مادر شهید همتی تعریف می‌کرد که یک شب از تلویزیون خبردار شدم پیکر چند تن از شهدا را به کشور آوردند، به قلبم الهام شد که پیکر جواد هم در میان شهداست، فردا خودش را به معراج شهدا رساند و از مسوولان سوال کرد آیا جواد همتی در بین شهدا است یا نه، وقتی به لیست شهدا نگاه کردند نام جواد را هم دیدند که در لیست بود.

منبع: خبرگزاری دفاع مقدس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده