کد خبر: ۳۹۷۴۴۴
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۱
اين فرزند عزيز با رنجها و زحمتهای بسیار بزرگ شد و در سن هفت سالگي قدم به مدرسه نهاد .

زندگينامه برادر شهيد محمد حسن (سیروس) عباسي

شهيد بزرگوار محمد حسن عباسي (سيروس) درهفدهم مرداد ماه 1345 در هفشجان از توابع شهرستان شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری در خانواده اي كارگر و زحمتكش و مذهبي به دنیا آمد . پدرش غلامعلی کارگری می کرد و مادرش سلطنت خانه دار بود . اين فرزند عزيز با رنجها و زحمتهای بسیار بزرگ شد و در سن هفت سالگي قدم به مدرسه نهاد . دوران ابتدايي را در مدرسه ابوريحان گذراند و بعد از آن وارد مدرسه راهنمايي شهيد دكتر چمران شد . شهيد عباسي سال اول راهنمايي بود كه دشمنان كينه توز اسلام و تشيع سرخ حسيني جنگ بر عليه اسلام و جمهوري مقدس اسلامي ايران را آغاز كردند و قصد نابودي اين هدیه اللهي را كردند .محمد حسن با شروع جنگ تحميلي ضمن حضور در سر كلاس درس همواره اشتياق حضور در جبهه را داشت و چند بار به بسيج هفشجان مراجعه كرد كه به علت سن كم از پذيرش وي عذر خواستند تا اينكه ضمن تشكيل پرونده در بسيج شهركرد و آموزش در پادگان غدير اصفهان به كردستان اعزام شدند . 6 ماه در آن ديار محروم و ‌مظلوم با كومله و دمكرات آمريكايي نبرد كردند . چندي بعد براي بار دوم عازم كردستان شده و در عمليات والفجر4 شركت نموده و با دلي پر اندوه از اين كه چرا لياقت پيوستن به لقاء حق را پيدا نكرده است به خانه برگشت . شهيد دفعات بعد نيز به كردستان اعزام و در گروه ضربت شركت نمودند و در اين گيرو دار يكبار اسير كومله ها شدند كه از لطف خدا آزاد گرديدند . سیروس پس از ماموريت های داوطلبانه بسیج ، 18 ساله بود که به خدمت سپاه در آمد و سرباز سپاه شهركرد شد . دوباره به جبهه هاي خونين جنوب اعزام شد و 6 ماه در جزيره مجنون و ساير جبهه هاي جنوب با دشمن كافر در ستيز بود . شهيد در اين دفعه هاي آخر كه مرخصي مي آمد شب ها دور به منزل مي آمد و بعد از شهادتش متوجه شديم كه به سركشي از مستمندان و ضعفا مي رفتند .

شهيد بار آخر كه به مرخصي آمد بسيار ساكت و متين شده بود و قيافه اي مظلوم پیدا کرده بود . شب آخر با پدر و مادرش وصيت كرد و به اعضاي خانواده به خصوص مادرش مي گفت من اين دفعه شهيد مي شوم و همانطور كه خود مي دانست در عمليات پيروز مندانه بدر شركت نمود و سر افرازانه در كنار رودي كه حسرت نوشيدن آبش را كفار بر دل حسين (ع) گذاشتند حسرت شنيدن يك آخ را بر دل يزيديان زمان گذاشت . بیست و سوم اسفندماه 1363 با مسئولیت امدادگر و بهیار در بمباران شیمیایی شرق دجله عراق شربت شهادت را نوشيد . مزار او در گلزار شهدا زادگاهش هفشجان قرار دارد .

روحش شاد و يادش گرامي و راهش مستدام باد
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END