کد خبر: ۴۰۲۴۹۳
تاریخ انتشار: ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۰
شهیدوالامقام علی صداقت از نگاه خانواده
می دانم از چه چیز شهید بگویم از صمیمیت و خلوص نیت او چه چیز می توانم بگویم زیرا تمام شهدا برای ما الگو هستند

به نام ا... پاسدار حرمت خون شهیدان

زندگی نامه و خصوصیات اخلاقی شهید پاسدار رشید اسلام شهید علی صداقت 

تاریخ تولد:1347/10/22

تاریخ شهادت:1366/11/25

محل شهادت: پاوه اصابت ترکش

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مردگانند بلکه آنها زنده اند و نزد خدایشان  روزی می خورند.

حقیقت آن است که در مورد شهید نوشتن و سخن گفتن کار مشکلی است و هر کسی لیاقت نوشتن و گفتن را ندارد و لذا از خداوند متعال و شهیدان گرامی می‌خواهم که چند کلمه ای بتوانم بنگارم شهداء دریایی از انوار حق را با خود دارند آنان بیداران راه بشریتند شهداء زنده اند و باید زنده درباره آنها بنگارند شهداء شمع شدند تا پروانگان دور آنها طواف کنند و بسوزند و خاکسترشان پیام رسان آنها باشد و آنها که برای تاریکیهای جامعه نور بودند و هستند و اینها مقامشان برتر و بالاتر از آن است که بشود بیان کرد.

شهید علی صداقت در دهم ماه دی 1347 در خانواده ای متوسط در محله دارآباد چشم بجهان گشود. ایشان تحصیلات خود را در دبستان رودکی سابق (ابوذر) به اتمام رسانید و از همان ایام کودکی مورد علاقه زیاد پدر و مادر و تمام دوستان بود.

شهید علی صداقت علاوه بر تحصیلات در بسیج هم شرکت می نمود او آموزش اسلحه را فرا گرفت چندین بار خواست به جبهه رود ولی  با ممانعت پدر و مادر منصرف می شد تا شد و خداوند متعال خواست علی به سن قانونی رسید و برای رساندن وظیفه خود به این مملکت به خدمت سربازی رفت.

شهید علی صداقت دوران 3 ماهه خود را در ایلیخحی تبریز بپایان رسانید و در طول این مدت سه ماهه 7 بار به مرخصی آمد بعد از پایان رسانیدن دوره سه ماهه او برای رساندن دوره کامل سربازی خود به باختران رفت و 2 ماه در باختران خدمت کرد درست در عرض این پنج ماه خدمت علی 9 بار برای مرخصی به خانه آمد

و سه ماهه بعد را در پاوه گذراند

درست وقتی که برای آخرین بار  به خانه آمده بود چون بیماری پوست گرفته بود در منطقه به او گفتیم که مواظب صورت خود باشد ولی او  با خنده ملیحانه ای گفت احساسات شما دوباره گل کرد من می روم و امیدی به بازگشت ندارم شما باید قید مرا بزنید احتمال اسیر شدن و مفقود  و شهید شدن مرا باید منتظر باشید او آخرین بار چندین عکس امام گرفت و پشت عکس یکی از آنها نوشته بود که امیدوارم این جنگ به نفع اسلام پایان یابد انشاء ا... شهید علی صداقت درست 8 ماه خدمت کرد و چه زود خدمت او در درگاه خداوند ایزد منان پذیرفته شد و چه زیبا در بستر جوارا... به لقاء ا... پیوست.

(شهید علی صداقت از دیدگاه پدر)

شهید علی صداقت همیشه با مشکلات مبارزه می کرد و همیشه با دوستانش بخوبی رفتار می کرد و مورد لطف همه اهل خانواده بود و وقتی که خبر شهادت او را به من دادند از بدترین و سخت ترین لحظات عرم بود ولی از خداوند متعال می خواهم که تمام خانواده شهدا را صبر عنایت بفرماید.

(شهید علی صداقت از دیدگاه مادر)

شهید علی صداقت از همان ایام کودکی به من کمک می کرد و  در نامه هایی که از جبهه برایمان می نوشت از محالات بود که یک یک دوستان و آشنایان را ننویسد و وقتی که خبر شهادت او را به من دادند گفتم خدایا راضیم به رضای تو و از خداوند خواستم که به من خبر دهد انشاء ا...

(شهید از دیدگاه برادر)

نمی دانم از چه چیز شهید بگویم از صمیمیت و خلوص نیت او چه چیز می توانم بگویم زیرا تمام شهدا برای ما الگو هستند و نمونه بله علی رفت و مرا در این دنیای بی وفا تنها گذاشت و من همیشه جای خالی او را در خانه و همه جا احساس می‌کنم بله شهداء رفتند ولی ما را در قبال این خونها چیست.

من از خداوند بزرگ می خواهم که به پدرم صبر و مرا ادامه دهنده راه او باشم انشاءا...

(شهید از دیدگاه خواهر)

درباره شهید و شهادت سخن گفتن بسیار است لیکن نه من اهل نوشتن آنم و نه قلم توانایی بازگو کردن آن را دارد. پس خوب است قلم بشکند و لب فرو بندد که هر چه بگویم و هر چه بنویسم باز حق شهداء اداء نگشته است.

شهید علی صداقت یک پسری ریاء پاک و مخلص بود او هر وقت به مرخصی می آمد بعد از دیدار پدر و مادر به دیدار من می آمد و مرا با خنده های خود و با صحبتهای خود شاد می کرد

و وقتی که خبر شهادت او را به من دادند باور نمی کردم تا وقتی که او را همچون گل  آرمیده در تابوت دیدم و گفتم الهی رضا برضائک  و تسلیما لامرک.

بله چقدر جای حسرت و تأسف و نگرانی است نه نگرانی از عذاب بلکه شرمندگی از شهداء خدایا مادران داغدار شدند و پدران اشک ریختند فرزندان یتیم شدند و خواهران بی برادر گشتند همه بخاطر تو و اسلام تو خدایا تو که چهره خونین شهداء را در جبهه‌ها در مکه معظمه دیدی خدایا به خونین چهره های زمان ما خدایا به اشک های غم انگیز پدران و مادران ما خدایا به چشمان پر از اشک یتیمان ما و به خواهران که در سوک برادر نشسته اند خدایا ترا قسم می دهم به اولیائت تنها یادگار رسولت و امامانت در عصر غیبت امام ما جان و روح ما قلب تپنده ما را تا ظهور حضرتش برای حفاظت از اسلام و مسلمین و رهبری جامعه اسلامی بر سر ما مستدام بدار. خدایا به خون مقدس شهدا و چشم پر از اشک امام و به خانواده های داغدار ما خدایا به رگهای بریده حسین کربلا و دستهای قطع شده ابوالفضل کربلا و باب الحوائج ما و به یتیمی بچه های حسین و خاندان اهل بیت و به اسارت اسیران کربلا و زینب داغدیده و زین العابدین مظلوم خدایا به آنها که قابلیت قسم خوردن در پیشگاه ترا دارند هر چه زودتر عزیزان ما را به عزت و شرف بسیار به فتح نهایی برسان خدایا ترا به آن بزرگی درگاهت قسم می دهم که هر کسی به هر عنوانی که می خواهد به این انقلاب و مملکت ضرر برساند خدایا خود ریشه آنها را بکن

انشاءا...

منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید