کد خبر: ۳۹۷۰۸۴
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۸
شهدای انقلاب
حسین هیچگاه سازشکار نبود. همانقدر که توده محروم و رنجدیده را دوست داشت از ارتجاع و نیروها و سازمان های ضدخلق متنفر بود. هیچگاه تن به معیارها و فرمایشات سازمان ها واداره های رژیم نداد. چون توده های ستمکش ساده می زیست و همراه و همگام و میان آنان گام برمیداشت.

زندگینامه

شهید حسین کرم قشقایی

فرزند رضا

یادنامه مجاهد شهیدحسین قشقایی

و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاه عند ربهم یرزقون

شهید هرگز نمی میرد

حسین قشقایی به سال 1327 در خانواده ای از ایلات قهرمان پرور شیراز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز به پایان رساند و سپس وارد دانشکده هنرهای دراماتیک تهران شد. در سال 1352 در رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر این دانشکده فارغ التحصیل شد.

حسین در سال های اوج فعالیت حسینیه ارشاد با الهام از اندیشه های معلم و شهید بزرگ دکتر علی شریعتی در راه استفاده از هنر راستین به منظور شناسایی تشییع انقلابی و قهرمانان مبارز تاریخ و دردها و آرمان های خلق محروم گام گذاشت.

در سال های دانشجویی – در اوج حکومت ستم و خفقان – می کوشید تا آثار نمایشی مترقی را بر روی صحنه آورد. اجرای نمایشنامه "استثناء" و قاعده "برتولت برشت" در دانشکده هنرهای دراماتیک از جمله این فعالیت ها بود.

در ادامه فعالیت های مبارزه جویانه اش در کار تئاتر، هنگامی که می خواست نمایشنامه ای گویای فلسفه راستین نهضت حسینی و قیام عاشورا را اجرا کند، با مخالفت و کارشکنی مسئولین مرتجع مواجه شد.

حسین علیرغم تمامی دشواری ها از پای ننشست. محیط های به اصطلاح روشنفکرانه را رها کرد و به میان توده های مردم رفت و مدت ها در مناطق جنوب شهر تهران به نوجوانان تهیدست و ستمدیده درس آزادگی، آگاهی و هنر انقلابی داد.

پس از دانشکده، به خدمت نظام رفت. ولی از آنجا که همیشه از ارتش و ارتشیان مزدور و ضدخلق بیزار بود، در برابر مقاومت و معیارهای حاکم ایستادگی کرد و در بطن خفقان سربازخانه نیز به مبارزه برخاست. تا جایی که او را با تنزیل درجه و بارها کاهش و قطع حقوق، پادگان به پادگان به دورترین و بد آب و هواترین نقاط کشور تبعید کردند و بارها در تبعیدگاه ها به زندانش افکندند.

پس از پایان خدمت – یا در حقیقت رهایی از تبعید – دیگر بار به فعالیت های مبارزاتی و آگاهی بخش خود ادامه داد.

حسین هیچگاه سازشکار نبود. همانقدر که توده محروم و رنجدیده را دوست داشت از ارتجاع و نیروها و سازمان های ضدخلق متنفر بود. هیچگاه تن به معیارها و فرمایشات سازمان ها واداره های رژیم نداد. چون توده های ستمکش ساده می زیست و همراه و همگام و میان آنان گام برمیداشت.

در جنبش پرخروش و بی امان خلق شرکت داشت. در خانه ننشست تا با خویش و برای خویش سخن گوید و بنویسد. دلیرانه پای به میدان گذاشت.

روز ششم دیماه 1357، همراه دیگر برادران و خواهران مجاهد و مبارزش در تشییع جنازه استاد شهید نجات اللهی شرکت کرده بود. وقتی مزدوران رژیم، مردم را به رگبار گلوله بستند، حسین به نجات مجروحان شتافت. زنی تیرخورده را به مکانی امن رساند و هنگامی که دیگر بار به صحنه پیکار بازگشت، به رگبار گلوله اش بستند. حسین در خون خود غلتید و زیباترین صحنه "هنر خوب مردن" را رقم زد

از حسین پسری 16 ماهه به یادگار مانده است: "علی اصغر" و نوشته هایی چند:

1.    تحقیق در نمایش سنتی ترکیه (قراگز). رساله پایان نامه تحصیلی

2.    نمایشنامه "حروفیه" بر اساس جنبش خلقی و شیعی حروفیان و در پیوند با جنبش مبارزه مسلحانه خلق ما علیه استبداد و استعمار.

3.    نمایشنامه "نفت" که با بیانی سمبلیک استثمار و غارت منابع نفت میهنمان را به دست امپریالیست ها تصویر کرده است.

4.    مقاله "فصل رسوایی" در بیان رسالت واقعی هنر و هنرمند

5.    چند شعر آزاد

6.    چند مقاله آزاد

امید است با یاری رفیقان همگامش – به زودی – آثارش چاپ و منتشر گردد.

***

آنچه در زیر می آید تکه هایی است از مقاله "فصل رسوایی" که "حسین" در سال 1352 نوشته:

*دین حسین (ع)، دینی است که به انقلاب مداوم اعتقاد دارد و هزار و چهارصد سال تاریخش پر از شهادت و شرافت است و میلیون ها قربانی داده و می دهد.

*در این "سوی شب" ادبیات و هنر توده با سرنیزه مواجه است. چرا که عوامل ضدخلق دست به دست هم داده اند تا حرکت انقلابی طبقه زحمتکش و تولیدکننده را مهار کنند و هنر توده را هم، یا تحقیرش کنند به دست بورژواها و یا نابودش نمایند به دست مزدوران. بیدار باشید.

*سمبل هایی که در نمایشنامه ها و فیلم های فرمایشی از طبقه رنجبر تاریخی و انقلابی ارائه می شود، شخصیت های زبونی هستند که خیلی زود در لای چرخ دنده های نظام جور قدرتمند له می شوند. نه ابوذر غفاری، نه یعقوب لیث رویگر زاده، نه جمیله بوپاشا، نه لومومبا و نه خسرو و روزبه.

*تئاتر توده و سینمای توده، شبه اجتماعی نیست، اجتماعی است. تسلیم طلب و چاپلوس و متعلق نیست، مبارز است.

* هنرمندان

بیایید شرقی و آزاده باشیم، نه غربی و آواره.

بیایید مفت خور نباشیم، در تولید اقتصادی جامعه سهیم بشویم، در نبرد شرکت کنیم و انسان باشیم و هرچه را که به عنوان هنر از نقاشی تا موسیقی، به ما تحمیل کرده اند، یکسره به دریا بریزیم، هرچه که هنر را به نفع امپریالیسم، صهیونیسم و اشرافیت به زنجیر کشیده، آن را با آخرین نیروی ممکن بر تار و پود هنر و هنرمند مرتجع بکوبیم، رسوایشان کنیم و هنر را به میان کارگران و دهقانان ببریم.

*دیگر موقع آن رسیده که هنرمندان خلق متحد شوند، در یک صف گرد هم آییم و عمل کنیم، کارهای خود را در معرض قضاوت مردم بگذاریم، هرطور شده نمایش بدهیم و شعرها و قصه هایمان را به دست مردم برسانیم، بگذارید جبهه مشخص شود، بگذارید منافقان رسوا شوند، بگذارید تخلق زجرکشیده ما لب به لبخند بگشاید و این طلسم شوم اهریمنانه شکسته شود.

استانیسلاوسکی می گوید: "می دانید چرا من از کار و بار شخصی ام دست کشیدم و همه هستی ام را نثار تئاتر کردم؟ برای اینکه تئاتر موثرترین کرسی خطابه است و ازحیث تأثیر هنوز هم از کلام مکتوب ؟؟؟؟ رخصت می دهد، تطهیر خانواده هنرپیشگان از ؟؟؟ نادانی، کم سوادی و مبرا کردن ایشان از
بهره کشان است.

پس توجه داشته باشید کارگران و دهقانان ما، به علت اینکه نمی توانند بخوانند، چقدر به تئاتر و سینما احتیاج دارند، تئاتر و سینمائی که آنها را آگاه کند و نمایانگر هدف باشد، یعنی جامعه آزاد و انسان آزاد.

*** ما خودمان باید اشکالی (در هنر وتئاتر) به وجود بیاوریم و به وجود هم
آورده ایم که نیازهای جامعه مان را منعکس کند، شما هم به ما بپیوندید تا تئاتر توده را غنی تر کنیم.

***

و شعری از حسین:

در موج خیز حادثه

قلبم در فراز کوهستان می تپد

هنگامی که خلق بسته به زنجیر

در تکاپوی رهایی بود

من در اشتیاق پرطراوت ایثار

چون گلبرگ

از تابش پرحرارت خورشید

می گداختم

و عطر گل های محمدی

شهر را دلداری می داد.

فردا

از نگونسار این دژ بیداد

پشمینه دلق خویش بیاویزم

و از گلدسته های عصیان

سرود عشق را سرد هم

پر شور

***

* ما با شناخت عناصر مشترک سازنده تئاتر ملی کشورهای مشرق زمین و به خصوص خاورمیانه و بیرون کشیدن آنها از درون فرهنگ خاک خورده این ملک، قادر خواهیم بود بر اساس نیازهای حیاتی جامعه مان و به وسیله عناصر به دست آمده، از صادرات غرب بی نیاز شویم و خود "تنها" و با "خود"، "تئاتر خود" را بنیان نهیم.

(از مقدمه رساله پایان نامه تحصیلی)

***

 منبع: مرکزاسنادبنیادشهیدوامورایثارگران تهران بزرگ

 

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر:
Histats.com START (aync) Histats.com END