کد خبر: ۳۹۹۸۰۵
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۱
سمیرا مسمائی در سن 22 سالگی در 23 آذر 1359 در جزیره مینو به عنوان کمک بهیار در حال امدادرسانی به مجروحان جنگ تحمیلی بود که بر اثر اصابت ترکش از دو چشم نابینا می‌شود، وی پس از ترخیص از بیمارستان به اردوگاه جنگ زدگان کرمان مهاجرت کرد و به استخدام دانشگاه علوم پزشکی کرمان در آمد و سال‌ها در قسمت مرکز تلفن بیمارستان شفا مشغول به خدمت بود. دو تن از برادران او نیز در دوران دفاع مقدس به درجه جانبازی نائل شده‌اند. وی سرانجام پس از تحمل رنج مجروحیت در سی ام فروردین 95 به شهادت رسید. روایت جانبازی شهید سمیرا مسمایی را از بان خودش می خوانیم:

نوید شاهد: آن زمان من 22 سالم بود که دیدگانم برای همیشه با آسمان پرستاره مینو خداحافظی کردند. روز 22 مهرماه 59 بود، در حیات منزل مشغول ظرف شستن بودم، آن روز آرام و قرار نداشتم انگار می بایست حادثه ای رخ می داد. ساعت 9 صبح بود که ناگهان صدایی شنیدم و دنیا جلو چشمانم تیره و تار شد. فریاد مادر، مادر و دیگر بیهوش شدم اما مادرم چنین می گفت:«صدای خمپاره شنیدم، زمین لرزید. دیدم جیغ و داد تو بلند شد اما گرد و غبار همه جا را فرا گرفته بود فقط صدایت را می شنیدم.

به هر طریقی پیدایت کردم و در آغوش گرفتم. بعد از چند لحظه فریاد اهالی محله بلند شده بود، همه فریاد می زدند، صحنه بسیار عجیبی بود ناگهان متوجه شدم که لباسم پر از خون شده، تا آن لحظه به بدن تو نگاه نکرده بودم یکدفعه نگاهم به صورت تو افتاد.

دیم چشم راستت از حدقه درآمده و آویزان است و چشم چپت هم خون فرا گرفته، فریاد زدم دخترم از دست رفت، پدر و برادرانت همه آمدند. مرا به بیمارستان شرکت نفت آبادان می رسانندو آنجا دکترها خیلی سریع مرا به اتاق عمل بردند. بعد از ساعتها که به هوش آمدم و هیچ جا را نمی دیدم، دنیا تاریک و خاموش بود. پرستار را صدا زدم و گفتم:«خانم پرستار عراق دوباره موشک زده، همهجا تاریک شده!» من فقط صدای گریه پرستار شنیدم که گفت: نه دخترم! بخواب تو باید استراحت کنی تا حالت خوب شود. گفتم: مادرم کجاست؟ فریاد زدم و از هوش رفتم و هیچ نفهمیدم اما بعد از مدتی نوازش دستان مهربان مادر را روی صورتم حس کردم.

قطرات اشک مادرم روی صورتم ریخت و گفت: سمیرای من هیچ وقت دیگر نمی بیند و آن وقت فهمیدم که من چشمانم را از دست داده ام.

منبع: اشرف سیف الدینی: مظومه عشق /3 شاهدان حماسه، کرمان، انتشارات ودیعت، 1385


مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END