هفتمین روز از تیرماه سال 1360 سرخی خون شهیدی را دارد که امام خمینی (ره) در توصیف او می گویند: "ایشان(شهید بهشتی) مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود.

زیستن به سبک

نوید شاهد:
هفتمین روز از تیرماه سال 1360 سرخی خون شهیدی را دارد که امام خمینی (ره) در توصیف او می گویند: "ایشان «شهید بهشتی» مورد هدف اجانب و وابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت ها، تهمت های ناگوار به ایشان می زدند از آقای بهشتی می خواستند یک موجود ستمکار دیکتاتور معرفی کنند، در صورتی که من بیش از 20 سال ایشان را می شناختم و برخلاف آنچه این بی انصاف ها در سرتاسر کشور تبلیغ کردند و "مرگ بر بهشتی" گفتند، من او را یک فرد متعهد، مجتهد، متدین، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می دانستم."

همچنین "بهشتی یک ملت بود."، "بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان بود" و "شهید بهشتی در رأس ابرار است" سه جمله پر مفهوم از بنیا ن گذار کبیر انقلاب اسلامی است که در رابطه با شهید بهشتی بیا ن کرد ه اند. اینک به مناسبت شهادت شهید سید محمد حسین بهشتی مروری بر اندیشه ها و گفتارهای این مجاهد راستین خواهیم داشت.

سبک صحیح اقامه نماز

"این سبک که ما نماز می خوانیم، یعنی دو نماز با همدیگر، سنت اسلامی نیست. سنت اسلام این است که انسان پنج نوبت نماز بخواند؛ هر چند اگر حالا یک نفر در مسجدی پنج نوبت نماز بخواند می گویند آقا سنی است. برای اینکه مثل سنی ها پنج بار نماز می خواند! ولی از نظر فقه شیعه نیز بر پنج بار نماز خواندن در وقت فضیلت تأکید می کند. این مسئله در رساله های عملیه هم که به فارسی نوشته شده آمده است. ولی مثل اینکه به همین هم که در رساله های عملیه نوشته شده نمی شود عمل کرد. چون اگر عمل کردی سر و صدا بلند می شود و صف شکنی و این حرف ها مطرح خواهد شد!

یکی از وظایف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ این است که اسلام اقلیمی و خانوادگی را به اسلام شناختی و انتخابی تبدیل کند.باید اسلامش اجتهادی باشد و نه تقلیدی

یکی از وظایف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ این است که اسلام اقلیمی و خانوادگی را به اسلام شناختی و انتخابی تبدیل کند.باید اسلامش اجتهادی باشد و نه تقلیدی.(کتاب: سرود یکتاپرستی صفحه 89)

اسلام اقلیمی را به اسلام انتخابی تبدیل کنید. مسلمانان "پدر و مادری" و "اقلیمی" که ماها باشیم. چرا شما مسلمانی؟ چون در خانه ی پدر و مادر مسلمان به دنیا آمد ه ام. اگر در خانه ی پدر و مادر مسیحی به دنیا آمده بودم چه بودم؟ مسیحی بودم. اگر در خانه ی پدر و مادر بی دین و مادی به دنیا می آمدم چه بودم؟ ملحد و مادی بودم. اگر مسلمان اقلیمی یا مسلمان شناسنامه ای، مسلمان زاده شده باشد و در خانه ی پدر و مادر مسلمان اگر درست ساخته شده باشد و صحیح تربیت بشود یعنی درست به او برسند یا خودش به خودش برسد مسلمان راستین می شود. و گر نه مسلمانی می شود که چون پدر و مادرش مسلما ن بودند مسلمان است من به این ها مسلمان های عادتی می گویم زیرا عادت کرد ه اند مسلمان باشند.

مؤمن، مسلم و اسلام راستین؛ با ایمان و با عمل همراه است.این اسلام شناسنامه ای و آن اسلام تابعیتی می شد با ایمان همراه نباشد،می شد با عمل هم همراه نباشد و ظاهری باشد ولی اسلام راستین با ایمان راستین، ایمان قلبی، با عمل و پایبندیِ راستین همراه است.

یکی از وظایف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ این است که اسلام اقلیمی و خانوادگی را به اسلام شناختی و انتخابی تبدیل کند. این یکی از همان چیزهای به نظر جزیی است که از وقتی که در اسلام مورد بی مهری و کم توجهی قرار گرفت، جامعه ما را به عقب برد.

هر دختر و پسر مسلمان باید در آغاز بلوغ، اسلامش اجتهادی باشد و نه تقلیدی؛یعنی پذیرش اصول ایدئولوژی باید از روی شناخت و انتخاب و اجتهاد و کوشش باشد و اگر این طور نباشد اسلامش ناقص است.اگر گذشتگان ما نکردند آیا ما حاضریم برای بچه های خودمان بکنیم؟ حاضریم همت کنیم رفقایی که به اینجا می آیند، اسلام اقلیمی خانوادگی عادتی خودشان را به اسلام انتخابی آگاه تبدیل کنند؟"

(کتاب: سه گونه اسلام‌)


زیستن به سبک


یک خرده کمتر بد شوید!

"اگر با کوشش هایتان و با این برنامه هایی که دارید کمی بهتر از امروزتان بشوید، موفقیت بزرگی است. اگر در این برنامه ها یک نمونه ساخته بشود، اید ه آل است.

شما با مقداری خصلت های خوب آمد ه اید، این ها را هم که از دست ندهید و بدتر نشوید، موفقیتی در خور ملاحظه است. اگر بدتر هم می شوید یک خرده کمتر بد شوید؛ کند تر بدتر بشوید.این هم موفقیت است.

(کتاب: سه گونه اسلام)


مسلمان از هیچ کس ستایشگری نمی کند

"تملق و چاپلوسى از عوامل فساد دو جانبه است. هم براى شخص متملق فساد روحى و پستى و دنائت مى آورد، هم آن كسى را كه ديگران تملق او را مى گويند گمراه می كند. يعنى فساد دو جانبه دارد. مسلمان از هيچ كس ستايشگرى نمی كند، گرچه قدردانى می کند. مثلاً می گويد فلانى مردى خدمتگزار است. اين، قدردانى و شكر است. انسان بايد سپاسگزار همه كس باشد. شما به من محبتى كنيد، من نيز مى گويم بسيار متشكرم. اين لازم است. تشكر، يعنى سپاسگزارى در برابر محبت شما. اما اگر شما به من محبتى كنيد و من بگويم متشكرم، بعد هم شروع كنم براى شما اوصاف حميده و خصال پسنديد ه اى را برشمارم كه يا هيچ یك از آنها در شما نيست، يا مقدار كمى در شما وجود دارد ولى من آن را چند برابر بكنم، اين عمل ستايشگرى است.

تنها موجودى كه انسان مى تواند و شايد و بايد كه زبان به ستايش او بگشايد خداست، كه كمال مطلق است و هر چه درباره او بگو ييم باز هم كم است. اما در مورد انسا ن ها حساب داشته باشيد از ايشان قدردانى، تشكر، سپاسگزارى بكنيد، ولى ستايشگرى نكنيد. حمد وستايشگرى مخصوص خداى جهانيان است.

(کتاب:نماز، سرود یکتا پرستی)


زیستن به سبک


در اسلام وانهادگی وجود ندارد

"انسان مسئول است. مسئول ساختن خویش و محیط خویش. مسئول اسم مفعول است. سائلش کیست؟ در مکتب های معتقد به مسئولیت، از سائل می پرسند. "مَن سائل؟" این بازخواست کننده کیست؟ درماندگی وجود دارد و جواب درستی در دست نیست. ولی در اسلام جواب خیلی روشن است. سائل کیست؟ خداوند. "وقفوهم انهم مسئولون" {صافات، 24 } ولتسئلن عما کنتم تعلمون" {نحل، 93 } بعد مسئله مراقبت و اضطراب.خوب وقتی انسان مسئول آیند ه اش است، پس در زندگی دلهره و نگرانی دارد که فردا چه پیش می آید. مثل سایر موجودات نیست که بگوید به من چه که فردا چه می شود؟ هر چه پیش آید خوش آید!

فردا چه پیش می آید؟ آنچه تو برای خود پیش آوری. عجب! پس باید بجنبم؟ بله، باید بجنبی.باید بیدار باشیم؟ بله، باید بیدار باشی. دلهره و اضطراب و مراقبت. آیا منِ انسانِ مضطرب در این پهنه هستی تک و تنهایم؟ پناهگاه ندارم و به خود وانهاد ه ام؟

فردا چه پیش می آید؟ آنچه تو برای خود پیش آوری. عجب! پس باید بجنبم؟ بله، باید بجنبی.باید بیدار باشیم؟ بله، باید بیدار باشی. دلهره و اضطراب و مراقبت. آیا منِ انسانِ مضطرب در این پهنه هستی تک و تنهایم؟ پناهگاه ندارم و به خود وانهاد ه ام؟

نه دراسلام وانهادگی وجود ندارد. یک چیز وجود دارد و آن این است که تو یک قدم جلو بگذار، نیرویی در جهان وجود دارد که اگر تو یک قدم جلو بگذاری، او تو را حمایت می کند. از تو حرکت و از خدا برکت."و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین" {عنکبوت، 69}

(کتاب درس گفتارهای فلسفه دین)


ظرف ها رو می شست

"کارهای خانه را بین بچه ها تقسیم کرده بود و در این میان کار زنانه و مردانه وجود نداشت. پسرها هم درست مثل دخترها به موقعش ظرف می شستند و خانه را جارو و گردگیری می کردند. اما خرید بیرون را یا خودش انجام می داد یا پسرها. او خیلی رعایت حال مرا می کرد. اوایل انقلاب یک وقت می شد که به خاطر تراکم کارها، مهمانانی سرزده به خانه ما می آمدند. در این گونه موارد، سر راه برای مهما ن ها غذای آماده می گرفت که من به زحمت نیفتم. بعد از انقلاب و پس از شروع ترورها، اتاقی را در منزل برای محافظان در نظر گرفته بودیم و تهیه غذای آنها به عهده ما بود. او بلافاصله کسی را برای انجام آن امور استخدام کرد تا من به زحمت نیفتم. هر وقت هم مریض می شدم، همه کارهای خانه را خودش انجام می داد و از من پرستاری می کرد و حتی گاهی غذا هم می پخت و ظرف ها را می شست"

(مرحومه عزت الشریعه مدرس مطلق همسر شهید بهشتی)


زیستن به سبک


باید زندگی خوب را درک کرد

" در زمان انقلاب از جمله خاطرات جالبم دیدار با شهید بهشتی بود. روزی به خانه ایشان در پل رومی رفتم. برایم جالب بود که در اتاق پذیرایی مبل داشت و بوی ادکلن می داد.

من که در آن دوران شخصیتی کاملا انقلابی داشتم از شهید بهشتی پرسیدم: شما چطور انقلابی هستید که مبل و یخچالی مدل بالا و پر از گوشت و.... دارید و این طور زندگی می کنید؟

گفت: رضا جان تئوری های انقلاب این طور نیست که تو فهمید ه ای. تو نمی توانی زیبایی و رفاه را نفهمی و بعد از انقلاب رفاه را به وجود آوری. باید تمرین کنیم که زندگی خوب چطوری است تا بتوانیم زندگی خوبی به مردم بدهیم.

خندید و گفت: رضا جان تئوری های انقلاب این طور نیست که تو فهمید ه ای. تو نمی توانی زیبایی و رفاه را نفهمی و بعد از انقلاب رفاه را به وجود آوری. باید تمرین کنیم که زندگی خوب چطوری است تا بتوانیم زندگی خوبی به مردم بدهیم. ما اگر نفهمیم خوبی چیست هیچ وقت نمی توانیم خوبی را به مردم هدیه کنیم. شهید بهشتی توضیح میدهد این ها (ادکلن و مبل و....) از پول تدریس خودم تهیه شده اند. ادکلن هم می زنم چون همه باید روزی ادکلن بزنند.

(خاطره ای از رضا کیانیان)


مفهوم دعا در شب قدر

بسيار خوب است كه انسان در اين شب (شب قدر) دعا كند، اما بايد عرض كنم كه بيشتر دعاها یی كه از ائمه ما، مخصوصا از امام سجاد و از مولاى متقيان اميرالمؤمنين على(ع) رسيده، جنبه معاشقه با خدا دارد. اصلاً امام سجاد در بيشتر دعاهاى صحيفه سجاديه چنان سخن مى گويد كه گویی دلباخته و دلداد ه اى با محبوب خودش سخن مى گويد. از اين انس لذت مى برد. با خدا انس مى گيرد. اين دعاست. بنابراين، دعا مخصوص آد م هاى درمانده و محتاج نيست.

دعا مخصوص آد م هاى مشكل زده هم نيست. عاليترين درجه دعا مال آنها یی است كه از اين مراحل، بالا آمده باشند و وقتى به سوى خدا مى روند يا براى شكر يا از شكر بالاتر، براى انس، دل به سوى خدا دارند. اما در قرآن كريم؛ در قرآن كريم بيشتر آيات دعا مربوط به آن قسم اول و دوم، و آيات كمترى مربوط به قسم سوم است.

چون آيات قرآن روى حساب سطح عموم مردم است و چون توجّه عموم مردم به خدا بيشتر براى مشكل گشا یی و يارى خواهى است، يا از اين بالاتر، براى شكرگزارى است، بيشتر آيات دعا در قرآن در اين مورد آمده است. ولى آيات كمترى نيز كه مربوط به خواص و زبدگان است در قرآن آمده است، كه در آنها هم دعا معناى انس با خدا را دارد. آن آيات بيشتر با كلمه ذكر و تذكر و ياد خداست. دعا در آن آيات بيشتر با اين كلمه بيان شده است. مطلب ديگرى كه لازم است درباره دعا عرض كنم اين است كه بدون ترديد براى كسانى كه تربيتشان، اعتقادشان، عادتشان، راه دعا را به روى آنها در زندگى نبسته و پيوند قلبى ميان آنها و ميان كسى كه به او دعا گويند گسسته و بريده نشده، دعا یكی از پناهگاه هاى عالى سعادت بخش در زندگى است.

آنهایی كه پناه دعا را از دست نداده اند نعمتى بزرگ دارند كه بايد قدرش را بشناسند؛ ولى مبادا درباره اين پناهگاه بد فكر كنيم. دعا پناهگاه پرارزشى است براى مردمى كه بفهمند دعا يعنى چه و چه جور بايد دعا كرد و كجا بايد دعا كرد. و دعا لغزشگاه خطرناکی است براى فرد و امتى كه ميزان و حد دعا را نشناسد؛ كما اينكه امت ما در مورد دعا به چنين لغزشى دچار شده است. در اين مورد بايد یک جمله عرض كنم، و آن اين است كه دعا به هيچ صورت براى آن نيست كه دعاكننده ذره اى از كوشش و تلاش خودش براى رسيدن به آن مطلبى كه درباره آن مطلب دعا می كند خود دارى كند. اگر دعاكننده اى دعا كرد و خودش حركت نكرد، يا حركت كرد ولى به اندازه كافى حركت نكرد، انسان جاهل و نادانى است.


زیستن به سبک


اگر امتى، اجتماعى، كه در لابلاى چر خ هاى پيچيده زندگى اجتماعى گير افتاده و از هر سو فشار می گيرد،دست به دعا بردارد و از خدا خلاص و نجات و رهایی خودش را از شرايط و مشكلات بخواهد، بسيار بجاست؛ بسيار خوب است. اما قبلا بايد از اين امت پرسيد آيا همه را ه هاى عقلایی تلاش و كوشش براى نجات و اصلاح خودش را طى كرده يا نه.

ما كه دعا می كنيم، معنى دعا اين است كه از آن طرف پيوند با بى نهايت، پيوند با خداى بى نهايت و قدرت بى نهايت او را، همواره براى خودمان محفوظ نگه مى داريم. و از اين طرف معنايش اين است كه بر خودمان نهيب مى زنيم مبادا دچار يأس و نااميدى باشيم. بكوش؛ اميدوار باش؛ اميد است از را ه هایی كه حتى به فكرت نمى رسد به هدف و مقصود و آمال و آرزويت برسى.

(بخش هایی از کتاب: شب قدر)

منبع: ماهنامه شاهد جوان/شماره 131

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده