شهید عباسعلی شادور در دوم فروردین ماه 1361 در عملیات فتح المبین به شهادت نائل آمد.
نگاهی به زندگی و وصیت نامه شهید عباسعلی شادور

شهید عباسعلی شادور سال ۱۳۴۰ در خانواده متدین در شهر «بوشهر» دیده به جهان گشود. وی دارای اخلاقی خوب و خیلی خوشرو بود و از همان دوران کودکی، علاقه فراوانی به نماز و انجام فرائض معنوی داشت و در این زمینه زبانزد دوستان و خانواده بود.

«عباسعلی» دوران ابتدایی را در دبستان «سعادت» بوشهر گذراند و سپس مقطع راهنمایی و سطح دبیرستان را در مدرسه «امیرکبیر» و دبیرستان «طالقانی» سپری کرد.

با اوج‌گیری انقلاب، فعالیت‌های سیاسی خود را همچون دیگر جوانان انقلابی این مرز و بوم علیه رژیم شاهنشاهی آغاز کرد و در تظاهرات و راهپیمایی‌ها و پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره)، شرکت پویا داشت.

«عباسعلی» عضو فعال بسیج بود و با شروع جنگ تحمیلی، طی چهار مرحله به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد. وی همواره در جمع خانواده و دوستان خود می‌گفت: «ما برای هرچه بارورتر شدن اسلام؛ حداقل برای آیندگان باید بهای آن را پرداخت کنیم، هرچند سنگین باشد».

سرانجام «عباسعلی شادور» در ۱۳۶۱/۱/۲ در عملیات «فتح المبین» به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به خیل دوستان شهیدش پیوست.

در ادامه وصیت‌نامه این شهید گرانقدر را بخوانید:

به‌نام خدایی که به من جان داد تا فدای اسلام کنم

«إِنَّا للّه و إِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ؛ ما از آن خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت». چه پرافتخار است که خدا خریدار جان‌های ما گردد و ما فروشنده جان‌های خود؛ و چه خوب است که با کوله‌بار پر به‌سوی خالق خود عزیمت کنیم.

و اما سخنی با خانواده‌ام...

من از خانواده‌ عزیزم می‌خواهم که در نبودن من اصلاً ناراحت نباشند، بلکه برای اسلام ناراحت باشند که از دست نرود؛ چرا که اسلام بها می‌خواهد و ما برای هرچه بارورتر شدن اسلام، لااقل برای آیندگان، باید بهای آن را پرداخت نماییم، هر چند هم که سنگین باشد.‌ ای ملت غیور و قهرمان و شهیدپرور ایران!

می‌دانم که من خیلی کوچک‌تر از آن هستم که به شما نصیحت کنم، ولی این نصیحت برادرانه را از من بپذیرید، راه امام خمینی را گم نکنید و امام عزیزمان را تنها نگذارید و دنباله روی این پیر جماران باشید که او وارث خون حسین (ع)، سرور شهیدان و خون تمام شهیدان است.

کاری نکنید که امام عزیزمان از بی‌یاوری، درد دل خود را هم، چون حضرت علی (ع) با چاه بگوید.

در راهی قدم بردارید که همسو با مکتبی واحد (اسلام)، و امتی واحد (حزب‌الله) باشید، پس در خط الهی واحد حرکت کنید تا به اسلام ضربه وارد نشود و در راه اعتلای کلمه «الله» و تحقق بخشیدن به راه انبیاء، تا آن‌جا که می‌توانید بکوشید.

از ملت عزیز و قهرمان بوشهر می‌خواهم، که اگرچه من لیاقت نهادن نام شهید را بر خود ندارم، ولی از مردم انقلابی بوشهر می‌خواهم که دعا کنند تا خداوند مرا جزو شهدا قرار دهد.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده