کد خبر: ۳۹۸۲۸۵
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۳
شهید انقلاب
حشمت اله رحمان پور بيست و هفتم مهر 1334، در سنندج چشم به جهان گشود. پدرش محمد و مادرش،حميده نام داشت. تا پايان سوم راهنمایی درس خواند. پاسدار کمیته انقلاب اسلامی بود. از سوي کمیته انقلاب اسلامی در جبهه حضور يافت. بيست و هشتم بهمن 1357، در سنندج ضدانقلاب شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای قم واقع است.

برادر شهید: حشمت رحمان پور فرزند شهید محمد رحمان پور در هفتم مهرماه 1334 در شهرستان سنندج متولد و در سنین نوجوانی به خاطر علاقه شدیدی که به ورزش موتور سواری داشت در مسابقات متعددی شرکت و بر طبق مندرجات مجله جوانان که همراه با عکس و تفصیلات بود در مسابقات پرش با موتور سیکلت از روی پنج دستگاه اتومبیل پراید و بین جوانان موتورسوار نفر اول شد.

در جریان مبارزات انقلابی مردم ایران دوشادوش پدر مومن و مجاهدش علیه رژیم طاغوتی مبارزه کرده و مبارزات ایشان آنچنان چشمگیر بود که خشم ساواکیها را برافروخت و او را زندانی کردند مردم مبارز سنندج برای استخلاص او مدت یکهفته در مسجد جامع متحصن شدند تا اینکه ساواک مجبور شد تحت فشار افکار عمومی او را آزاد کند و در واقعه اخیر سنندج در شب 28 اسفندماه 1358 همراه پدرش در کمیته مرکزی شماره 2 سنندج مشغول پاسداری و حفاظت از کمیته انقلاب بوده است که عده ای افراد ضد انقلاب کمیته را محاصره و تیراندازی شروع میشود و بطوریکه پدرش (محمدرحمان پور) شبانه مورد اصابت گلوله از ناحیه کتف قرار میگیرد و او تمام شب را از کمیته دفاع و حاضر به تسلیم نمیشود. ساعت 7صبح پدرش مجدداً مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و از ناحیه دهان بشدت مجروح میشود حشمت و براردش حیدر (جوانی است 20ساله) تصمیم میگیرند پدر مجروح خود را به بیمارستان برسانند برای این منظور پرچم سفیدی به علامت تسلیم بلند میکنند و سپس او و برادرش زیر بغل پدرشان را میگیرند و از ساختمان کمیته پاینی میآیند، جسد نیمه جان پدر را وارد اتومبیل کرده و از راننده خواهش میکنند او را به بیمارستان برسانند .

حشمت پس از حرکت اتومبیل حامل پدرش در حالیکه دستها را به علامت تسلیم بلند کرده است بدون سلاح به حرکت می ایستد در همین هنگام از طرف مهاجمین مورد اصابت گلوله های متعدد قرار میگیرد و حتی سرنیزه ای در شکمش فرو میکنند. در حالیکه مهاجمین که به نظر ما ضدانقلابی و به ادعای خود سوسیالیست و دموکرات بوده اند به یک اصل انسانی و قرارداد معتبر جهانی که میگوید: کسی حق تیراندازی به افرادی که تسلیم و یا اسیر میشوند ندارد، کمال بی اعتنایی را نشان داده اند.


آخرین مقاومت شهید و پدر شهید در سنندج پس از هجوم آخرین نیروهای کموله به شهر سنندج و اصابت گلوله های سلاحها و هلی کوپتر دشمن پدر شهید به خون خویش درغلطید و چون برادر شهید پدر خویش را در آغوش کشیده بود پدر شهید به طرز فجیع به شهادت میرسد.

پس از رساندن پدر به بیمارستان منافقین به بیمارستان هجوم آورده و به دکترها گفته اند که اگر ایشان را به ما ندهند شما را نیز میکشیم پس از گرفتن از بیمارستان به پدر شهید میگویند که مژده بدهید که پسرت را کشته ایم و پدر شهید را به رگبار میگیرند و شهید را پس از کشتن پدر شهید به او میگویند که پدرت را کشته ایم مژده بدهید.

سپس شهید را با خنجر میکشند چشمهایش را از جایش در می آورند و شکم شهید را پاره پاره میکنند گوشت ایشان را در شهر با قیمت 5تومان به حراج میگذارند.

بعد از به شهادت رسیدن پدر و فرزند خانه شان مورد هجوم اشرار و ساواکیها قرار میگیرند و پس از شهادت ایشان پدر به خواب دایی شهید می آیند و میگوید فرزندم را به نزدیک من بیاورید پس از گذشت 17روز از دفن شهید پس از نبش قبر شهید خون گرم از چشم ایشان جاری گشت.

 روحشان شاد.

منبع: اداره اسناد بنیاد شهید تهران بزرگ


نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید