«بررسي مقام معنوي شهيد اقبالي » در گفتگو با امير سرتيپ دوم خلبان بازنشسته سياوش مشيري، پژوهشگر
چهارشنبه, ۰۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۳
«اين بزرگوار پيش از پيروزي انقلاب با عملكرد هواپيماي سبك و سنگين قبلي براي هواپيماي جنگنده اف.پنج انتخاب شد. در ادامه همين قضايا،ايشان در دوران جواني معلم خلبان شد چرا كه داراي ويژگي هاي خاصي بود؛ ويژگي زميني يك بحث و ويژگي معنوي هم بحث ديگري دارد.

نوید شاهد:  از ويژگي هاي مادي و دنيوي؛ سرعت انتقال و دانش پرواز است و ويژگي معنوي هم اين است كه مثلا به دوستي كه به دليلي در پرواز مشكل دارد كمك كنيد. اين مختصات نشان دهنده ويژگي معنوي است كه از نقاط برجسته اين شهيد عزيز است. » در گفت و شنود با امير سرتيپ دوم خلبان بازنشسته سياوش مشيري به بررسي مقام معنوي شهيد اقبالي پرداخته شده است:


روی بال های خودش پرواز کرد

شما متولد چه سالي هستيد و در حال حاضر سمت تان چيست؟

بنده متولد بهمن ماه 1331 و پژوهشگر و محقق در مركز مطالعات استراتژيك نيروي هوايي هستم.

آخرين سمتم معاونت اطلاعات نيروي هوايي بود كه به مدت پنج سال فرمانده پايگاه بوشهر بودم و خلبان هواپيماي اف.چهار فانتوم هستم. خداوند توفيق داد طي جنگ تحميلي به عنوان خلبان در مأموريت ها شركت كردم و سه فروند هواپيماي دشمن را هدف قرار دادم. دو دفعه هم هواپيماي ما را زدند كه ايجكت كرديم و بيرون پريديم. يك بار نيز چرخ هواپيما باز نشد و بدون چرخ نشستيم. يك بار ديگر هم هواپيما در ارتفاع بالا سوراخ سوراخ شد. بنده در كابين عقب بودم و آقاي حسن زند كريمي كابين جلو بود كه الحمدلله موفق شديم به سلامت بنشينيم.

شما اسير نشديد؟

نه. منظورم از بيان اين موارد اين است كه كليات و بحث هاي جمعي را بگويم. با وجود اينكه هم بنده و هم آقاي اقبالي رزمنده بوديم پس يك همخواني با يكديگر داريم. بنده توفيق شهادت نداشتم، ولي برادرم آقاي خسرو مشيري شهيد شد و حال خانواده شهدا را درك مي كنم. ضمن اينكه داماد و برادر همسرم هم شهيد شدند.


همه ما توقع داريم اگر اشتباهي كرديم ديگران گذشت كنند و شهيد اقبالي هم اين اخلاق را داشت كه بگذرد. اين ادب را هم داشت كه طرف مقابلش را ملزم مي دانست رعايت كند تا دوباره به اشتباه نيفتد. اگر اشتباهي هم صورت مي گرفت سعي مي كرد در خفا و خلوت به او تذكر بدهد.

برادر شهيدتان رزمنده داوطلب بسيجي بود؟

بله، همين طور است. مي خواهم يك بحث كلي راجع به خلبان و خلباني بگويم كه بسيار مهم است. همه راننده مي شوند چون لازمه زندگي است، اما لازم نيست كه همه خلبان شوند. شايد كسي دوست دارد مثلا نه تنها روي زمين براند بلكه روي هوا هم براند؛ پول هم دارد و مي تواند خلبان شخصي و هواپيما تهيه كند. يكي هم پا را از اين فراتر مي گذارد و مي گويد م يخواهم سرعت را هم چاشني آن كنم. گرايش بنده به خلباني از آن جا شروع شد كه هميشه ناظر پرواز هواپيماها بودم. آ نهايي را هم كه زمين مي خوردند و آتش مي گرفتند ديده بودم. از كودكي پرواز در خيال من بود. چه بسا پرواز شهيد اقبالي را بدون اينكه بدانم ديده باشم. وقتي ما وارد حوزه خلباني شديم يك فضاي ديگر ديديم. وقتي براي چك پروازي به آمريكا رفتم استادم يك نامه نوشت هنوز آن را دارم كه: «بكوشيد بهترين باشيد؛ نه اينكه فقط قبول شويد. » من با خودم گفتم چرا بهترين خلبان و خلبان شكاري نشوم، زيرا نوع آن متفاوت بود.

در واقع با شهيد اقبالي هم ذات پنداري مي كنيد؟

احسنت. افرادي كه براي خلباني آمدند اگر اين حس را داشته باشند خلبان هستند، وگرنه حس رانندگي دارند؛ خلبانيْ پرواز است.


روی بال های خودش پرواز کرد

از اين شهيد بزرگوار براي ما بگوييد.

بنده شهيد اقبالي را از نزديك نديدم و تنها عكس ايشان را پس از شهادت ديدم و در موردشان پرس وجو كردم.

در حقيقت به ايشان علاق همند شديد و در اين باره تحقيق كرديد.

بنده چيزي نديدم، فقط وقتي شنيدم شروع به بررسي كردم كه ايشان كيست و با چه كساني همدوره بود. كار بنده تحقق و پژوهش است.

در اين باره چه چيزهايي دستگيرتان شد؟

با توجه به بررسي هايي كه كردم و از دوستاني كه به عنوان معلم، هم دوره، همكار و شاگرد با شهيد اقبالي بودند اطلاعاتي به دست آوردم، كه چه چيزهايي سبب شد تا ايشان از ديگران متمايز باشد. اين بزرگوار پيش از پيروزي انقلاب با عملكرد هواپيماي سبك و سنگين قبلي براي هواپيماي جنگنده اف.پنج انتخاب شد. در ادامه همين قضايا ايشان در دوران جواني خيلي زود معلم خلبان شد چرا كه داراي ويژگي هاي خاصي بود؛ ويژگي زميني يك بحث و ويژگي معنوي هم بحث ديگري دارد. از ويژگي هاي مادي و دنيوي؛ سرعت انتقال و دانش پرواز است و ويژگي معنوي هم اين است كه مثلاً به دوستي كه به دليلي در پرواز مشكل دارد كمك كنيد. اين مختصات نشان دهنده ويژگي معنوي است كه از نقاط برجسته اين شهيد عزيز و ديگر شهيدان است.

همان طور كه شما اشاره كرديد شهيد اقبالي مراحل شغلي را با سرعت طي كرد و جوان ترين استاد خلبان و اولين سرگرد تاريخ نيروي هوايي ايران لقب گرفت. يك سري نكات معنوي را هم برشمرديد. اين مطالب را جمع بندي كنيد.

اين ها كه گفتم مقدمات است. بنده ديدم كه ايشان معلم جواني است. از كساني كه شاگرد ايشان بودند همانند آقاي احمد قهرود درباره ويژگي هاي شان سؤال كردم كه گفت آقاي اقبالي بسيار منضبط بود. ترجيحاً همه ما توقع داريم اگر اشتباهي مرتكب شديم ديگران گذشت كنند و ايشان هم اين اخلاق را داشت كه بگذرد. از آ ن سو هم اين ادب را داشت كه طرف مقابل خودش را ملزم مي دانست كه رعايت كند تا دوباره به اشتباه نيفتد. اگر اشتباهي هم صورت مي گرفت ايشان سعي مي كرد در خفا و خلوت به آن فرد تذكر بدهد. در نهايت ايشان بسيار زود به درجه شهادت نائل شد.

روی بال های خودش پرواز کرد

آقاي اقبالي دقيقاً در سي و دومين روز جنگ شهيد شد.

بله متأسفانه. بنده به عنوان پژوهشگري كه تقويم تاريخ جنگ را مي نويسم درباره اطلاعات پايگاه تبريز و دزفول تحقيق كردم و با عزيزاني مثل آقاي سليماني و آقاي دانش پور كه با ايشان پرواز داشتند صحبت كردم و به اين نتيجه رسيدم كه ايشان پروازهاي بسيار خوبي انجام داد و در اولين و دومين روز ضمن هدف قرار دادن پايگاه هاي عمقي دشمن، از روز سوم به بعد بمباران منابع نفتي را كه موقعيت استراتژيك داشتند ليدري كرد. در اين جاي بحث مي خواهم به سراغ معنويات بروم. شهيد اقبالي از سادات است و مادر ايشان حضرت فاطمه زهرا)س( است. پس بايد اين گونه شوند كه خودش مبحث خاصي را مي طلبد.

در واقع ايشان با توجه به چنين تباري نظركرده هستند.

غير از اين فكر نكنيد. هر كسي لياقت پيدا نمي كند تا همانند جدش امام حسين)ع( بدن مطهرش قطعه قطعه شود. اين عزيزان براي اين كه انقلاب را به دست صاحب آن برسانند بايد شهید مي شدند و شهید شدند.

در واقع اين بزرگواران مثل حضرت حمزه )ع(و شهداي كربلا مثله شدند.

همين طور است كه شما مي گوييد. اين ها براي ما بسيار سنگين است و بايد روي آن تعمق كنيم كه اين لياقت را از كجا به دست آوردند. بايد بررسي كنيد كه مادر سيدعلي چه كسي بود. براي جامعه ما يك نقطه قوت است كه صاحب شهيداني چون بابايي و اقبالي بوديم و هستيم. خداوند آن ها را براي يك روزي نگه مي دارد. اين ها ذخيره و نقطه عطف هستند. ما اين همه اسير و شهيد داديم يك نفر مثل اقبالي را هم به اين صورت دو شقه كردند. البته در زمان جنگ شش هفت خلبا ن را مثله كردند، اما آن موقع اطلاع رساني نمي شد تا روحيه مردم ضعيف نشود.

روی بال های خودش پرواز کرد


پس از جنگ بازگو شد؟

خير، مدت كوتاهي است كه آن را بيان كرديم. حقايقي بود كه نگه داشته بوديم. شخصي گفت چنين اتفاقاتي افتاد و باز هم شما رفتيد؟! شهيدان داوود اكرادي، داريوش نقيبي، عزيز جباري و همايون شوقي مقدم را هم همين طور مثله كردند كه از آن ها عكس داريم. منظور اين است كه شهيد اقبالي در اين زمينه شايد جزو اولين ها بود. اگر باغباني بخواهد ميوه خوبي به دست بياورد يا يك گل قشنگ، خوش رنگ، خوش عطر و زيبا داشته باشد چقدر بايد صبوري كند؟ سيدعلي را پدر، مادر و خودش سرمايه گذاري معنوي كردند تا سيدعلي شد. اين نكته مهم است. در آن مقطع بيست خلبان در آمريكا فارغ التحصيل شدند كه سه نفر ايراني و هفده نفر آمريكايي بودند. آن سه ايراني شاگرد اول، دوم و سوم شدند. در جشن فارغ التحصيلي يك ژنرال آمريكايي كه از پنتاگون آمده بود گفت اين گيج كننده است! چطور ممكن است؛ اين جا آمريكاست، استاد و كتاب آمريكايي است، اما شاگرد اول، دوم و سوم ايراني هستند. خدا رحمت كند امام راحل را كه فرمودند: «دنيا شما را باور دارد. خودتان خود را باور داشته باشيد. » اين باور مهم است. آمريكا ما را رها نمي كند چرا كه ما را باور دارد و مي داند ما دشمن او، ولي دشمن آگاه هستيم و برخي دولت هاي عربي دوست نادان او هستند

هر كسي مثل خلبان شهيد سيدعلي اقبالي دوگاهه لياقت پيدا نمي كند تا همانند جدش امام حسين(ع) بدن مطهرش قطعه قطعه شود. اين عزيزان براي اينكه انقلاب را به دست صاحب آن برسانند بايد شهید مي شدند و شهید شدند...

دليل آن اين است كه ما مجهز به معنويات هستيم.

درست است. وقتي دوره خلبانان ما در آمريكا به پايان رسيد به شش نفر گفتند بمانيد و به نيروهاي ما پرواز ياد دهيد. گفتيم ما كه خودمان براي گذراندن دوره خلباني به آمريكا آمديم. آن ها گفتند شما به گونه اي پرواز مي كنيد كه گويا بال هواپيما بال خودتان است.

بال هاي شهيد اقبالي هم بال هاي خودش بود.

تازه اين اثر مادي است كه آمريكايی ها مي گفتند. ما زماني پرواز كرديم كه بال ايشان را پيدا نكرديم. اين شهيد بزرگوار روي بال خودش كه شهادت بود پرواز آرام و خوبي كرد. خوش به سعادتش...


منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 121

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده