شهید علی اصغر پیش جنگ در بیست و دوم دی ماه 1364 در منطقه عملیاتی سومار به شهادت رسید.
نگاهی به زندگینامه شهید علی اصغر پیش جنگ

نوید شاهد: در سحرگاه يكي از روزهاي فصل بهار که پرندگان تازه شروع به حمد و ستایش خدا کردند صدای گريه ي نوازدی با آنها همراه و هم آهنگ شد، پدر و مادرش سر از پا نمی شناختند، نامش را به یاد فرزند مولایشان امام حسين (عليه السلام)، علی اصغر گذاشتند، این اتفاق میمون در سحرگاه 1342/03/06 در خانواده اي مذهبي و ديني روی داد. از همان اوایل کودکی به اتفاق پدر گرامی به مسجد محل می رفت و در آن جا با احکام اسلام و قرآن آشنا شد.

دوران دبستان را در مدرسه ساسان (استقلال فعلی) با معدل بالا طی کرد، بعد جهت ادامه تحصیل به مدرسه راهنمایی غفاری رفت. در اوج پیروزی انقلاب اسلامی به همراه پدر در راهپیمایی ها شرکت مي نمود، تحصیلات متوسطه خود را در هنرستان کشاورزی فسا ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. بعد از گرفتن دیپلم در ایام جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی رفت، در آن جا به خاطر علاقه و دل بستگی شدید به امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی به استخدام ارتش جمهوری اسلامی در آمد؛ آموزش های لازم را با موفقیت طی نمود و به تیپ چهل سراب باختران پیوست و به منطقه ی عملیاتی سومار اعزام گرديد.

در یکی از روزها که او مشغول پاسداری از کیان مقدس کشور عزیزمان بود بر اثر اصابت ترکش ارتش بعثی عراق مجروح گرديد و به دلیل صعب العبور بودن منطقه و نبودن امکانات، سرانجام در مورخه 1364/10/22 در منطقه ی عملیاتی سومار به درجه رفیع شهادت نائل شد و روحش به علی اصغر مولایش پیوست و به آرزوی دیرینه اش رسيد.

این شهید بزرگوار چند روز پس از شهادت به زادگاهش منتقل، و در قطعه شهدای شهرستان فسا، در کنار دیگر همرزمان و دوستانش به خاک سپرده شد.

« خاطرات شهید »

* خاطره اول (از زبان مادر شهید):

پسرم علی اصغر بسیار فرد قانع و کم خرجی بود، او هیچ گاه پولش را بیهوده خرج نمی کرد و از پول روزانه ای که پدرش به او می داد همیشه مقدار زیادی را کنار می گذاشت تا اگر دیگران احتیاج مالي داشتند از آن بردارند، هیچ گاه پیش نیامد که از کم شدن آنها ناراحت شود.

پسرم با وجود این که لباس های زیادی نداشت اما همیشه لباس هایش تمیز و اتو کشیده بود. او معتقد بود که انسان هر چیزی دارد باید با دیگران تقسیم کند، زمانی که به هنرستان می رفت درسش خیلی خوب بود او هرروز چند نفر از همکلاسی ها یا بچه هایی که کلاس های پایین تر از او بودند را با خود به خانه می آورد و به آنها در درس هایی که ضعیف بودند کمک می کرد، من همیشه از این کار او ابراز نگرانی می کردم چون می ترسیدم که خودش از درسش عقب بماند ولی او می گفت: مادرجان! نگران نباش خداوند در عوض، در درس هایم به من کمک خواهد کرد.

علی اصغر انسان بسیار باگذشتی بود، خیلی کم پیش می آمد که از دست کسی ناراحت شود و اگر هم کسی او را اذیت می کرد هیچ گاه در صدد تلافي بر نمی آمد، يك بار در دوران مدرسه، معلم او را کتک زده بود و سر علی اصغر شکست من خیلی ناراحت شدم و می خواستم معلمش را به خاطر این کارش بازخواست کنم ولی علی اصغر جلوی من را گرفت و نگذاشت به مدرسه بروم، او گفت: مادرجان! اگر به سراغ معلممان بروی من دیگر به مدرسه نخواهم رفت، او دوست نداشت معلمش از دستش ناراحت شود و در واقع حق را به او می داد.

یکی از همسایه ها علی اصغر را در خواب دیده بود که در باغی سرسبز و زیبا قدم می زند او قصد داشته که وارد باغ شود ولی علی اصغر به او گفته بود: من اجازه ندارم که شما را وارد باغ کنم.

* خاطره دوم (از زبان برادر شهید):

اوایل انقلاب بود و در شهرها کمبود گاز مردم را دچار مشکل کرده بود. آنها برای پر کردن کپسول های گاز خود مدت ها در صف می ایستادند و گاهی مواقع هم دست خالی به خانه باز می گشتند.

من و علی اصغر در آن زمان در بسیج مدرسه مان فعالیت می کردیم. علی اصغر به مسئول بسیج پیشنهاد داد که دفترچه هایی را به نام دفترچه گاز تهیه کنیم و آن ها را با زمان بندی مناسب در اختیار مردم قرار دهیم تا شاید بدین طریق مردم راحت تر بتوانند گاز مورد نياز خود را تأمين كنند این طرح مورد موافقت قرار گرفت و من و علی اصغر و چند تن دیگر از دوستان خودمان دفترچه ها را طراحی کردیم و آن را بین مردم توزیع کردیم تا این که سامانی به کار مردم داده باشيم.

برادرم بیشتر اوقات فراغت خود را صرف ورزش به خصوص فوتبال می کرد او همیشه می گفت: ورزش کردن علاوه بر این که انسان را سالم و با نشاط می سازد باعث می شود که از حال دوستان خود با خبر شویم و اگر مشکلی دارند آن را برطرف کنیم. او معتقد بود که انسان با همکاری دیگران به خصوص دوستانش می تواند هر مشکل سخت و بزرگی را از سر راه خود بردارد و همیشه آماده کمک کردن به دیگران بود، هر وقت که او را می دیدیم درگیر حل کردن مشکلات یکی از دوستان یا اقوام بود.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار