کد خبر: ۳۹۹۲۳۱
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۲۸
گفت و گو با سید محمد جواد هاشمی نژاد
در خراسان پیش از انقلاب، سه نام در میان انقلابیون پیرو حضرت امام خمینی (ره) در مبارزه با رژیم شناخته شده بود. حضرت آیت آلله خامنه ای، آیت الله واعظ طبسی و شهید هاشمی نژاد با هم پیمانی با هم سالیان دراز حلقه وصل مبارزان با نهضت اسلامی بودند.
راز دلبستگی شهید هاشمی نژاد به آیت الله طبسی

جناب آقای هاشمی نژاد، با تشکر از اینکه فرصت در اختیار ما گذاشتید تا درباره میزان شناخت و ارتباطتان از آیت الله واعظ طبسی صحبت کنیم در ابتدای امر بهتر است معرفی اجمالی از خودتان را داشته باشید تا وارد بحث اصلی بشویم؟
اینجانب سیدمحمدجواد هاشمی نژاد فرزند شهید هاشمی نژاد، مدیر زائِرین غیر ایرانی آستان قدس رضوی هستم.
از آشنایی اولیه مرحوم پدرتان و مرحوم واعظ طبسی و ارتباطات خانوادگی این دو خانواده بفرمایید زمان آشنایی پدر بزرگوارم با آیت الله طبسی به دورانی باز می گردد که ما بسیار کوچک بودیم ودر حقیقت سن اندک ما امکان یادآوری آن دوران را نمی دهد. اما عکس های موجود میان پدر بزرگوارم با آیت الله طبسی در حالی که بسیار جوان بودند و مرحوم طبسی به مازندران (محل زندگی پدرم) سفر کرده بودند، حاکی از آشنایی و کهن بودن روابط نزدیک میان این دو بزرگوار است. البته اوج آشنایی این دو به سال های 56 - 1354 بازمی گردد که هر دو در یک بند در زندان رژیم پهلوی قرار داشتند. ما نیز هفته ای یکبار برای ملاقات پدرم به زندان می رفتیم که بالتبع خانواده مرحوم طبسی را از نزدیک می دیدیم و به واسطه این دیدارها روابط خانوادگی ما با خانواده مرحوم طبسی نزدیک تر شد. البته لازم به ذکر است مرحوم طبسی به 5/ 1 سال زندان محکوم شده بودند و پدرم به 2 سال که به این خاطر ایشان 6 ماه زودتر از پدرم آزاد شدند.

 زمانی که پدرتان در زندان بودند، شما چند سال داشتید؟
حدود 13 سال با توجه به ارتباطات بسیار نزدیک میان شهید هاشمی نژاد و مرحوم طبسی، چه اهداف مشترکی چه از لحاظ فکری و چه مبارزاتی میان آن دو عزیز مشاهده می کردید؟ مرحوم پدرمان از جمله شاگردان امام (ره) بودند.
 البته مرحوم طبسی جزء شاگردان امام (ره) نبودند (در دروس حوزوی) اما از همان ابتدای مبارزات امام به محضر ایشان رفته و می گویند: «زن و فرزند من فدای مسیری که شما می روید. من آمادگی کامل در جهت پیشبرد نهضت شما را دارم. » ارتباط پدرم با مرحوم طبسی بسیار نزدیک بود و به جرات می توانم بگویم در هیچ موردی در شیوه مبارزاتی و همفکری اختلاف نظری میان آنها مشاهده نمی شد. مرحوم طبسی دارای بینش و اندیشه عمیقی بودند و بر این مسئله حتی معاندین نظام نیز اذعان داشتند. به طوری که در کتاب خاطرات یکی از این معاندین خواندم که نوشته بود: در اولین دیداری که با آیت الله واعظ طبسی در دوران مبارزاتی اش داشتم، به حق وی را فردی با بینش و تفکری عمیق یافتم. به طوری که همین بینش و تفکر عمیق منشا و زمینه خدمات بزرگی برای استان خراسان در دوران مبارزات را فراهم کرد. شکل دهی طلاب و جوان و هدایت آن ها به سمت مبارزات اصولی و مصون ماندن طلاب جوان از جریانات انحرافی در دوران مبارزات از مهمترین دغدغه های مرحوم طبسی بشمار می رفت. به جرات می توانم این مسئله را خاطرنشان کنم که آنچه از انقلاب اسلامی در این خطه از کشور (خراسان) جریان دارد مرهون تلاش و هماهنگی مشترک میان سه چهره (آیت الله خامنه ای، آیت الله طبسی و شهید هاشمی نژاد) بوده است. پس از رحلت مرحوم طبسی، حضور مقام معظم رهبری در مشهد مقدس و شرکت در مراسم تدفین ایشان، ناشی از همین ارتباط بسیار نزدیک و عمیق میان این سه بزرگوار است.

خاطره ای از دوران مبارزات میان پدرتان و مرحوم طبسی در پیش از انقلاب در ذهن دارید؟

همانگونه که عرض کردم این دو بزرگوار در بخش سیاسی زندان با هم بودند و مرحوم طبسی نقش محوری در میان زندانیان داشت. البته ساواک حساسیت عجیبی به این دو بزرگوار داشت و مدام در تلاش بود تا ابهت این دو را در مقابل دیگر زندانیان بشکند و به قول معروف با شکستن راس هرم، بقیه نیز حساب کار را متوجه شوند.
به طور مثال در بدو ورود این ها به زندان، ریش هر دو را از ته تراشیده بودند و این کاملا گویای این واقعیت بود که رژیم سعی داشت از همان ابتدا، جلوی تشکیلات و مبارزات آنها را سد کند.
مرحوم طبسی به واسطه فشارهای رژیم پهلوی در زندان بیمار شده بودند. به یاد دارم آن دو بزرگوار نامه های مخفی همراه با لباس های چرک خود به بیرون می دادند که مامور بندشان متوجه این موضوع می شود و در پی آن، مدتها برای خانواده و همچنین خودشان مشکلات عدیده ای ایجاد شد، به طوری که ملاقات ها را محدودتر کرده و پس از پایان ممنوع الملاقاتی شان نیز شاهد آن بودیم که مرحوم طبسی با همراهی دو مامور برای ملاقات می آمدند اما هرگز هیچ کدام از این کارها از صلابت و استواری ایشان نکاست. گاهی که به خدمتشان می رسیدیم صحبت از غربت مبارزات و اندیشه های امام(ره) در کشور صحبت می کردند و شکایت داشتند از اینکه چرا حوزویان رسالتی را که بایستی انجام دهند، انجام نمی دهند. مرحوم طبسی نقل می کردند: «ما در دوران مبارزات تنها بودیم و در این میان تنها کمکی که به ما شد از جانب یک تاجر در جلسه ای بود که به ما خودکاری دادند و بعد از پایان جلسه نیز آن را پس گرفتند. یعنی مبارزات را دست خالی آغاز کردیم و به نتیجه نیز رساندیم. در اوج خطرها، حتی زمانی که حکومت نظامی برقرار بود باز هیچ گونه خللی در هدفی که داشتیم، وارد نکردیم. من به نماز و روزه ای که در طول زندگیم انجام دادم بیشتر از زندان ها و مبارزاتی که انجام دادم بر خود نمی بالم. »
مرحوم طبسی در اوج درگیری های نظامی علما را گردهم جمع می کرد و از وجود آنها برای عقب راندن رژیم پهلوی بهره می برد. در واقع آنها از خود می گذشتند و میان نظامیان و مردم حایل می شدند.
خاطره ای که الان به یاد دارم این است که این دو بزرگوار ماموریتی محرمانه انجام داده بودند و رژیم در پی دستگیری آنها بود. آنها مدتی را در منزل یکی از روحانیون پناه گرفته و مخفیانه زندگی می کردند -غافل از اینکه آن روحانی با ساواک ارتباطاتی داشت- که در حین خروج از
منزل دستگیر می شوند.
من وقتی کتابی که حاوی اسناد ساواک درباره این بزرگواران است و هم اکنون چاپ شده را مطالعه می کردم، متوجه شدم ساواک چقدر نسبت به این بزرگواران حساسیت داشته است. گاهی اوقات در جمع چند نفری آنها یک مخبر نفوذ می داد و این امر حاکی از حساسیت ساواک به مبارزات اینها بود.
البته موارد متعددی دیگری وجود دارد، مثلا به یاد دارم زمانی که کلاس پنجم بودم پدرم -شهید هاشمی نژاد- دنبال من آمدند و ما رفتیم پیش مرحوم طبسی، ظهر جایی دعوت بودند. یک روحانی دیگری هم همراه ما بودند. پس از صرف ناهار، پدرم، مرحوم طبسی را در مقابل درب منزلشان پیاده کرد، چند متری دور نشده بودیم که ایستاد و برگشت به این روحانی حاضرگفت من واقعا با تمام وجود به آقای طبسی علاقمندم.
بنابراین به جرات می توانم بگویم دوستی و اخوت اسلامی بارز و ملموسی میان آن دو بزرگوار و صد البته مقام معظم رهبری برقرار بود.

کار سری و محرمانه ای که فرمودید که ساواک نبایستی از آن مطلع می شد چه بود؟
بله، هردو بزرگوار رابط امام (ره) و مبارزان داخل کشور بودند. حضرت امام به این دو بزرگوار اعتماد کاملی داشتند. به یاد دارم مرحوم حاج آقا مصطفی که به شهادت رسید، نامه ای را پدرم به زبان لاتین تنظیم کردند. (زبان انگیسی را در زندان و در فرصتی که داشت، آموخته بود) بدون اینکه اسمی در آن ذکر گردد و معلوم شود به چه کسی نوشته شده، امضاء هر دو بزرگوار در پایین نامه ثبت شد. من در آن زمان در مقطع راهنمایی درس می خواندم و تقریبا با حروف لاتین آشنا بودم.
زمانی که نامه را خواندم متوجه شدم خطاب به امام خمینی نوشته شده است. نامه ارسال شد اما ساواک متوجه ارسال این نامه می شود، چون بیم دستگیری شان می رفت در منزل یک روحانی مخفی شده بودند که بعد از انقلاب مشخص شد که این روحانی با ساواک ارتباطاتی داشته است.

امام (ره) بعدها جواب نامه را فرستاده بودند. که متن عاطفی داشت و میزان اعتماد امام (ره) به این دو بزرگوار در آن کاملا مشهود بود. امام (ره) جواب شان را اینگونه شروع کرده بودند: من در این دو نفسی که از اواخر عمرم باقی مانده همه چشم امیدم به امثال شما است.

راز دلبستگی شهید هاشمی نژاد به آیت الله طبسی

این نامه هنوز موجود هست؟
نه، چون نامه ارسالی از امام (ره) امحا شد. این نامه را ما در منزل مان درون قابلمه ای در زیرزمین و جایی که ساواک شک نکند، پنهان کرده بودیم.
اما دو شب بعد از رسیدن نامه، ماموران ساواک برای دستگیری پدرم وارد منزل مان شدند و خیلی نگران شدیم که این نامه توسط ماموران ساواک پیدا شود که به خواست خدا آن شب نامه پیدا نشد، اما پس از خروج نیروهای ساواک تصمیم به امحاء آن گرفتیم.البته هم پدرم و هم مرحوم طبسی متن نامه را رویت کرده بودند.

آقای هاشمی نژاد، رابطه شهید هاشمی نژاد و مرحوم طبسی پس از انقلاب از چه ویژگی هایی برخوردار بود؟
مقطع پس از انقلاب، بسیار حساس بود. چون آمریکایی ها شیوه ای دارند برای اینکه اگر کشوری از کنترلشان خارج شد چگونه آنرا مجدد تحت سلطه و کنترل خود درآورند. وقتی انقلاب پیروز شد ما متوجه حضور و نمود چهره ها و گروه های متعددی بودیم که همگی قصد داشتند انقلاب و دستاوردهای آن را مصادره کنند و بالتبع امریکایی ها هم در این میان می خواستند به اهداف خود برسند. به طور مثال می توانیم جریان انحرافی بنی صدر را مثال بزنیم. جالب است در خاطرات بنی صدر می خواندم که نوشته بود من چندین و چند بار پس از انقلاب منشور جمهوریت را نوشتم و همانجا تصمیم گرفتم اولین رئیس جمهور کشور باشم. خب در این شرایط تمام ذهنیت شهید هاشمی نژاد و مرحوم طبسی و بالاخص مقام معظم رهبری این بود که از دستاوردهای انقلاب حفاظت کنند. همین طور شهید بهشتی و همراهانشان نیز در زمانی که تصمیم گرفتند حزب جمهوری اسامی را تشکیل دهند با همین هدف یعنی حفظ ارزش ها و دستاوردهای انقلاب تصمیم به تاسیس حزب گرفتند.
ارتباط میان شهید هاشمی نژاد و مرحوم طبسی و بالاخص مقام معظم رهبری بسیار پر اهمیت بود و دوشادوش هم توانستند پایه های انقلاب اسلامی را محکم تر از همیشه نمایند.
تمامی اینها در حالی بود که دشمن تلاش داشت از طرق فرهنگی و سیاسی در امور خراسان مداخله کند که برای مقابله با این مسئله، تصمیم بر این شد امور سیاسی و فرهنگی توسط شهید هاشمی نژاد و امور اجرایی توسط مرحوم طبسی اداره گردد.
البته شهید هاشمی نژاد دوسال پس از انقلاب، به مقام رفیع شهادت نایل گردیدند و در پیام مقام معظم رهبری که به این مناسبت بود، عنوان شد کانون تفکرات اسامی در استان خراسان حول محور شهید هاشمی نژاد می چرخید و این امر حاکی از موقعیت پدرم در هدایت ارزش های انقلاب اسامی در خراسان بود. پس از شهادت پدرم، بار مسئولیت مرحوم واعظ طبسی بالاخص بسیار سنگین تر شد.
متاسفانه جریانات فکری چه در دوره بنی صدر و چه پس از دوره بنی صدر، تلاش داشتند موقعیت مرحوم واعظ طبسی را تضعیف نمایند که خوشبختانه با توجه به عمیق و غنی بودن تفکرات ایشان، تلاش مخالفان با ناکامی روبرو می شد. در زمان بنی صدر، مرحوم طبسی سرپرستی تولیت آستان قدس را عهده دار بودند و بنی صدر خیز برداشته بود تا این موقعیت را با چالش های متعددی روبرو سازد که امام (ره) پس از اطلاع از این موضوع، مسئولیت کامل تولیت آستان مقدس را به مرحوم واعظ طبسی واگذار کردند.
بعد از جریان بنی صدر نیز بارها تلاش شد این موقعیت تضعیف گردد. من جمله در سال های 1363-64 این اتفاق مجدد تکرار شد اما امام (ره) به این مضمون فرمودند: «آیت الله طبسی نماینده من در آستان قدس رضوی هستند و اگر کسی قصد تضعیف این موقعیت و شخص آیت الله طبسی را داشته باشند شخصا در مقابلش خواهم ایستاد. » مرحوم طبسی از نمایندگان طراز اول امام (ره) در استان خراسان بشمار می رفتند و حفظ صحنه خراسان از جریانات انحرافی و فکری بالاخص پس از انقلاب اسامی، مرهون تلاش های بی وقفه این دو بزرگوار یعنی شهید هاشمی نژاد و مرحوم طبسی بود.

در مقطع 64 - 1363 چه گروه هایی مجددا به مخالفت با مرحم واعظ طبسی پرداختند؟
پس از انقلاب اسلامی، جریانات انحرافی متعددی داشتیم که با عناوین و نام های مختلف تلاش داشتند اصل و بنیه انقلاب اسلامی را به انحراف بکشانند. از جمله آن ها گروهک ها و در پی آن جریان هایی که تفکرات سکولاریسم داشتند، بودند. در سال 1360 هم تفکراتی در دل دولت در حال شکل گیری بود که با بهانه های اقتصادی خود را در میان لایه هایی از سکولاریزم پنهان کرده بود. چنانچه شاهد آن بودیم در اوج جنگ تحمیلی ضربات متعددی از جانب این گروه ها بر پیکره نظام وارد آمد. آنها همچنین تلاش داشتند این نفوذ را در تمامی پیکره نظام بالاخص در مشهد مقدس گسترش دهند که با درایت و تدبیر شخصیت پر صلابت مرحوم طبسی در نطفه خفه شد.

آقای هاشمی نژاد، زمان شهادت پدر بزرگوارتان بدلیل فشارهای سیاسی که بر نظام وارد می شد، مقطع حساسی بود، عکس العمل مرحوم طبسی به شهادت پدرتان چه بود؟
اجازه بفرمایید، در ابتدا از نگاه دشمنان این مسئله
را ارزیابی نماییم.کسانی که دست به چنین کاری زده بودند بعدها در اسناد و اظهاراتشان گفتند که ما تلاش داشتیم تا با نفوذ در بخش های  مختلف کشور کمر رژیم جمهوری اسلامی را در هر نقطه ای بشکنیم و به طور اخص در استان خراسان تلاش داشتیم کمر رژیم را که مبتنی بر شهید هاشمی نژاد و آیت الله واعظ طبسی بود، بشکنیم.خب آنها بارها توطئه هایی را به اجرا گذاشتند تا این دو بزرگوار را حذف کنند اما به نتیجه نرسیدند. در زمان شهادت پدرم، مرحوم واعظ طبسی در حج تشریف داشتند و در مشهد مقدس نبودند. تحلیل شبکه نفاق این بود که از عدم حضور این دو بزرگوار در کنار یکدیگر سوِ استفاده کرده و وزنه ای از وزنه های اصلی استان خراسان را در هم شکسته و به اهداف شومشان قدمی نزدیک تر شوند. با عملی کردن این طرح و با اقدامی جنایتکارانه و انتحاری پدرم به همراه چهار امام جمعه دیگر را به شهادت رساندند.
در پاسخ به سوال شما باید بگویم که مرحوم واعظ طبسی در این باره می فرمودند:

زمانی که شهادت هاشمی نژاد را در حج شنیدم ناگهان بار سنگینی را روی دوش خود احساس کردم چرا که شنیدن این خبر تلخ بالاخص در غربت مرا متاثرتر کرد. این موضوعی بود که مقام معظم رهبری نیز پس از شهادت پدر بزرگوارم بر آن اشاره داشته و فرمودند: من احساس می کنم که
برادری دلسوز را از دست داده ام که قلبا و روحا به آن متکی بودم. شخصیت های دیگری نیز اظهار داشته بودند، زمانی که شهید هاشمی نژاد در مشهد مقدس حضور داشتند ما خیالمان بابت آن خطه از کشور راحت بود. شهادت پدرم خلائی را در امور سیاسی و فرهنگی استان خراسان مشهود نمود که تمامی اینها فشارهای وارده بر مرحوم واعظ طبسی را دو چندان کرد.

شما از چه مقطعی وارد تولیت آستان قدس رضوی شدید؟

بنده پس از شهادت پدرم، به دلیل ارتباطات روحی، روانی و همچنین جوهره وجودی آیت الله واعظ طبسی، کمتر نبود پدر بزرگوارم را احساس کردم. البته این نگاه تنها مربوط به دوران پس از شهادت پدرم نبود بلکه پیش از آن نیز مرحوم طبسی نگاهی پر از عطوفت و پدرانه به اینجانب داشتند. بنده در حدود 10 الی 12 سالی است که در خدمت آقا علی ابن موسی الرضا هستم. البته این پیشنهاد نیز از جانب مرحوم طبسی به بنده شد و من نیز با آغوش باز آنرا پذیرفتم و انجام هر کاری ولو کارهای کوچک مانند جارو کشیدن در محضر آقا علی ابن موسی الرضا را بسیار ارزشمند می دانم.

آقای هاشمی نژاد آیا شما در زمان مرحوم طبسی نیز پست مدیریتی در آستان قدس داشتید؟

بله. این مسئله به 4- 3 سال اخیر بر می گردد. بنده از سال 1391 وارد این حوزه ها شدم. دو سال قبل از آن مدیر فرهنگی آستان مقدس بودم و پس از آن مدیریت حوزه زائران غیر ایرانی را بر عهده گرفتم.

باتوجه به اینکه در بخش مدیریت فرهنگی در دوران حیات مرحوم طبسی داشتید، ایشان چه نگاه فرهنگی به آستان مقدس داشتند و در واقع چه رهنمودها و راهبردهایی را در این حوزه داشتند؟

آستان قدس رضوی پیش از انقلاب اسلامی بسیار محدود بود. مردم مومن ایران علی رغم ارادت ویژه ای که به محضر آقا علی ابن موسی الرضاداشتند، وقف و نذوراتی به میزان نذورات پس از انقلاب را نداشتند. زیرا احاطه ای که رژیم پهلوی-زمانی که در قدرت بود- بر آستان داشت، مانع از به مصرف رساندن صحیح این نذورات میشد. اما بعد از انقلاب وجود مرحوم واعظ طبسی تغییرات شگرفی را در آستان مقدس ایجاد نمود.

در واقع می توانم بگویم حداقل 70 درصد بودجه آستان مقدس در امور فرهنگی در حال مصرف است. این امر از مهمترین ابتکارات مرحوم طبسی در این خطه از کشور بشمار می رود. بدین لحاظ به جرات می توانم بگویم حرم مطهر و آستان قدس رضوی منبعی عظیم در اشاعه فرهنگ اسلامی و تفکرات اسلام ناب محمدی در جهان بشمار می آید. برای این ادعایم شواهدی وجود دارد از جمله اینکه در تابستان امسال و همزمان با میلاد امام هشتم در مشهد مقدس اولین اجلاسیه تولیت های عتبات مقدس اسلام را برگزار کردیم که این امر حکایت از مقام رفیع آستان قدس رضوی و نگاه تولیت های عتبات مقدس به اینجا به عنوان یک قطب دارد. می خواهم بگویم تاکید اول مرحوم طبسی بر همه بخش های مختلف آستان بالاخص بر مسایل فرهنگی و به کارگیری تمام توان آستان مقدس در این جهت، از افتخاراتی است که ایشان از خود به یادگار گذاشته اند. به گونه ای که هرگز این امر مهم در تاریخ این بقعه مبارک از یادها نخواهد رفت. 

مرحوم
طبسی چه دیدگاهی نسبت به توسعه بخش غیر ایرانی تولیت داشتند؟

زمانی که خبر مدیریت اینجانب در بخش غیر ایرانی تولیت به گوش مرحوم آیت الله طبسی رسید، ایشان فرمودند بدلیل اینکه اینجانب درکارهای مدیریتی فرهنگی موفق بوده ام در بخش زائران غیر ایرانی نیز قطعا موفق خواهم بود. ما در بخش بین الملل -حدود 20 سال پیش که این مرکز تاسیس شد- تعداد ورودی زائران غیر ایرانی به مشهد رقم قابل توجه نبود اما امروزه جمعیتی بالغ بر 5 میلیون زائِر غیر ایرانی را بانگاهی خدمت محورانه میزبانی می کنیم. زبان های مختلف و گویش های متعدد زائران که شاید به بیش از 20 زبان می رسد، وظیفه آستان قدس رضوی را بسیار سنگین تر می کند. لذا در اینجا بخشی به مدیریت غیر ایرانیان با 2 اداره مجزا در جهت ارائه هر چه بهتر خدمات متنوع و فرهنگی تشگیل گردید. تقریبا هیچ خدمتی نیست که به ایرانیان ارائه شود به آنها نشود چه بسا در بخش هایی به دلایلی خدمات بیشتری به غیر ایرانیان ارایه می گردد. این خدمات بسیار تاثیرگذار است چون زمانی که به کشور خود بازمی گردند در نگاه و فرهنگ آنها نسبت به ائمه اطهار تغییرات گسترده ای ایجاد می شود.

جناب آقای هاشمی نژاد، مرحوم طبسی نظرخاصی در بخش غیر ایرانی ها نداشتند؟ 

مرحوم طبسی زمانی که در قید حیات بودند، تمامی برنامه ها و اهداف پیاده شده را رصد می کردند. بهترین مکان ها را با نگاه بین المللی در حرم مطهر به غیر ایرانیان اختصاص می دادند.

ایشان معتقد بودند که اکرام ویژه ای برای غیر ایرانیان در نظر بگیریم. بر بحث زائر محوری در آستان مقدس و امور فرهنگی خاصه غیر ایرانیان تاکید بسیار زیادی داشتند.


منبع: ماهنامه فرهنگی تاریخی شاهد یاران/  اسفند 95-فروردین 96
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END