دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۷
یکصد و پنجاه و چهارمین شماره از نشریه «شاهد جوان» ویژه خرداد 1397 به همت گروه مجلات شاهد منتشر شد.
به گزارش نوید شاهد، در این شماره مطالبی هم چون «ضرورت حراست از اندیشه امام خمینی (ره)»، «سوم خرداد متعلق به همه نسل ها»، «چهار ویژگی نورانی ماه رمضان»، «برای هم ناشناخته ایم»، «مادرانه ای با مادر شهید جهان آرا»، «فرزندان و نوادگان امام خمینی این روزها چه می کنند؟»، «سوم خرداد؛ روزی به وسعت همه تاریخ ایران»، «قوانین آپارتمان نشینی»، «ایثار یعنی گذشتن از منافع شخصی و درنظر گرفتن منافع عمومی»، «سفره افطار؛ جاذبه گردشگری»، «شب قدر در نگاه علامه طباطبایى»، «خانه امام خمینی(ره) در خمین»، «سینما و دیپلماسی فرهنگی»، «روایت و خاطره سردار فضلی از روزهای آزادی خرمشهر»، «بانوی اشرافی در کنار طلبه انقلابی»، «حماسه دختران ایران»، «خروج امریکا از برجام و نکات مهم مدیریتی و اقتصادی»، «قیام 15 خرداد به روایت اسناد» و «خاطرات شیرین شهید صیاد درباره فتح خرمشهر» خواندنی شده اند.

شاهد جوان «بر سکوی نجابت» نشست


عکس روی جلد این شماره از ماهنامه شاهد جوان  به تیم فوتسال بانوان ایران و قهرمانی آن ها در مسابقات جام ملت های آسیا اختصاص دارد که عنوان «بر سکوی نجابت» برای این عکس انتخاب شده است.

محبوب شهبازی مدیرمسئولی و سردبیری ماهنامه «شاهد جوان» را بر عهده دارد و این شماره، با همکاری

طیبه کریمی، محمد آوخ، ابراهیم گراوند، وحید میگونی، محمدرضا قاسمی، مریم خالقی و مهدی بابایی منتشر شده است.

در قسمتی از یکی از مطالب این ماهنامه با عنوان «مادرانه ای با مادر شهید جهان آرا» آمده است: «به مادر نگاه می کنم. در نگاهش هنوز هم شراره آزادگی موج می زند؛ او دعوت بلورین استقامت و ایثار است. دستانش بوی بهشت می دهند. مادر نمی دانی با تعریف های فاطمه است چه قدر از ایمان تو به وجد آمده ام، چه قدر متحیرم از این همه صبر و ایستادگی و استقامت. بر می گردیم در خرمشهر و بوی تن داغ نخل ها. علی سال ها در زندان و تحمل شکنجه شهید شد و مادرم تنها با عکسش در بهشت زهرا دعایش کرد. تنها گورکن با دیدن عکسش به مادر گفته بود او اینجاست در همین قدر و ما سال ها در بالای سر همان خانه اشک ریختیم.

بعدها که شکنجه گر او اعتراف کرد که علی را شکنجه داده واز او هیچ صدایی بلند نشده است «مادرم لبخند زد.» آخ مادر! برایت پیروزی بود و شیرت را حلالش کردی. می دانم وقتی این را شنیدی غبار محنت از چهره ات پاک شد! دستان خسته و زخمی ات را سایبان قلبت کردی و برایش دعا.

عروسی محمد و خطبه عقدش را بالای سر علی خوانده ای ، فاطمه گفت. می دانم آنها را آنجا بردی تا نفس بکشند و بوی خوش قدم های صمیمی اشان را در ریه هایت جاری کنی. مادر آن روز می دانستی راه درازی در پیش داری ؛ نه؟!

فاطمه با بغض می گوید: مادر مشهد بود از آنجا تماس گرفت و پرسید که محمد از جنوب آمده یا نه؟ تعجب کردیم به او گفتیم محمد قرار است بیاید؟ صدا قطع شد ساعتی بعد شنیدیم هواپیمای فرماندهان سقوط کرده است. همسرشان پسر دومشان را باردار بودند تلفن زنگ زد و گفتند: محمد هم در هواپیما بوده .

به مشهد زنگ زدیم و به مادر گفتیم که محمد زخمی شده؛ مادرم گفت: من می دانم ایشان شهید شده است. مادر گفت: من خواب علی را دیده ام. او با لباس احرام آمده و می گوید من آمده ام محمد را به مکه ببرم. به او گفتم مرا با خودت ببر، گفت نه برای شما زود است فقط آمده ام دنبال محمد.»

یکصد و پنجاه و چهارمین شماره از ماهنامه «شاهد جوان» در 60 صفحه و به بهای سه هزار و 600 تومان منتشر شده است.

علاقه مندان برای تهیه این مجله می توانند با شماره 88823584،امور مشترکین مجلات شاهد، تماس حاصل فرمایند.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده