«شهید سیّد قادر موسوی»، اعتقاد داشت نباید انسان‌ها را از خود برنجانیم. معلوم نیست فردا کی مرده، کی زنده است.

فردای آن روز، به لقاءالله پیوست

نوید شاهد؛ در کتاب «سیره شهدای دفاع مقدس؛ اخلاق متعالی» خاطره‌ای از «شهید سیّد قادر موسوی»، آورده شده است که در ادامه می‌خوانیم:

دلش را به دست آورد

«شهید سیّد قادر موسوی»، یک روز قبل از شهادتش، در عملیات «کربلای 5» بر سر مسئله‌ای، با یکی دیگر از بچه‌های بسیج درگیری لفظی کوتاهی پیدا نمود. ایشان بعد از اینکه همه چیز ختم به خیر شد، دائم خودش را با ناراحتی خطاب قرار می‌داد و می‌گفت: «لعنت بر شیطان! معلوم نیست فردا کی مرده، کی زنده است و ما آدمی را از خودمان رنجاندیم.»

آنقدر سر این مسئله معذب بود که سرانجام به سراغ آن بسیجی رفت و دلش را به دست آورد. «شهید سیّد قادر موسوی» روز بعد در ماموریتی که گردان «جعفر طیّار» برای شکستن خط مقدم دشمن رفته بود، به لقاءالله پیوست.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده