کد خبر: ۳۹۸۴۷۶
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۴۹
در عملیات خیبر شهید نوروزی فرمانده گردان توحید بود و من بیسیم چی ایشان بودم . سهراب واقعا دلیر و کار بلد بود

سردار شهید سهراب نوروزی از زبان شهید کرامت سلیمانی

عملیات خیبرشهید نوروزی فرمانده گردان توحید بود و من بیسیم چی ایشان بودم . سهراب واقعا دلیر و کار بلد بود . او جلوتر از همه برای عملیات ها وارد خط مقدم می شد و موقعی که نیروها برای استراحت به عقب انتقال داده می شدند عقب تر از همه بود . وقتی بعد از ده روز مقاومت در جزایر مجنون و دفع سه پاتک دشمن ، برای استراحت به پشت خط بر می گشتیم من همراه سردار نوروزی بودم . خیبر بود ونیزارها و بچه‌های آسمانی گردان توحید که بی رحمانه مورد حمله بمب های شیمیایی ناجوانمرادنه دشمنان بعثی قرار گرفتیم . ماآن زمان نمی دانستیم گاز شیمیائی چیه و باید چه عکس العملی داشته باشیم .




گردان توحید در عملیات خیبر

اما شهید نوروزی به من گفت چفیه ات را بردار، خیس کن و جلو دهانت بگیر . شهید نوروزی هیچ به خودش فکر نمی کرد در حالی که به سختی تنفس می کرد و در حالی که لحظات حساس و نفس گیری را داشت به این طرف و آن طرف می رفت و تا آخرین لحظه به فکر بچه ها بود . شهید نوروزی دیگر طاقت نداشت و چند بار دست مرا گرفت اما وضع من هم از او وخیم تر بود و تعریفی نداشت .

در همین حال عینک شهید نوروزی آفتاب و من دیگر رمقی نداشتم که اورا بردارم . با این وضعیتی که داشت اما از بچه‌ها غافل نشده و تا آخرین لحظات ایستاد و بچه‌ها را عقب فرستاد . صحنه عجیبی بود .بچه ها پر و بال می زدند . نمی توانستند نفس بکشند .نفس بچه ها به زحمت بالا می آورند.  از دهانشان خون بیرون می ریخت و همه را از پای انداخته بود . کربلا بود کربلا . من کربلا را با چشم خودم دیدم . واقعا صدام به نامردی تمام منطقه را شیمیایی کرد . بچه‌ها را به بیمارستان انتقال دادند . بیشتر بچه‌ها شهید شده بودند . چند ساعت بدنم کنار شهدا و جزو شهدا بود .

از بین مصدومین چند نفر زنده بودیم . صبح فردای آن روز صدای پرستاران را که شنیدم ، انگشت پام را حرکت دادم آنقدری که بفهمند ما زنده ایم که بعد متوجه شدند که در بین جنازه های شهدا سه نفر بودیم که زنده ایم و شهدا مظلومانه و به آرامی در کنار هم هفته بودند . به نظر من شهید نوروزی زنده است و همه جا ما را نظاره می کند . آخه من همیشه پیش شهید نوروزی بودم تا آب و غذای نیروها تامین نمی شد ، دست به غذا و لب به آب نمی زد و تا دل تنگی های نیروها را رفع نمی کرد آرام و قرار نداشت .

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END