قائم‌مقام بنیاد شهید می‌خواهد شما و زهرا را به دیدار مقام معظم رهبری ببرد:
چهارشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۸
گزارش از دیدار غیر منتظره همسر و فرزند شهید نور خدا موسوی با رهبر معظم انقلاب در سال 1395 به مناسبت شهادت این جانباز صبور و سرافزار میهن اسلامی منتشر می شود.
گزارشی از دیدار همسر  و فرزند شهید نور خدا موسوی با رهبر انقلاب در سال 95/


به گزارش نوید شاهد، انتخاب "سیده زهرا موسوی" فرزند شهید زنده لرستان در میان برگزیده های نخستین جشنواره طرح ملی ایثار در سال 1395  موجب شد تا آرزوی زهرا و مادرش بار دیگر برآورده شود و به‌صورت غیرمنتظره به دیدار مقام معظم رهبری مشرف شوند، دیداری که برایشان باورنکردنی بود و هرلحظه بافکر کردن به آن خود می‌بالیدند.  فرزندانی که در کنار تخت پدر قد کشیدند و سال‌ها آرزوی لبخند پدرشان را در چشمانشان قاب کردند.

همسر شهید درباره خاطره آن دیدار می گوید: دخترم سیده زهرا در جشنواره طرح ملی ایثار مقام نخست را کسب کرد و برای حضور در این جشنواره راهی تهران شدیم و پس از پایان مراسم برای برگشت به شهرمان داخل ماشین نشسته بودیم که یک نفر صدا زد ماشین خانم موسوی بمانید، وقتی رسید گفت: شما تقاضای دیدار با حضرت آقا را دادید؟ شوکه شده بودم نمی‌دانستم منظورش درخواست چهار سال پیش است فکر می‌کردم اشتباه شده زبانم بندآمده بود و با بهت گفتم آری!

 نماینده بنیاد شهید سپس گفت بمانید سردار انصاری قائم‌مقام (وقت) بنیاد شهید می‌خواهد شما و زهرا را به دیدار مقام معظم رهبری ببرد، اما در باورم نمی‌گنجید که به دیدار حضرت آقا مشرف می‌شویم، برای هماهنگی‌های باید منتظر می‌شدیم، حدود سه ساعت منتظر بودیم اما این انتظار برایم به‌اندازه سه سال طول کشید.


گزارشی از دیدار همسر  و فرزند شهید نور خدا موسوی با رهبر انقلاب در سال 95/

این نخستین دیدارمان نبود طی سال‌های گذشته نیز یک‌بار باهمراهی زهرا و یک‌بار با  محمد امکان دیدار خصوصی با مقام معظم رهبری میسر شده بود و با ایشان ملاقات داشتیم، اکنون نیز برای دیدار با حضرت آقا لحظه‌شماری می‌کردم و گاهی نیز تصویر می‌کردم که خواب می‌بینم.

خانم حافظی می گوید در لحظاتی که برای انجام این دیدار منتظر نشسته بودیم، ذهنم لحظه‌ای از سید نور خدا دور نمی‌شد، گریه می‌کردم و این افکار در ذهنم مرور می‌شد، آقا سید چقدر بزرگی که خودت روی تخت هستی و مجروح اما اعتبارت را به من، استان و بچه‌هایت داده‌ای.  اکنون به این نتیجه رسیده بودم، شهیدان خود حاضرند و آسایش و آرامش را به دیگران منتقل می‌کنند، آری ما در قبال کار سنگین سید، اعتبار پیدا کردیم.
 فکر سید نور خدا در ذهن مدام گذر می‌کرد، با گریه کارهای سید را در ذهنم تفسیر می‌کردم و می‌گفتم سید تا کجا می‌خواهد مرا بکشاند اینجاست که باید گفت شهادت واقعاً در خیلی از چیزها را به روی انسان باز می‌کند، شهید سعادت را فقط برای خود نمی‌خواهد و اطرافیان نیز می‌توانند بهره معنوی ببرند.

این بانوی لرستانی عنوان می‌کند: از اینکه  دیدار مقام معظم رهبری برایم فراهم‌شده بود احساس غرور می‌کردم و گاهی در ذهنم میسر شدن این دیدار را در این می‌دانستم که سید چقدر مرا دوست دارد گاهی نیز با خود می‌گفتم نه این به خاطر خوب پرستاری کردن از سید است که می‌خواهد طوری جبران کند که من راضی هستم.

همسر شهید زنده لرستانی که این دیدار را از برکات نفس همسرش می‌داند، می‌افزاید: چهار نخبه مقطع دکتری که هرکدام از یک دانشگاه بودند از خیلی وقت پیش در نوبت دیدار خصوصی با مقام معظم رهبری بودند که با کسب رتبه نخست جشنواره ایثار توسط زهرا ما نیز به جمع آن‌ها پیوستیم تا بار دیگر از نزدیک با رهبری دیدار داشته باشیم.


گزارشی از دیدار همسر  و فرزند شهید نور خدا موسوی با رهبر انقلاب در سال 95/

دخترم زهرا در حضور مقام معظم رهبری خودش را برای آقا معرفی کرد و گفت: من نفر اول جشنواره ملی ایثار شدم، پدرم 9 سال است که مجروح شده است، حضرت آقا نیز پس از شنیدن سخنان زهرا برای او دعا کرد و گفت موفق باشید.


 پس از صحبت زهرا با مقام معظم رهبری من نیز گفتم آقا من همسر شهید زنده سید نور خدا موسوی هستم که حضرت آقا در پاسخ فرمودند یعنی مادر زهرایی، مادر این دخترخانم؟ گفتم بله من مادر این دختر خانم هستم.


 گویا مقام معظم رهبری اطلاع نداشت که سید در کماست، البته می‌دانست که سید مجروح است و روی تخت اما وقتی گفتم همسرم 9 سال در کماست با تعجب گفتند در کما! سپس در ادامه سردار انصاری به رهبری گفتند که این خانم در منزل از همسرش نگهداری می‌کند که مقام معظم رهبری با شنیدن این موضوع چند بار فرمودند خانم کار بسیار بزرگی انجام می‌دهید، کار عظیمی است.

همسر شهید زنده لرستانی می‌افزاید: در این دیدار  یک جلد از کتاب دل نوشته «برای بابای زهرا» را تقدیم مقام معظم رهبری کردم و ایشان هم قول دادند که کتاب را بخوانند.

 من و دخترم زهرا پس‌ازاین دیدار شاد و خرسند بودیم و مدام حس خوب و مشترکمان را باهم مرور می‌کردیم...

گزارش از سکینه بیرانوند
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده