کد خبر: ۴۰۸۷۳۸
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۵
کتاب «خورشید کویر» که به سرگذشت شهید باهنر می‌پردازد، از سوی نشر شاهد به چاپ سوم رسید. در بخشی از این کتاب روایت مقام معظم رهبری از انفجار دفتر نخست‌وزیری آمده است.
به گزارش نويد شاهد کتاب «خورشید کویر» به روایت زندگی شهيد دكتر محمدجواد با هنر از زبان دوستان، خانواده و یاران وی می‌پردازد.

سومین «خورشید کویر» در بازار نشر درخشید

در این کتاب، خاطرات شخصیت‌هایی چون حضرت آيت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، آیت‌الله هاشمي رفسنجانی، مهندس ميرحسين موسوی و حجت‌الاسلام والمسلمین محمد‌جواد حجتی کرمانی، آیت‌الله محمد امامی کاشانی، بیان شده است.

محمد‌صادق بصیری، عباسعلی رستمی‌نسب و محمد‌رضا صرفی، این کتاب را در 30 فصل به همراه «فهرست سخنرانی‌ها» آورده‌اند. شهید باهنر به روایت جمعی از بستگان و آشنایان، فهرست سخنرانی‌های شهید قبل از انقلاب به روایت ساواک، جمع‌بندی ویژگی‌های اخلاقی شهید باهنر و شهید باهنر به روایت شاعران، عنوان برخی فصل‌های «خورشید کویر» است.

در صفحه 99 کتاب و در بخش «از نگاه حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» می‌خوانیم: «در مورد چگونگی اطلاع از انفجار ساختمان نخست‌وزیری و شهادت شهید رجایی و باهنر باید بگویم که من بیمار بودم. تازه از بیمارستان خارج شده بودم. در منزلی حوالی نیاوران استراحت می‌کردم و در جریان اوضاع و احوال قرار می‌گرفتم. مرحوم شهید رجایی و باهنر و برادران دیگر مسائلی را با من در میان گذاشتند ولیکن خود من، شرکت فعالی در جریانات نمی‌توانستم داشته باشم. در این اواخر به تدریج حالم بهتر بود و گاهی در جلسات شرکت می‌کردم.

در شب قبل از حادثه، در جلسه‌ای با حضور شهید رجایی شرکت کردم. در آن جلسه راجع به مسائل مهم مملکتی صحبت شد. بنابر این از محل حادثه دور بودم. بعد از ظهر بود و من هم بیمار بودم و خوابیده بودم. از خواب بیدار شدم، از بچه‌های پاسدار و برادرانی که پهلوی من بودند، یک زمزمه‌هایی شنیدم. گفتم چه شده است؟ گفتند یک بمب در دفتر نخست‌وزیری منفجر شده است. من نگران شدم. پرسیدم چه کسی در آن‌جا بوده؟ گفتند رجایی و باهنر. فوق‌العاده نگران شدم. خودم را با آن حال به پای تلفن رساندم. به چند جا تلفن کردم. اما خبرها متناقض و نگران کننده بود. یکی می‌گفت حالشان خوب است و دیگری می‌گفت هنگام انفجار از جلسه بیرون آمده بودند. یکی می‌گفت جسدشان پیدا نشده یا در بیمارستان هستند. تا اوایل شب که خبر درستی به من نرسیده بود، در حالت فوق‌العاده بد و نگرانی به سر بردم تا بالاخره مطلب برای من روشن شد. فکر می‌کنم با آقای هاشمی یا با حاج احمد خمینی صحبت کردم، آن‌ها جریان را تعریف کردند.

احساسات من در آن موقع طبیعی است چگونه بود. دو دوست عزیز و قدیمی ، دو انقلابی ، دو عنصر تراز اول جمهوری اسلامی را از دست داده بودیم و من شدیدا احساس ضایعه و غم می‌کردم...»

نشر شاهد کتاب «خورشید کویر» را با شمارگان یک‌هزار نسخه، قطع رقعی، 330 صفحه و به بهای 15‌هزار تومان به چاپ سوم رسانده است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
آخرین اخبار
پربازدید ها