يکشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۲۸
موقع رفتن نذاشتی حتی تا پایین پله‌ها و دم در همراهت باشم، کوله‌ات را روی کتفت انداختی، سنگین بود، قیافت درهم شد، نگرانت شدم که با این درد کتف مجروحت، چطوری می‌خوای اسلحه دست بگیری؟ دوباره گفتم عین دفعه‌های قبل از پسش برمیای. بغض همه وجودمو گرفته بود.


روایتی مادرانه از آخرین وداع

به گزارش نوید شاهد به نقل از خبرگزاری دفاع مقدس، مادر شهید مدافع حرم «حسین معزغلامی» دل نوشته‌ای را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده و در آن از حال و هوای لحظه وداع با فرزندش در اعزام به سوریه سخن گفته است.

در این یادداشت آمده است:

«راستشو بخوای تا لحظه آخری که پروازت بپره امیدوار بودم ماموریتت کنسل بشه. یک ماهی بود توی برزخ و اضطراب بودیم تا مشخص بشه کی قراره بری. صبح اون روز پنج‌شنبه، زودتر از همیشه از خوابی که مدت‌ها بود دوست نداشتی بیدار شدی،کولتو که باهم بسته بودیم چک کردی، چند باری بیرون رفتی و با دوستات خداحافظی کردی، دیشبش رفته بودی خرید، کیسه نجات خریده بودی، همه نشانه‌هایی که می‌شد بدی رو دادی که این سفر آخره؛ اما من نمی‌خواستم بپذیرم، نمی‌تونستم!

موقع رفتن نذاشتی حتی تا پایین پله‌ها و دم در همراهت باشم، کوله‌ات را روی کتفت انداختی، سنگین بود، قیافت درهم شد، نگرانت شدم که با این درد کتف مجروحت، چطوری می‌خوای اسلحه دست بگیری؟ دوباره گفتم عین دفعه‌های قبل از پسش برمیای. بغض همه وجودمو گرفته بود؛ اما گفته بودی گریه نکنم! گریه نکردم سست نشه پات. گریه نکردم با خیال راحت بری!

از راه پله که پیچیدی درو بستم و رفتم تو اطاقت، از پشت پنجره دیدم که رفتی، ترک موتور دوستت نشستی و رفتی. من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود.

امروز یک سال از آن آخرین نگاه قشنگت می‌گذره! باورم نمیشه بی‌تو چطور زنده‌ام؟ چطور زنده‌ایم؟
چطور نفس می‌کشیم وقتی نفسمون نیست؟ جز اینه که خودت مواظبمونی؟!»

شهید حسین معزغلامی متولد سال 73 پس از سه بار حضور در صحنه نبرد علیه داعش در سوریه در سن 23 سالگی بر اثر اصابت سه تیر بر بدنش به شهادت رسید.

پیکر شهید معزغلامی در هشتم فروردین بر دستان مردم تهران تشییع و پیکرش در قطعه 50 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده