دیدگاه حجت الاسلام سید رضا اکرمی از آیت الله هاشمی رفسنجانی
سه‌شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۱۵
اسام ناب محمدی، انقلاب، امام راحل و مقام معظم رهبری خط قرمز وی بودند. هیچ کس به اندازه هاشمی به رهبری نزدیک نبود؛ از همین رو است که می بینیم رهبری معظم انقلاب در نمازی که بر پیکر دوست دیرین خود خواندند تعبیراتی به کار بردند که بی سابقه بود و برای کس دیگری از آن استفاده نکردند
مبارز نستوه و عالم دینی

نوید شاهد: سابقه آشنایی حجت الاسلام سید رضا اکرمی با آیت الله هاشمی رفسنجانی به نیم قرن پیش باز می گردد؛ زمانی که هر دو، طلبه ای جوان در محضر امام خمینی (ره) بودند و در آن دوران شیخ اکبر رفسنجانی یکی از مقرب ترین طلبه ها نزد امام و مورد وثوق ایشان بود. اکرمی سال ها بعد در مجلس شورای اسلامی و جامعه روحانیت مبارز با هاشمی ملازم و همراه بود؛ او معتقد است هاشمی شخصیتی کم نظیر در دوران معاصر است و پیشنهاد می کند اندیشه و آراء وی مورد مطالعه همه، بویژه نسل جوان قرار بگیرد؛ مشروح گفت و گوی وی با «شاهد یاران » را در زیر می خوانید...

آشنایی شما با آقای هاشمی از چه زمانی شروع شد؟

من این مرد بزرگ را از سال 1343 می شناسم. در یکی از روزهای آن سال که طلبه جوان بودم و وارد منزل امام )ره( در محله یخچال غازی قم شدم، دیدم یک سرباز با لباس سربازی در مقابل امام)ره( نشسته و محکم و قوی با امام مباحثه و مناظره می کند. امام این صحبت ها را می شنید و به آنها پاسخ طولانی می داد. پرسیدم فردی که لباس سربازی بر تن دارد کیست؟ گفتند ایشان شیخ اکبر رفسنجانی است. آقای هاشمی فعالیت سیاسی خود را از همان ایام شروع کرد. در حوزه علمیه قم شاگرد اساتیدی همچون آیت الله بروجردی، امام خمینی، آیت الله علامه طباطبایی، استاد محقق داماد داشت که دوره تحصیلی او را پربار کرده بود. در مبارزات انقلابی یکی از پرچمداران مبارزه با ظلم و استکبار بود که در معیت امام از جان و مال خود در راه پیروزی انقلاب اسامی گذشت و در راه مبارزه با طاغوت ذره ای عقب نشینی نکرد. عشق ایشان به امام راحل منجر به صبر و استقامتش در زندان شد و در همان محیط اقدام به قرآن پژوهی کرد. مرحوم هاشمی قبل از پیروزی انقلاب زندان رفت؛ شکنجه دید؛ سختی زیادی کشید و کوشید تا انقلاب به پیروزی برسد.

بهره مندی آقای هاشمی از هوش وافر، اعتماد امام )ره( به وی همچنین تجربه دوران مبارزه و بهره مندی از محضر اساتید سرشناس حوزه سبب شد بعد از پیروزی انقلاب به صحنه بیاید و زیر بار مسئولیت شورای انقلاب، مجلس شورای اسامی، ریاست جمهوری، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و جنگ تحمیلی و ... برود. او در دوران دفاع مقدس شجاعانه ایستاد و نقشی مهم و موثر در دوران جنگ ایفا کرد. بنده نیز افتخار داشتم در برخی مقاطع با ایشان همراه باشم.

بر اساس شناختی که از آیت الله هاشمی رفسنجانی در این 50 سال داشتید، چه خصوصیاتی را در ایشان برجسته می دانید؟

آقای هاشمی چند ویژگی داشت؛ اولا یک روحانی تحصیلکرده، مطلع و آگاه بود و به مسائل مختلف اسلامی، سیاسی، تفسیری فقهی و تاریخی شناخت داشت. به گونه ای که نمی توانیم از یک موضوع اسلامی و دینی صحبت بکنیم که آیت الله هاشمی رفسنجانی از آن اطلاع نداشته باشد. ثانیا نسبت به انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری فردی بصیر و بینا، فدایی و وفادار بود و از جان و مال و آبرویش ایثار می کرد. در تمام عمرش حرص نداشت؛ چه قبل از انقلاب و دوران طلبگی و چه بعد از انقلاب در دوران سیاسی همه تلاشش را برای تحقق اهداف دینی حکومت و رفاه مردم انجام داد. من نمی گویم آیت الله هاشمی معصوم بود و در زندگی او خطا وجود نداشت، ولی یقینا فردی برجسته بود که می کوشید عضوی مفید و عنصری فعال در اسام محمدی باشد. کارنامه60 ساله مبارزه مرحوم هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که وی در راه انقلاب چه در دوران مبارزات و چه بعد از انقلاب زحمات زیادی متحمل شد. ثالثا انسانی بسیار شجاع، دارای اعتماد به نفس، متکی به خدا و توانایی خود، قاطع و قوی و نترس بود. تا روز آخر و در هیچ شرایطی ترس وی را ندیدیم. ما آیت الله هاشمی رفسنجانی را از ابتدا تا انتها در یک خط، معتقد، متعهد و ولایت پذیر دیدیم. ایشان ولایت امام راحل و تبعیت از رهبری را قبول داشت و عالم به زمان بود. اهل تدبیر و سیاستمدار واقعی بود؛ صبور بود و در مقابل مشکلات صبر پیشه می کرد. آیت الله هاشمی رفسنجانی یک عالم واقعی و یک عالم به زمان بود. طبق روایات دانشمندی که زمان شناس باشد با بصیرت و بینایی که دارد مورد هجمه دگرگونی ها و فریب کاری ها قرار نخواهد گرفت و آیت الله هاشمی رفسنجانی این چنین بود. آیت الله هاشمی چه در علم و چه در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و ...صاحب نظر بودند. ایشان در مذاکره و سیاست خارجی و داخلی نیز انسانی کاردان و صاحب نظری دقیق بودند به طوری که بسیاری از سران کشورهای دنیا با دیده احترام و تحسین به ایشان نگاه می کردند.

در دوره ای که ایشان ریاست مجلس را به عهده داشتند،شما نماینده بودید؛ از آن دوران خاطره ای دارید؟

نخست بگویم ریاست مجلس شورای اسلامی که در آن حدود 300 فرد صاحب فکر، فهم، بینش و تجربه و سلیقه مختلف حضور دارد، کار آسانی نیست. در آن سال ها که ایشان رئیس مجلس بود کشور درگیر جنگ بود؛ یک روز جلسه علنی مجلس را به زیرزمین مجلس برده بودیم. وقتی ایشان آمد از نمایندگان خواست که به صحن اصلی برگردند و گفت:« ما هم مثل مردم؛ هرچه بر سر مردم می آید، بگذارید بر سر ما هم بیاید» زمانی هم به همراه زنده یاد حسینی شاهرودی نماینده شاهرود پیگیر دعوت ایشان به استان سمنان بودیم و سرانجام موفق شدیم ایشان را به استان بیاوریم و در جلسه شورای اداری حضور یافت. در شورای اداری برخی مسئولان آمار واعداد و ارقامی دادند. ایشان در آن آمار تشکیک کرد و همان جلسه با آماری دقیق از جمعیت استان و مقایسه تحلیل آمار ارائه کرد. در همان سفر قرار بود ایشان به منطقه خطیرکوه و چشمه روزیه برود که مشکلاتی پیش آمد و نشد. در این سفر با یک فروند بالگرد به سمت یکی از مناطق استان می رفتیم که متوجه شدم ایشان دارند در آسمان جاده را می پایند و به ساعت خود نگاه و اعداد را زمزمه می کنند. آیت الله هاشمی حدود 10 دقیقه جاده و ساعت خود را کنترل می کرد و بعد از 10 دقیقه گفتند که آماری که در جلسه شورای اداری داده شد، غیرواقعی است. در همان مسیر به آمار ترددها در یکی از محورها تردید کرد که من توضیحاتی درباره آن به ایشان ارائه دادم.

با تمام این اوصاف آقای هاشمی در طول حیات سیاسی شان همواره مخالفان جدی ای داشتند؛ ریشه این مخالف خوانی ها علیه وی چه بود؟

به نظر من این موضوع تا حدی طبیعی بود؛ ما در تاریخ ادیان الهی و زندگی نامه پیامبران و یارانشان دو حقیقت را می بینیم؛ یکی جاذبه و دیگری دافعه پیامبران و یارانشان است؛ از یک طرف جاذبه داشتند و مومنین را جذب می کردند و از سوی دیگر با مخالفین در تقابل بودند. انقلاب اسلامی هم از همین قاعده مستثنی نیست. عده ای مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی فدایی انقلاب بودند و در راه انقلاب، استقرار نظام جمهوری اسلامی و تثبیت آن فداکاری کردند. عده ای هم از ابتدا مقابل انقلاب ایستادند و بالتبع مقابل افرادی چون آیت الله هاشمی قرار می گرفتند. البته به مرور زمان چهره مخالفان تغییر یافت و هر بار عده ای با ایشان به مخالفت بر می خواستند. به اعتقاد من همه کسانی که علیه ایشان سخن گفتند و نوشتند به جز منافقین و دشمنان انقلاب و نظام که عالمانه و عامدانه به تخریب این یار امام و رهبری پرداختند، همه از روی نادانی و جهل بود که به تخریب این عالم دینی و مبارز نستوه می پرداختند. نتیجه هم این شد مرحوم هاشمی رفسنجانی مانند شهید بهشتی مظلوم واقع شوند. اما بعداز درگذشت ایشان، ماجرا عوض شد. ارتحال هاشمی مظلومیت بهشتی و بهشتی ها را هر چه بیشتر نشان داد و به اعتقاد من آقای هاشمی با مرگش تولدی دوباره یافت. این تولد دوباره را در چند چیز از جمله بدرقه بی نظیر مردم و تشییع ایشان که بعد از تشییع امام در دوران معاصر بی سابقه بود، می شد دید. بعد از تشییع پیکر امام خمینی )ره( ایشان رتبه دوم را از نظر حضور جمعیت میلیونی مردم به خود اختصاص داد که جنبه کمّی این مراسم را نشان می دهد. اما از نظر کیفیت نیز باید بگوییم نکته حائز اهمیت این است که از همه اقشار و نهادها و طبقات در این مراسم حضور یافتند حتی از نقاط مختلف ایران برای تشییع این مبارز انقلابی آمده بودند.

به نظر من خیلی خوب است دانشجویان یکی از پایان نامه های دانشگاهی را در مورد مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی انتخاب کنند. باید دید این همه استقبال و آمدن مردم از سراسر کشور برای این مراسم چرا صورت گرفت؟ قرآن می گوید کسانی که ایمان دارند و به خدا و نبوت و امامت و انقلاب اسلامی یقین دارند خداوند محبت و حب آنها را در دل ها می اندازد و مردم ایران با این حرکت نشان دادند که مردم باشعور و باشرفی هستند و هنگامی که باید ادای وظیفه کنند در صحنه حضور می یابند.

با توجه به فشارها و تبلیغات دشمنان بر ضد ایران اسلامی، حضور نداشتن آیت الله هاشمی در صحنه سیاسی کشور ضایعه ای عظیم برای ایران است و جوانان باید آیت الله هاشمی رفسنجانی را در میدان جنگ هشت سال دفاع مقدس، در میدان سیاست، اقتصاد و برنامه و بودجه، ریاست جمهوری و خطبه های نماز جمعه بشناسند و برای شناخت هرچه بیشتر آیت الله هاشمی رفسنجانی آثار مکتوب ایشان را مطالعه کنند. آیت الله هاشمی اگر نگویم فردی بی نظیر، قطعا فردی کم نظیر از لحاظ هوش وکوشش بود.

صاحب دیدگاه و ایده بود و زمانی هم در پیاده کردن این ایده ها تند می رفت و برخی تحمل نمی کردند. ایشان هم نمی توانست این ایده را برای مخالفان تبیین کرده و توضیح بدهد؛ لذا گاهی آزرده خاطر می شد و احساس می کرد در برخی موضوعات و مسائل تنهاست.

یکی از تهمت ها به آقای هاشمی، القای تلاش ایشان برای محدودکردن یا تضعیف مقام معظم رهبری بود؛ شما به عنوان یکی از نزدیکان ایشان، این اتهام را وارد می دانید؟

کاملا خلاف است؛ همان طور که گفتم آقای هاشمی به انقلاب، نظام، امام )ره( و رهبر معظم انقلاب کاملا وفادار بود. آیت الله هاشمی چند خط قرمز داشت که به هیچ وجه حاضر نبود این خطوط قرمز را نادیده بگیرد. اسلام ناب محمدی، انقلاب، امام راحل و مقام معظم رهبری خط قرمز وی بودند. هیچ کس به اندازه هاشمی به رهبری نزدیک نبود؛ از همین رو است که می بینیم رهبری معظم انقلاب در نمازی که بر پیکر دوست دیرین خود خواندند تعبیراتی به کار بردند که بی سابقه بود و برای کس دیگری از آن استفاده نکردند؛ پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی برای درگذشت ایشان هم نکات زیادی داشت. پیامی که از طرف رهبر معظم انقلاب صادر شد بی نظیر و بی مانند بود و بعد از امام خمینی )ره( برای هیچ شخصیتی اینگونه صادر نشده بود. رهبر انقلاب در این پیام گفتند: رفاقت 59 سال با ایشان داشتند. یعنی بالای نیم قرن؛ آن هم پیمان اخوت و برادری که در بین الحرمین کربلای حسین بن علی)ع( در فراز و نشیب ها بستند. آیت الله هاشمی رفسنجانی فقط انقلابی و سیاسی نبود بلکه یک مدیر در صحنه های مختلف بود و این که مقام معظم رهبری می گوید هیچ کس برای من هاشمی نمی شود، خدا می داند که سر سوزنی مبالغه نبوده است.

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 147 دی ماه 1396
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده