چهارشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۳۹
ميان شهادت و شقاوت فاصله به درازاي تفنگي است تا در كدام سوي آن ايستاده باشي جنگ هميشه با سربازانش شناخته مي شود. در تاريخ حتي ممكن است نام فرماندهان و استراتژيست هاي جنگي را جا بياندازند اما اين رشادت ها و دلاوري هاي سربازان و رزمنده های داوطلب است كه يك روز تصميم مي گيرند عشق و زندگي را كنار بگذارند و جان را فداي هدفي والاتر كنند.
يادمان نرود ...

ابتداي اين يادداشت يا شايد به نوعي دلنوشته را از شعري از شاعر عزيزمان علي موسوي گرمارودي آغاز مي كنم.
ميان شهادت و شقاوت فاصله به درازاي تفنگي است تا در كدام سوي آن ايستاده باشي جنگ هميشه با سربازانش شناخته مي شود. در تاريخ حتي ممكن است نام فرماندهان و استراتژيست هاي جنگي را جا بياندازند اما اين رشادت ها و دلاوري هاي سربازان و رزمنده های داوطلب است كه يك روز تصميم مي گيرند عشق و زندگي را كنار بگذارند و جان را فداي هدفي والاتر كنند.
اگر اين جنگ براي دفاع از كشور باشد آنگاه رزمنده ها نه متجاوز كه دلاوران ميدان نبرد ناميده مي شوند.
مدافعان آب و خاك هميشه كساني هستند كه شهادت را بر مي گزينند. زنان علاوه بر اينكه در ترغيب و تشويق رزمندگان و سرپرستي از خانه و فرزندان نقش عمده و مهمي دارند و زمينه حضور رزمندگان را فراهم ميك‌نند در ستادهاي پشتيباني نيز فعالانه حضور م ييابند و علاوه بر كمك هاي مالي به ستادها، گاهي به طور شبان هروزي در آنجا مي مانند و به كار بسته بندي و آماده كردن وسايل مورد نياز جبه هها م يپردازند. یادمان نرفته است که زنان ايراني مساجد را به پايگاه پشتيباني از جبه ههاي نبرد حق عليه باطل مبدل كرده بودند و در هر زماني كه از آنها براي كمك به جبهه ها درخواست مي شد داوطلبانه خود را مي رساندند و در اين راه هيچ چيز نمي توانست مانع آن بشود.
چه بسيار مردانی كه داوطلبانه زندگي را رها كردند و به ميدان نبرد شتافتند تا روزگاري ديگر كه بوي باروت و خون آسمان و زمين را پرنكرده باشد بازگردند و سرنوشت را از سر بنويسند.
اما جانب انصاف نگاه داشتن حكم مي كند كه از يك سوي مهجور و مظلوم اين نبرد نيز سخن بگوييم. آن سويي كه با چشم اشكبار و دل استوار مرد را، جوان را و حتی نوجوان را راهي ميدان مي كند و لحظه لحظه زندگي اش در نبود او اضطراب است. حتي آن دقايقي كه رزمنده داستان در حال استراحت يا مزاح با همسنگران است اين دل او است كه در تاب و تب گلوله هاي سرگردان و بمب افكن هاي غول پيكر مي جوشد تا مبادا همه آنچه در كف داشته از دست برود. آن هنگام كه رنگ خون از سنگرها به امواج راديو مي رسد اين دل آن همسران و مادران و دختركان است كه با واژه به واژه گوينده آشوب مي شود. يك سرباز، تنها يك سرباز نيست. فرزند مادري است، همسر زني جوان يا ميانسال است و شايد پدر دختركي خردسال چشم به راه است.
يادمان نرود ...

در ميدان، اين تنها مرد نيست كه مي جنگد و از مرزهاي كشورش دفاع مي كند اگر خوب چشم بگشايي مادر و همسر و دختراني را مي بيني كه با هر قدم، با هر شلیک و با هر نفير گلوله صد بار مي ميرند و زنده مي شوند.


آنانكه در گذر سال هاي جنگ و خون و آتش گيسو سپيد مي كنند و خط هاي چهره اش عميق تر مي شوند همان زناني هستند كه جوانشان را يك روز با آيينه و قرآن و آب چشم راهي ميدان كرده اند. اما اين زنان ، كجاي روايت جنگ هستند؟ سهم اين زنان از جنگ جز خون دل خوردن و زود پير شدن چيست؟ چند بار نرگس آبيار، برايشان «شيار « 143 ساخته است؟ اصلا «مش الفت » داستان شیار 143 مگر راوي رنج تمام زنان جنگ و دفاع است؟ نه همسران جانبازان و نه حتي شهدا، بیاییم فکر کنیم همسران و مادران و دختراني كه جوانشان رفت، از میهن دفاع كرد و خدا را شكر سالم به دامانشان بازگشت كجاي روايت هاي ما قرار دارند؟

كمي كه بينديشيم مي بينيم در تمام اين سال ها چه كوتاهي عظيمي در حق آنها كرده ايم با اين فراموشي و نديدن هايمان.
اما اين تنها زنان جنگ نيستند. زناني هم بودند كه دوشادوش مردان جنگيدند، پشت جبهه ها پرستاري و امداد كردند. در تجهيز و تسليح مردان دلاور از جان مايه گذاشتند.

سهم ما از شناخت ديگر زنان دفاع چقدر بوده است؟
جز «دا » از آنها چه مي دانيم؟ چند سيده زهرا حسيني هستند كه دست به قلم نبرده اند و خاطره ننوشته اند و ما هم هيچ درباره زندگيشان نمي دانيم؟
«زنان ايثارگر » تنها يك عبارت زيبا براي همايش و سمينار نيست. دنيايي در پس اين عبارت نهان است كه وظيفه همه ماست تا آن را براي نس لهاي بعدي بشكافيم و بازنمايي كنيم.
رشادت هاي زنان ايثارگر ثابت شده است. هرجا سخن از ايثار و از خودگذشتگي مي آيد، لاجرم تمام فكر و ذهن ما به سمت زناني خواهد رفت كه هرچند گمنام، اما به مرزهاي اين سرزمين خدمت كرده اند.
اين را هم درك مي كنيم كه يك زن و يك مادر تمام زندگي اش همسر و فرزندانش است. و چه زيبا ست ايثار زنان با ايماني كه فرزند و همسر خود را در راه خدا، مي بخشند. اما بايد ببينيم كه براي اين زنان چه كرده ايم و چه بايد انجام دهيم. بايد قبول كنيم كه زنان بسيار حساس تر و شكننده ترند. منزوي كردن آنها ضربه هاي جبران ناپذيري به وجود مي آورد زيرا يك مادر در شيوه تربيت و حتي آرامش كودكانش نقش بسزايي را ايفا مي كند بنابراين هرچقدر احساس كند كه مفيدتر است و جامعه به او نياز بيشتري دارد ، موثرتر خواهد بود.
5 بايد قبول كنيم در ناشناخته ماندن اين زنان و سهم شان از پيروزي هاي نظام همه ما قصور كرده ايم.
شايد اين فرصت كوتاه براي شرح فعاليت ها و زندگي اين زنان مناسب نباشد اما حتما براي تلنگري به همه ما كه در اين سال هاي گذشته از دفاع مقدس دچار فراموشي شده ايم زمان مناسبي است. خوشبختانه دولت ها در اين سا لها دولتي نبوده كه تنها نان نام سربازان و سرداران دفاع مقدس را بخورد و تلاش كرده در حد مقدورات بودجه اي شرايط معيشتي همه آنها كه در دوران دفاع مقدس از جان گذشتگي كرده اند را بهبود بخشد.

از سوي ديگر يكي از شعارهاي هميشگي رئيس جمهور محترم ايجاد شرايط برابر براي بروز توانمندي و استعدادهاي زنان بوده است و مي توان بر بستر اين شعارها و تلاش دولت اقدامات موثري انجام داد.
مجلس دهم نيز آنچنانكه تا كنون نشان داده مسيري معتدل و عاقلانه در پيش گرفته و تلاش مي كند صداي همه ملت در خانه ملت باشد.
در مجلس دهم اين روزها شاهديم فراكسيون زنان با انسجام و همدلي براي رفع محدوديت ها عليه زنان و توانمندسازي آنان از تمام ابزارهاي تقنيني و نظارتي خود استفاده مي كند. به همين دليل شخصا اميدوارم بتوانيم پس از اين چهارسال نمايندگي مردم شريف كارنامه اي رضايت بخش برجا بگذاريم. به طور حتم يكي از مهمترين عناصر اين رضايت همين توجه به زنان ايثارگري است كه آحاد شهروندان مديون آنها هستند.

فاطمه سعيدي
نماينده تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر
و پرديس در مجلس دهم

منبع: شاهد بانوان/ضمیمه ماهنامه فرهنگی و اجتماعی شاهد یاران / پیش شماره سه(گل نرگس)/ بهمن ماه 13
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده