کد خبر: ۴۲۵۸۵۵
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۰
روایت هایی از زندگی و رزم اولین فرمانده شهید لشکر سپاه، شهید رضا چراغی
فروردین ماه سال 1362، «فکه»، عملیات «والفجر 1» و شهادت شهید رضا چراغی؛ فرمانده جانبازی که بارها و بارها مجروح شد اما دست از مجاهدت نکشید و به آرزوی دیرینه اش دست یافت.
فرماندهی عملیات از داخل آمبولانس

به گزارش نوید شاهد، نام شهید رضا (رزاق) چراغی در کنار نام فرماندهان بزرگی چون حاج احمد متوسلیان، شهید همت، شهید دستواره و شهید زمانی قرار گرفته است؛ او که اولین فرمانده شهید لشکر سپاه بود و تا زمان شهادت کمتر کسی می دانست که شهید چراغی فرماندهی لشکر 27 را برعهده داشت.

در ایام شهادت شهید رضا چراغی، خاطراتی از خانواده و همرزمان این شهید را ورق می زنیم:


شهیدی ولایتمدار

سردار علی فضلی:

شهيد «رضا چراغي» كه فرمانده عمليات «مسلم ابن عقيل» در لشكر حضرت رسول (ص) بود در چندين عمليات پي در پي شركت كرد و غير از ولايت مداري ،عشق به امام و خدا چيز ديگري در دل نداشت.


عیادت حاج احمد متوسلیان از شهید چراغی

فاطمه چراغي: خواهر سردار شهيد رضا چراغي

قبل از شهادتش به ما نگفته بود كه فرمانده لشكر 27 است. زماني كه در خرمشهر پايش مجروح شد، 2 ماه در خانه استراحت كرد. گاهي شهيد دستواره و حاج احمد متوسليان به عيادتش مي آمدند. آنها از برادرم خواستند تا تفنگي همراهش داشته باشد، چون در آن زمان، ترورهاي زيادي در تهران انجام مي شد.

برادرم از ما مي خواست كه وقتي كسي درِ خانه را زد، اول بپرسيم كه چه كسي است و سپس در را برايش باز كنيم.


توصیه به صبر زینبی

معصومه دستواره: همسر سردار شهيد رضا چراغي

بعد از شهادت رضا، برادرش به من گفت: رضا به ما گفته بود كه روز خواستگاري به خانواده شما نگوييم كه در جبهه چه سمتی دارد زیرا براي او خيلي مهم بود فردي را كه براي زندگي انتخاب مي كند، به اين چيزها اهميت ندهد و فقط به خاطر او راضي به ازدواج شود. من پس از تحقيقاتم، فهميدم كه رضا فرمانده لشكر27 محمد رسول الله (ص) است؛ ولي به خانواده ام چيزي نگفتم. حتي به او هم نگفتم كه اين موضوع را مي دانم. پس از ازدواجمان به من گفت: شما از اين به بعد بايد مسئوليتي را بپذيريد كه چه بسا از مسئوليت ما رزمنده ها بالاتر است. اگر من رفتم، شما بايد بمانيد و زينب وار، صبر كنيد نه اينكه فقط سكوت كنيد و يك گوشه بنشينيد.

فرماندهی عملیات از داخل آمبولانس

هدایت عملیات از داخل آمبولانس

حاج حسين الله كرم: همرزم سردار شهيد رضا چراغي:

در عمليات بيت المقدس كه لشكر روي جاده آسفالته اهواز - خرمشهر عمل مي كرد، شهيد چراغي مسئوليت محور سه گردان را بر عهده داشت.

در عمليات مسلم ابن عقيل (ع) كه پاييز سال 61 در منطقه سومار انجام شد، حاج همت به عنوان فرمانده قرارگاه ظفر منصوب شد و شهيد چراغي فرماندهي تيپ محمد رسول الله (ص) را به عهده گرفت. در اين عمليات تيپ حضرت رسول الله (ص) حدود 300 گردان داشت كه هدايت آنها با شهيد چراغي بود. رضا بر اثر جراحات قبلي پايش در گچ بود و ناراحتي زيادي داشت، در حالي كه سرم به دستش وصل بود، از داخل آمبولانس هدايت عمليات را در شرايط بحراني انجام مي داد.


مظلومیت شهيد رضا چراغي

روایت شهید همت از سردار شهید رضا چراغی:

در دو جا، خيلي دلم براي رضا سوخت. براي شناسايي به منطقه اي كه سرپاييني بود، رفتيم كه رضا با عصا بود و وقتي آن را روي سنگي كه زيرش محكم نبود، گذاشت. با پاي گچ گرفته اش، به زمين افتاد. وقتي بالاي سرش رفتيم، گفت كه هيچ چي نشده.

يك بار هم كه براي شناسايي رفتيم، خمپاره اي در حال اصابت بود. همه ما روي زمين دراز كشيديم اما چون شهيد چراغي پايش در گچ بود، همين طور ثابت ايستاد. وقتي موشك باران تمام شد، ديديم كه رضا زير لب چيزهايي مي گويد. در آنجا هم دلم برايش خيلي سوخت.


امانتداری در بیت المال

وجيح الله چراغي، برادر سردار شهيد رضا چراغي:

دايي ام خانه مان مهمان بود كه مي خواست به قم برود. رضا و دوستانش با ماشين به پادگان مي رفتند كه از آنها خواستم، او را هم به ترمينال برسانند. رضا ماشين را متوقف كرد. از آن پياده شد و از من كليد ماشين خودم را خواست. گفتم: چرا با اين ماشين نمي بري؟ گفت: اين ماشين بيت المال است. اگر مي خواهي با ماشين تو مي برم و دوباره برمي گردم با ماشين سپاه، به پادگان مي روم.

فرمانده متواضع

اصغر حاجي زاده، همرزم شهيد رضا چراغي:

سال 60 حاج احمد متوسليان به دستور امام خميني(ره)، مامور تشكيل تيپ محمد رسول الله (ص) در جنوب شد. اين تيپ، ابتدا با دو گردان حمزه و سلمان تشكيل شد. فرماندهي گردان حمزه و سلمان به ترتيب به عهده شهيد چراغي و قجه اي بود. اين ها، قبل از عمليات، كار اطلاعات عمليات (شناسايي منطقه) را هم به عهده داشتند... شهيد چراغي هيچ وقت دنبال پست و مقام نبود. نوع رفتار شهيد چراغي با رزمنده ها مثل شهيدان همت و حاج احمد متوسليان بود. اين ها، هر چقدر مسئوليت هايشان بالاتر مي رفت، متواضع تر مي شدند.


همرنگ رزمندگان

صفي الله چراغي، برادر شهيد رضا چراغي:

قبل از عمليات بيت المقدس، به اردوگاه انرژي اتمي در جاده اهواز- آبادان براي ديدن رضا رفتم. او با وجودي كه فرمانده گردان بود، يك لحظه آرام و قرار نداشت و به رزمنده ها در زدن چادر و ديگر كارها كمك مي كرد. تعجب كردم كه چگونه فرمانده گرداني است كه نمي شود بين او و نيروهايش تفاوتي قايل شد؟ بعد از عمليات بيت المقدس، وقتي رزمندگان اسلام عازم لبنان بودند، براي خداحافظي نزد شهيد چراغي رفتند. رضا بعد از خداحافظي آنها، شروع به گريه كرد، چون پاي او در گچ بود و نمي توانست همراه دوستانش به لبنان برود.


فرماندهی عملیات از داخل آمبولانس

ایستادگی در برابر دشمن

محمدحسین قدبیگی، همرزم شهید چراغی:

در منطقه پاوه من و رضا و قیاس قلی زاده برای شناسایی رفتیم، ضدانقلابیون عقبتر از ما بودند و نزدیک به 500 متر از ما فاصله داشتند. تصور نمیکردیم با این سرعت به ما نزدیک و شروع به تیراندازی کنند، من مجروح شدم. رضا و قیاس در حال مشاجره بودند که کدامشان من را به عقب برگردانند و کدام یک در مقابل ضدانقلابیون بایستد. سرانجام با اصرار زیاد رضا، من و قیاس به عقب بازگشتیم و رضا در مقابل آنها به تنهایی ایستاد.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین