سردار شهید اسماعیل روحیدر دوازدهم آبان ماه 1361 در جبهه سومار به شهادت رسد.
فرمانده واحد اطلاعات و عمليات تيپ عاشورا «شهید اسماعیل روحی»


اسماعيل روحى ‏چيانه فرزند حسنعلى‏ و منير در يازدهم ارديبهشت سال 1338 در خانواده ‏اى كشاورز در روستاى چيانه از توابع شهرستان نقده به دنيا آمد.3و4 دوران كودكى را تحت تربيت خانواده مذهبى خود سپرى كرد.5 پدرش بنابر اصرار اسماعيل در سن هفت سالگى او را در دبستان انوشيروان چيانه ثبت‏نام كرد. دوره دبستان را تا سال 1351 با معدل بيست و دريافت تشويق ‏نامه از وزير آموزش و پرورش وقت پشت سر گذاشت. مقطع راهنمايى را نيز تا سال 1354 در مدرسه راهنمايى كوروش با رتبه ممتاز به پايان رساند. در اين دوران علاوه بر يارى پدر در كشاورزى، در كلاس هاى آموزشفر قرآن با علاقه شركت می کرد. در سنين نوجوانى با تدبير نوجوانان روستا را به  مسجد و حلقه ‏هاى آموزش قرآن سوق می داد و با رسيدن به سن تكليف شرعى از بانيان اقامه نماز جماعت در مسجد روستا گرديد. پس از دريافت كارنامه دوره راهنمايى براى تحصيل دوره متوسطه راهى شهرستان نقده شد و در هنرستان فنى نقده ثبت ‏نام كرد. او هر روز مسير دشوار روستا به شهر را با گارى طى می کرد. دوران تحصيل دبيرستانى اسماعيل با اوجگيرى مبارزات مردم عليه رژيم و حوادث انقلاب اسلامى مصادف گرديد. او به همراه تعدادى از دوستانش در تظاهرات و پخش اعلاميه ‏هاى امام خمينى (ره) فعالانه شركت داشت.

اسماعيل روحى در اوج مبارزات مردم براى حضور در تظاهرات به اروميه مى‏ رفت و در روستاى زادگاهش هسته مبارزه عليه رژيم پهلوى را تشكيل داده بود. پس از پيروزى انقلاب در 22 بهمن 1357، جوانان روستا را با انديشه ‏هاى امام خمينى(ره) و آثار شهيد مرتضى مطهرى آشنا می کرد. در سال 1359 از هنرستان فنى نقده در شاخه الكترونيك برق با رتبه ممتاز موفق به دريافت ديپلم شد و بلافاصه به همراه تنى چند از دوستانش به عضويت رسمى سپاه پاسداران شهرستان نقده درآمد و تحت فرماندهى عباس نجفى - فرمانده سپاه پاسداران نقده - در پاكسازيهاى مناطق پيرانشهر، اشنويه و روستاهاى اطراف نقده از افراد ضدانقلاب فعالانه شركت كرد. در پاكسازى منطقه "قره قصاب" كه در منطقه كمين و محاصره حزب دمكرات نفوذ كرده بودند، يكى از نيروهايش به نام محمد اكبرى مجروح شد و اسماعيل به ناچار او را كول گرفت و به مسافت دو كيلومتر به حالت سينه‏ خيز از مهلكه نجات داد؛ در اثر اين اقدام بازو و زانوهايش جراحت برداشت و دو ميليمتر از استخوانهايش دچار ساييدگى شد و مدت يك ماه در بيمارستان بسترى بود.

حُسن خُلق و رفتار شايسته اسماعيل سبب شد به سمت مسئول پرسنلى سپاه نقده منصوب شود و پس از مدتى مسئوليت واحد اطلاعات و معاونت سپاه به او واگذار گردد. در سمت معاونت فرماندهى سپاه نقده با افراد سپاهى بسيار صميمى بود و روحيه جمعى را در بين آنان تشويق می کرد. در ايام فراغت علاوه بر برگزارى كلاسهاى توجيهى در سپاه نقده براى نوجوانان و جوانان روستاى چيانه، كلاسهاى آموزش قرآن و نهج ‏البلاغه ترتيب می داد. در همين دوران با اصرار اطرافيان به خواستگارى دختر عمه ‏اش رفت‏. خانم كيميا هادى‏نيا با آشنايى از روحيه اسماعيل با ازدواج با او موافقت كرد. او على‏رغم بضاعت ناچيز اسماعيل و بعد از فوت مادر همسرش با پذيرش مراسم مختصر عروسى وارد زندگى و منزل پدرى اسماعيل شد. او از ابتداى زندگى مشترك، مسئوليت نگهدارى از برادر معلول و مادر بزرگ نابيناى همسرش را نيز متقبل گرديد. اسماعيل روحى در سال 1360 على‏ رغم مسئوليت سنگين معاونت فرماندهى سپاه نقده، براى دفاع از تجاوز دشمن بعثى دوره اختصاصى فرماندهى و طرح عمليات را گذراند و پس از آن در سمت فرمانده جبهه سومار مشغول به كار شد. در همين دوره به همراه دوست و همرزمش محمد اكبرى در يك عمليات متهورانه تعدادى از نيروهاى خودى را از محاصره نزديك به هفتصد نيروى عراقى نجات داد. در سال 1361 با سمت فرمانده واحد اطلاعات و عمليات تيپ عاشورا به همراه هشتاد نفر به جبهه دزفول اعزام شد و پس از تشكيل لشكر عاشورا مسئوليت طرح و عمليات لشكر را به عهده گرفت بعد از دو ماه حضور در جبهه دزفول در يك مأموريت شناسايى كه بعد از عمليات مسلم بن عقيل در منطقه تحت كنترل نيروهاى عراقى انجام می داد، مفقودالاثر گرديد. بنابر روايت همرزمانش ارتباط بى ‏سيم اسماعيل با آنان در پشت خط پس از مدتى درگيرى به طور ناگهانى قطع شد و خبرى از وى به دست نيامد. به روايت ديگر او براى كسب اطلاعات به منطقه تحت كنترل عراقيها نفوذ كرد و در بازگشت براى تأمين موشك آر.پى.جى. از جمع جدا شد و از آن پس ديگر خبرى از وى به دست نيامد در گزارش سپاه پاسداران انقلاب اسلامى نقده به بنياد شهيد كه در مورخ 20/10/1361 ارسال شد، خبر شهادت سردار اسماعيل روحى چيانه در تاريخ 12/8/1361 در جبهه سومار اعلام شد. به گفته شهيد مهدى باكرى «شهيد اسماعيل روحى در شب قبل از شهادت، غسل شهادت كرده و به دستانش حنا بسته بود.» پيكر او دوازده سال بعد از شهادت در سال 1373 كشف و در گلزار شهداى نقده به خاك سپرده شد.

عمار (محمد امين) تنها فرزند شهيد اسماعيل روحى شش ماه بعد از شهادت پدر به دنيا آمد.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار