پاسداشت شهدای مدافع حرم (33)
چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۶
روز های پس از عاشورا، همواره یادآور نقش بی همتای حضرت زینب (ع) در طول تاریخ است، او که در همه ی سالیان عمرش نبوت همراه با رأفت، امامت توام با عدالت، مظلومیت آمیخته با کرامت و در آخر شهادت همراه با عزت را به چشم دید.
اوج غربت
روز های پس از عاشورا، همواره یادآور نقش بی همتای حضرت زینب (ع) در طول تاریخ است، او که در همه ی سالیان عمرش نبوت همراه با رأفت، امامت توام با عدالت، مظلومیت آمیخته با کرامت و در آخر شهادت همراه با عزت را به چشم دید تا روزگار او را بسازد برای روزهای سخت تنهایی؛ که از ورای کوه های درد، عزتمندانه و پیروز «ما رایت الاجملا» را در گوش تاریخ فریاد بزند.

بانو مدفون دمشق است، و برکت آن شهر و دیاری که امروز فته ها در آن برافروخته اند تا مردمانش اسلامی را که 1374 سال پیش آل رسول مصیبت ها را برایش متحمل شدند، به صندوقچه ی خاک گرفته ی تاریخ بسپارند.

اما مثل همیشه کسانی هستند که در مسیر پیشوایشان اباعبدالله الحسین (ع) گام برمی دارند و از دین خدا دفاع کنند؛ آن هایی که «مدافعان حرم» نام گرفته اند و ندای «هل من ناصراً ینصرنی» را لبیک گفته اند.

در این میان مظلوم ترین مدافعان حرم، جوانان شیعه ی کشور سوریه هستند. اگر می گویم مظلوم ترین، برای گفته ی خود دلیل دارم.

آن ها اگر در مسیر دفاع از حرم و مناطق شیعه نشین تلاش نکنند، خانواده و برادر و خواهرشان به دست تروریست ها می افتند و این قاتلان وحشی، نشان دادند که وقتی وارد مناطق شیعه نشین می شوند، همه را از دم تیغ می گذرانند!

لذا این جماعت از مدافعان، بیش از همه مشغول مبارزه هستند. یادم هست همین مطلب را از فرمانده یکی از گروه های مدافعان حرم سوال کردم و ایشان هم تایید کرد و گفت: نیروهای ما 24 ساعت مشغول نگهبانی و 24 ساعت استراحت می کنند اما شیعیان سوریه یک هفته در سنگر هستند و یک روز استراحت دارند. از طرفی، خاطر آنها برای خانواده هایشان همیشه نگران است.

مظلومیت دیگر آنها این است که از حماسه های آنها چیزی گفته نمی شود. یعنی رسانه ها در کشور سوریه آن طور که باید به این شهدای مظلوم نمی پردازند.

ما نیز برای ادای دین به نامه ی یکی از این شهدا که مخفیانه خانه را ترک کردو به نیروهای مردمی سوریه پیوست می پردازیم.

شهید «یعرب الحسین» از جمله جوانان سوری بود که با آغاز بحران این کشور و تشکیل نیروهای دفاع ملی به آن ملحق شد، او جان خود را از راه دفاع از میهن خود در ردیف دمشق از دست داد. در زیر وصیتنامه ی این شهید بزرگوار را که خطاب به مادرش نوشته می خوانیم:

مادر عزیزم؛ می دانم، از اینکه در روزهای عید نتوانستم به دیدنت بیایم، از دست من ناراحت هستم... می دانم که هر وقت باران بیاید و هوا رو به سردی برود، پشت پنجره می آیی و برایم برای در امان ماندن از شر و بدی دعا می کنی....

مادر عزیزم, من خوبم و خواهش دارم غم مرا نخوری.... به من گفته اند که امسال چون من نیستم، شیرینی درست نمی کنی، اما بدان که من بسیار آسوده و راحتم.

مادر عزیزم.... شنیده ام از بس اخبار گوش کرده ای برای خود تحلیلگر سیاسی شده ای. از تو می خواهم هیچ گاه مرا و دوستانم را از دعای خیرت محروم نکنی.

مادر عزیزم، بدان که وطن هر کس گرانبهاترین چیز نزد اوست و به همین دلیل است که من تصمیم گرفتم برای دفاع از آن به نیروهای دفاع ملی ملحق شوم. می دانم چون این موضوع را به تو اطلاع ندادم، از من دلخور می شوی، اما بدون تردید بعدها دوستانم برایت تعریف خواهند کرد که برای حمایت از این مرز و بوم چقدر تلاش کردم.

مادر عزیزم، امیدوارم مرا ببخشی اگر زمانی با تو تندی کردم. همواره مراقب سلامتی خودباش. مرا همیشه به خاطر داشته باش و برایم دعا کن. دوستدار تو فرزندت

یکی دیگر از این شهدای مظلوم جوانی به نام عکرمه علی ا ست. حماسه او را در چند خط بدون هیچ مقدمه اشاره می کنیم:

پرده ی اول: با هماهنگی با تروریست ها به بهانه ی تسلیم خودش و نفربرش به مواضع تروریست ها وارد می شود...

پرده ی دوم: بعد از پیاده شدن از نفربر و روبوسی با تکفیری ها، جشنی به مناسبت به غنیمت درآمدن این نفربر و جدایی عکرمه بر پا می شود....

پرده ی سوم: عکرمه ضمن حضور و در جشن، خوب به اطراف نگاه کرده و مواضع تروریست ها را کامل شناسایی می کند!

پرده ی چهارم: بلافاصله به بهانه ای به داخل نفربر برگشته و در فرصت مناسب با مسلسل سنگین، جشن تکفیری ها را به عزا تبدیل می کند.

پرده ی پنجم: تلویزیون اعلام می کند، طبق اطلاعات رسیده در این عملیات دویست تکفیری به درک واصل شدند.

پرده ی آخر: دوربین روی چهره ی نورانی و غرق در خون شهید عکرمه علی قفل می شود.... یادش گرامی.

منبع: مدافعان حرم/1395/ زندگینامه و خاطرات چهل شهید مدافع حرم حضرت زینب علیه السلام به همراه زندگینامه، کرامات و عنایات حضرت زینب علیه السلام / گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار