يکشنبه, ۰۶ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۳
صادق با سه یار دیگرش در وسط حلقه ی مأموران گرم صحبت بود. مهدی عراقی با دیگر هم پرونده ای ها، آمد داخل. صادق رو به دوستانش کرد و گفت:« ما چهارنفر که با هم ایستاده بودیم، فکر شما اسرا بودیم. با هم صحبت می کردیم که حکم سنگین، مال زندان ابد است.
آخرین وداع محمدصادق امانی و یارانش

نوید شاهد: شهید محمدصادق امانی رهبري شاخه نظامي موتلفه اسلامی را بر عهده داشت و طراح عمليات بدر در اجراي حكم الهي درباره حسنعلي منصور بود. سرانجام شهید امانی به همراه سه تن از یارانش ( محمد بخارایی، رضا صفارهرندی و مرتضی نیک‌نژاد) به اعدام محکوم شدند؛ فرمان تیرباران آنها در سحرگاه 26 خرداد 1344 در پادگان حشمتیه تهران اجرا گردید.خاطره ای کوتاه از آخرین وداعشان را با هم می خوانیم:

صادق با سه یار دیگرش در وسط حلقه ی مأموران گرم صحبت بود. مهدی عراقی با دیگر هم پرونده ای ها، آمد داخل. صادق رو به دوستانش کرد و گفت:« ما چهارنفر که با هم ایستاده بودیم، فکر شما اسرا بودیم. با هم صحبت می کردیم که حکم سنگین، مال زندان ابد است. سبک ترین حکم در مورد ماست. دشمنان خیال کردند که شدیدترین حکم را به ما دادند. ما تا لحظاتی دیگر در جوار رحمت حق هستیم و تردید نداریم، بعد از ما بر سر شما اسرا چه می آورند؟ ما وظیفه ی خود می دانیم که در این دوران اسارت برای شما دعا کنیم، اما خود شما هم باید مراقب باشید. دوران اسارت وظیفه ی سنگین تر از آمادگی برای شهادت است. شما باید به هوش باشید. ما هم شما را دعا می کنیم.»

مأمورین که تحمل این همه صداقت و مردانگی را نداشتند، هق هق شان بلند و اشکشان راه افتاد. سرگرد محرری که دم در ایستاده بود، با چشمانی اشک آلود به عراقی گفت:«وضع مأمورین من دارد به هم می خورد. می ترسم که بعدش وضع زندان هم به هم بخورد. بگو صحبت نکنند.»

عراقی گفت:« چهار تا از برادرانمان را می خواهید بکشید، بعد بگویم صحبت نکنید؟! اصلا این درست نیست؟ شما برو توی دفتر بنشین. هیچ اتفاقی هم نمی افتد. بگذار هر چه می خواهند بگویند.»

نزدیک یک بعد از نیمه شب، صادق و سه هم سفرش را تا دم در مشایعت کردند. دو جیپ و چهار کامیون با مأموران اجرای حکم، منتظر چهار پرستوی مهاجر بودند. صادق در فکر سگ اصحاب کهف، مثل همیشه که بی شتاب راه می رفت، در پی سه یار صدیقش آرام گام بر می داشت. بخارایی گفت:«حاجی زودتر بیا. داریم می رسیم.»

وضو گرفتند. یکی دو رکعت نماز خواندند. آیاتی از قرآن تلاوت کردند و با روحی سرشار از شادی، آماده ی لبیک به ندای حق شدند و آغاز حیاتی جاوید و روزی نزد پروردگارشان، در حالی که چون اصحاب کهف آیندگان در مکان پروازشان مسجدی بنا کردند.


منبع: قطره ای از دریا/ خاطراتی از زندگی شهید حاج محمد صادق امانی/ جواد اسلامی/ 1394

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده