کد خبر: ۴۱۳۲۱۷
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۰
مدافعان حرم
تولد یک سالگی محمدهادی نزدیک بود. دوست داشتم تولدش را بگیرم ولی استرس نبود آقا مهدی بی قرارم می کرد. چاره ای نبود، زندگی جریان داشت و من باید بدون آقا مهدی تنها زندگی را می گذراندم.
دیدار آقا پس از غروب / شهید مدافع حرم مهدی نوروزی به روایت همسر شهید

تولد یک سالگی محمدهادی نزدیک بود. دوست داشتم تولدش را بگیرم ولی استرس نبود آقا مهدی بی قرارم می کرد. چاره ای نبود، زندگی جریان داشت و من باید بدون آقا مهدی تنها زندگی را می گذراندم. روز تولد محمد هادی یک کیک بزرگ سفارش دادم. عکس آقا مهدی را روی کیک زدم. با همه خواهرها و برادرها و فامیل رفتیم سر مزار آقا مهدی.

میزبان، آقا مهدی بود. محمدهادی را بغل کردم و نشستم کنار مزار آقا مهدی. در گوش محمد هادی گفتم: «ببین پدرت هم هست، می بیننتت و مواظبت هست» بعد رو کردم به آقا مهدی گفتم: «پسرت یک ساله شده آمده تا بهت لبیک بگه که راهت رو ادامه می ده» آن روز بیشتر از اینکه از یک ساله شدن محمدهادی خوشحال باشم از نبود مهدی در کنارم ناراحت بودم. همه ناراحت بودند و گریه می کردند.

بعد از تعطیلات عید 94 از دفتر رهبری تماس گرفتند و خبر دیداری را دادند. پنجم خرداد بود. چهار ماهی از شهادت آقا مهدی می گذشت. هنوز با جای خالی آقا مهدی کنار نیامده بودم. جایش خیلی خالی بود. ولی با خبر این دیدار ته دلم آرام شد. دوست داشتم محمدهادی لباسی بپوشد که نشان دهد از بچگی لبیک گویان خدمت آقا می رود. از طرفی هم آقا مهدی همیش دعا می کرد محمدهادی سرباز ولایت باشد. پس لباس رزم بهترین لباس بود.

شب قبل از دیدار محمدهادی را غسل شهادت دادم.که روز دیدار همه مان که پنج، شش خانواده شهید می شدیم که در اتاقی منتظر رهبر بودیم. حضرت آقا که وارد اتاق شدند، اول از همه با ما مواجه شدند. بعد از نماز ظهر و عصر پنج دقیقه ای از منزلت شهدای مدافع حرم صحبت کردند و خانواده ها یکی یکی بلند می شدند و خدمت آقا می رفتند.

نوبت ما که رسید رهبری بلند و شمرده اسم من را گفتند. بلند شدم و با محمدهادی جلو رفتم. اول قرآن را ازشان گرفتم و بعد محمدهادی را بردم جلوتر و گفتم: «آقا جان! غسل شهادتش داده ام.

لباس رزم هم پوشیده و آمده تا چفیه شما را بگیرد» حضرت آقا خنده صداداری کردند و دستی بر سر محمدهادی کشیدند و نوازشش کردند و چفیه شان را دادند. بعد گفتم: «این دیدار به تمام دلتنگی های این چهار ماهه می ارزید.» واقعا تنها چیزی که بعد از شهادت آقامهدی برایم ارزش داشت، همین دیدار بود.

منبع: مدافعان حرم/ دیدار پس از غروب/ شهید مهدی نوروزی/ منصوره قنادیان/ 1395

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
آخرین اخبار
پربازدید ها