کد خبر: ۴۰۰۰۸۲
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۵۵
سالروز ولادت
همه مردگان عالم به اندازه سر سوزنی هم حرکت ندارند و می دانیم که در تاریکی مردگان زنده نمی شوند و در عین حال در شب تاریک و بلکه در روز روشن هم از مردگان وحشت داریم وهم ما بر عقلمان غلبه می یابد

ولادت:28/12/1366

شهادت:12/8/1359                                  

فرازهایی از وصیت نامه شهید سیروس مولایی       

                   بنام خداوند در هم کوبنده ستمگران  و یاری دهنده مستضعفان

این هدیه ناقابلی است که این حقیر به برادران و خواهران عزیز کانونی از یک طرف و از طرف دیگر به برادران سپاهیان اسلام تقدیم می دارم

بحث من  حول 3 محور در حقیقت می چرخد 1- بحث اجمالی است در ارتباط با فلسفه شهادت 2- سخنی است با برادران و خواهران عزیز کانونی و 3 - سخنی با برادران سپاهی . اما این که چطور شد این سه با یکدیگر در آمیخته شد دلیل آن روشن است و آن کمبود وقت است چون همه شما مطلعید که ما الان عازم راهی هستیم که در حقیقت پایان آن ناپیداست و روی همین اصل بود که دست به این کار زدم و از این که نتوانستم بطور مجزا و مستقل با عزیزان خود صحبت کنم پوزش می خواهم

                                                بسم الله الرحمن  الرحیم

"و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا..... امراتا بل احیاء عند ربهم یرزقون "

 صحبت کردن از مقام والای شهید کاری بس دشوار است و مقام شهید را کسی می تواند درک کند  که آن راه برایش روشن شده باشد تا آن گونه که شایسته و بایسته یک شهید است سخن بگوید . این روزها معمول شده است که هرکس که در راه حرکت بسوی ا.. به شهادت رسید به هدف اصلی و نهایی خود هم نائل شده باشد افرادی می خواهند به شکلی این راه را توجیه کنند به نظر من همان طور که قبلا هم گفتم باید ابتدا راه برای خودشان  مشخص شود. مثلا زمانیکه می خواهید یک راهی را به یک نفر نشان دهید خود شما باید آن راه را شناخته باشید تا این که بتوانید به شخص دیگر نشان دهید . منظور من از این مقدمه این بود که متاسفانه افرادی که نمی دانم به چه منظور می خواهند راهی که یک نفر با تمام وجود خود انتخاب و برگزیده است  بشکلی توجیه کنند و این ظلم است به مقام یک شهید . خلاصه این که عزیزان من تا زمانیکه راه و روش شهید برایتان روشن نشده سعی کنید باعث لوث شدن مقام شهید نشوید و خدائی نکرده باعث دلسردی کسانیکه شایستگی رفتن به این راه را دارند نشوید

حقیقت دیگری که باید برایتان بگویم این است که بعضی ها می گویند علم وایمان یکی است و این هردو از یک مقولند ولی به عقیده من این  دو هر کدام در دو مقوله جدا از هم هستند و اکنون این مطلب را بطور اجمالی توضیح خواهم داد . به نظر من هرگاه این مطلب ثابت شود شما هم دقیقا می توانید به اصل فلسفه شهادت به آن معنای اصلش پی ببرید . ایمان غیر از علم و ادراک است زیرا علم و ادراک کار و بهره عقل است و ایمان  عمل و بهره قلب است . انسان تنها با تحصیل عمل بخدا و پیغمبران (پیامبران) و به روز جزا شایسته متصف شدن به صفت ایمان نمی شود هم چنانکه ابلیس تمام این امور را از طریق علم می دانست و با این وجود خدا او را کافر خواند و چه بسا باشد که فیلسوفی به برهانهای فلسفی شعبه های  توحید و مراتب و آنرا برهانی کند و خود مومن به الله نباشد زیرا عملش از مرتبه عقل و کلیت و تعقل به مرتبه قلب و جزمیت و وجدان نرسیده است برای اینکه مطلب مفهوم تر باشد به یک مثال روشن می پردازم همه ما از روی میزان برهان و درک عقلی می دانیم که مردگان به انسان نمیتوانند آزاری برسانند و همه مردگان عالم به اندازه سر سوزنی هم حرکت ندارند و می دانیم که در تاریکی مردگان زنده نمی شوند و در عین حال در شب تاریک و بلکه در روز روشن هم از مردگان وحشت داریم وهم ما بر عقلمان غلبه می یابد و این به خاطر آن است که به این حقیقی علمی و عقلی قلب ما ایمان نیاورده و این ادراک عقلی به قلب نرسیده است ولی آنها که با تکرار عمل و زیادی اقدام به تماس گرفتن با مردگان و آمد و شد کردن در شب های تاریک در قبرستانهااین حقیقت عالی را به قلب رسانده اند از مردگان وحشت نمی کنند و حتی در قبرستانها منزل  نمایند

منبع:برگرفته از اسناد شهید در مخزن اداره کل شهرستانهای استان تهران
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END