رحمت عبداللَّه‏ نژاد ثانى، فرزند احمد على و عاطفه جعفرى در سال 1336 در شهرستان اروميه در خانواده‏اى مؤمن و معتقد متولد شد. او سومين فرزند خانواده بود. پدرش در اداره آبيارى شهرستان اروميه اشتغال داشت


زندگینامه شهید رحمت عبداللَّه ‏نژادثانى‏

نوید شاهد:

رحمت عبداللَّه‏ نژاد ثانى، فرزند احمد على و عاطفه جعفرى در سال 1336 در شهرستان اروميه در خانواده‏اى مؤمن و معتقد متولد شد. او سومين فرزند خانواده بود. پدرش در اداره آبيارى شهرستان اروميه اشتغال داشت و در سايه فعاليت و تلاشى توانسته بود زندگى نسبتاً مرفه‏ اى براى خانواده مهيا كند. عبداللَّه‏ نژاد ثانى پس از دوران كودكى وارد مدرسه محل سكونت خود شد و دوران ابتدايى را با موفقيت به پايان برد. در سال 1348 پدرش مجبور شد براى انجام مأموريت عازم مهاباد شود. او نيز به همراه خانواده به مهاباد عزيمت كرد و تحصيل خود را در آنجا پى‏ گرفت. در كنار تحصيل در كارگاه نجارى يكى از دوستان پدرش مشغول به كار شد. اوقات فراغت را با ورزش به ويژه فوتبال و دوچرخه ‏سوارى مى‏ گذراند. در كنار تحصيل و كار از فعاليت هاى سياسى و اجتماعى غافل نبود و به طور فعال در مسائل سياسى و مذهبى از قبيل دعا، نماز جمعه، عزادارى ائمه اطهار و... شركت مى‏ كرد. در سال 1354 موفق به اخذ ديپلم برق و الكترونيك شد و بعد از مدتى براى گذراندن يك دوره اختصاصى در رشته برق عازم تبريز شد. پس از شش ماه اين دوره را با موفقيت پشت سر نهاد و به مهاباد مراجعت كرد و تا زمان اعزام به خدمت سربازى به سيم‏كشى ساختمان مشغول بود. در سال 1355 به خدمت سربازى اعزام شد و در پايگاه هوايى بوشهر به انجام خدمت پرداخت. سپس به تبريز منتقل شد و خدمت سربازى خود را در اين شهر به پايان برد. پس از پايان اين دوران رهسپار شهرستان اروميه شد. با آغاز انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى قدس سره در تظاهرات و راهپيمايي هاى مردمى عليه رژيم پهلوى شركت مى‏ كرد و بارها توسط ساواك و مأمورين انتظامى مورد تعقيب قرار گرفت ولى هر بار موفق به فرار مى‏ شد.

پس از پيروزى انقلاب براى ديدار و بيعت با امام خمينى قدس سره همراه با اقشار مختلف مردم به قم رفت و پس از مراجعت بلافاصله وارد بسيج شد. در سال 1358 به عضويت رسمى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اروميه درآمد و در كنار آن به ورزش مى‏ پرداخت و به عضويت تيم فوتبال سپاه پاسداران اروميه انتخاب شد. مدتى بعد به جبهه‏ هاى جنگ عراق عليه ايران اعزام و با مهدى و حميد باكرى (فرمانده و معاون لشكر 31 عاشورا) آشنا شد و در كنار آنها در عمليات هاى دارلك، سنندج، اشنويه ، طريق‏ القدس، فتح‏ المبين، بيت‏ المقدس، رمضان و محرم شركت كرد و به دفعات مورد اصابت گلوله و تركش قرار گرفت. در سال 1361 با خانم فاطمه داورپناه - خواهر شهيد يوسف داورپناه - ازدواج كرد. مدت كوتاهى پس از ازدواج بار ديگر به جبهه‏ ها بازگشت و در عمليات هاى والفجر 4، خيبر و بدر شركت كرد. پس از مدتى در لشكر 31 عاشورا مسئوليت تعاون شهدا را به عهده گرفت و بعد از اتمام مأموريت به شهرستان اروميه مراجعت كرد. بلافاصله به واحد مهندسى قرارگاه حمزه سيد الشهداء منتقل و در بخش طرح و برنامه مهندسى قرارگاه مشغول انجام وظيفه شد. در عمليات والفجر 9 بنا به دستور سردار محسنى، مسئوليت واحد مهندسى قرارگاه سيدالشهداء و فرماندهى گردان شهيد جمدى را به عهده گرفت. او در فاصله كمى توانست اين گردان را كه در جنگ صدمات فراوانى متحمل شده بود، بازسازى كند، به طورى كه توانست در مدت كوتاهى در چندين عمليات مهم و سرنوشت‏ ساز شركت كرده و با احداث جاده‏ هاى ارتباطى و خاكريزهاى مواصلاتى نقش بسزايى در پيروزی هاى رزمندگان داشته باشد.

در سال 1362 تحركات منافقين در مناطق شمالى و شمال غرب افزايش يافت. آنان سعى داشتند با تحركات تاكتيكى از شمال غرب به سوى شمال كشور حركت كنند كه عبداللَّه‏ نژاد ثانى و گردان تحت امر مأموريت يافت با ايجاد موانع ايذايى از حركت آنان جلوگيرى نمايند كه اين مأموريت با موفقيت انجام شد. رحمت در عمليات والفجر 8 پلى را طرح‏ ريزى كرد كه يك سر آن متحرك بود و هر قطعه آن سه متر طول داشت اين پل ارتباطى در پيروزي هاى رزمندگان بسيار مؤثر بود. او همچنين در عمليات هاى كربلاى 2، 5، 10، پاتك حاج عمران، عمليات فتح در منطقه ماووت عراق در واحد مهندسى در خدمت جنگ قرار داشت. در تيرماه 1366 در تيپ 69 توپخانه توحيد و قرارگاه حمزه سيدالشهداء مشغول شد و پس از شش ماه به فرماندهى پايگاه امام حسين سپاه پاسداران انقلاب اسلامى منطقه بوكان منصوب گرديد. در طول جنگ در عمليات هاى مختلفى از جمله فتح‏ المبين، بيت‏ المقدس، طريق‏ القدس، رمضان، محرم، خيبر، بدر و... به طور فعال شركت داشت. او بر اين باور بود كه جنگ محل و ميدان امتحان بندگان مخلص خداوند است و هركس ياراى مقاومت و ستيز با دشمنان را ندارد و هركس لياقت شهادت را به دست نمى‏ آورد. وى همچنين جنگ را براى ملت ايران بركت مى‏ دانست.


زندگینامه شهید رحمت عبداللَّه ‏نژادثانى‏


او در وصيت‏نامه‏ اى عقايد و باورهاى خود را چنين بيان كرده است:

باسلام به امام عزيز، ابراهيم زمان و بت‏شكن دوران... كه به ايران آمد و از نو به بشر ارزش داد و ايرانى كه مى‏ رفت در تمدن غرب به تمام عيار ادغام شود و سنتهاى راستين اسلام تمام شود... آمد و ارزش هاى اسلامى را با خود به ايران آورد... بايد از جاه‏ طلبى جدا شد و حرف هاى اين امام را گوش كرد... شهداى اين انقلاب اسلامى كه ارزش اين انقلاب هستند هر روز با خون دادن به اين انقلاب، انقلاب ما را مستحكم مى‏ كنند اين خونها پاك است و آغشته به خون جوان هايى كه به نايب امام زمان (عج) لبيك گفتند و با رشادت پيش رفتند و جان خود را فداى امام، اسلام و انقلاب كردند.

رحمت عبد اللَّه ‏نژاد ثانى در حالى كه بيش از دو ماه از مسئوليت جديدش به عنوان فرمانده گردان عملياتى امام‏ حسين عليه السلام نمى‏ گذشت در سحرگاه 23 اسفند 1366 زمانى كه سعى داشت نيروهاى پايگاه تحت امر خود را از وجود اشرار آگاه كند، در تعقيب نيروهاى ضدانقلاب، اتومبيل حامل وى و تعدادى از همرزمانش در مسير بازگشت در حين عبور از رودخانه قره‏ چاى در منطقه عملياتى بوكان به علت نبود پل ارتباطى به داخل رودخانه واژگون شد و او به همراه سه تن ديگر از همرزمانش به شهادت رسيد. از او دو پسر به نام هاى حجت و يوسف به يادگار مانده است.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده