وصیت نامه شهید مدافع حرم (25)؛ شهید محمد زهره وند
دوشنبه, ۰۶ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۲
از شما می خواهم اگر روزی بنده حقیر سراپا تقصیر لیاقت شهادت را در راه اسلام، قرآن و ولایت را پیدا کردم، گریه نکنید و بدانید که عمر دست خداست و چه لیاقتی بهتر از این که عمر بنده با شهادت که بالاترین مرگ و رسیدن به خداست، به پایان برسد.
اگر بر خدا توکل کنید، هیچ گاه تنهایی و ترس بر شما غلبه نخواهد کرد

بسم الله الرحمن الرحیم

همسر عزیزم؛

نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم، فقط می توانم بگویم حلالم کن و مرا ببخش و از همه دوستان و آشنایان حلالیت مرا بخواه.

چند خواسته از تو دارم؛

اول مقل همیشه حجابت را خوب حفظ کن و این حجاب و معرفت را به دخترم «ریحانه جان» یاد بده.

و از تو می خواهم همیشه در سختی و مشکلات به خدا توکل کنی و با ذکر نام خدا آرامش بگیری و بدانی وجود و حضور ما همه وسیله است و بود و نبود ما خیلی مهم نیست.

اگر توکل کردی و خدا را در همه حال احساس کردی، می بینی که پشتیبان و یار محکمی داری و هیچ وقتی تنهایی و ترس بر تو غلبه نخواهد کرد.

ریحانه جان، دختر شیرین عسل بابا؛

با تمام وجود دوستت دارم و همیشه به یادت هستم و از تو نور چشمم می خواهم همیشه حرف های مادرت را خوب گوش کنی و مثل مادرت با حجاب و با معرفت و فهم و کمالات باشی و در تمام مراحل زندگی گوش به فرمان مادرت باشی و مبادا مادرت از تو ناراضی باشد.

پدر و مادر عزیزم؛

از این که این ماه برای بنده زحمت کشیدید و خون دل ما را خوردید، تشکر و قدردانی می کنم و از این که مرا در راه مستقیم هدایت کردید، ممنونم.

از شما همسر و دختر عزیزم ریحانه و پدر و مادر مهربانم می خواهم همیشه پشتیبان اسلام و ولایت فقیه باشید و هیچ وقت نگذارید کسی به رهبر عزیزتر از جانم حرفی بزند و همیشه مدافع انقلاب و خون شهدا باشید.

از شما می خواهم اگر روزی بنده حقیر سراپا تقصیر لیاقت شهادت را در راه اسلام، قرآن و ولایت را پیدا کردم، گریه نکنید و بدانید که عمر دست خداست و چه لیاقتی بهتر از این که عمر بنده با شهادت که بالاترین مرگ و رسیدن به خداست، به پایان برسد.

دعا کردم که از جسمم نماند تا کسی نماز میتی بر تن نخواند                             والسلام

منبع: لبیک یا زینب/وصیت نامه پنجاه شهید مدافع حرم/عباس مرعشی/1395

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده