دوشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۴
محمدعلی رجایی در سال 1312 در شهر قزوین دیده به جهان گشود. در چهارسالگی همراه مادرش به تهران آمد و در منزلی که برادرش اجاره کرده بود ساکن شد و در بازار تهران به شاگردی پرداخت.
ابعاد مختلف فعالیت های  شهیدرجایی در راستای انقلاب اسلامی


تاریخ و محل تولد: 1312، قزوین

تاریخ دستگیری: 2/2/1342 و 6/9/1353

مدت محکومیت: 48 روز

تاریخ آزادی: 1342، 1357


محمدعلی رجایی
در سال 1312 در شهر قزوین دیده به جهان گشود. در چهارسالگی همراه مادرش به تهران آمد و در منزلی که برادرش اجاره کرده شبود ساکن شد و در بازار تهران به شاگردی پرداخت. او هم زمان در کلاس های شبانه شرکت می کرد. در سال 1328 به صورت پیمانی به استخدام نیروی هوایی درآمد و در آخرین سال خدمت پیمانی موفق به دریافت دیپلم ریاضی از دبیرستان آذر شد.
در دوران خدمت در نیروی هوایی با مسجد هدایت و آیت الله طالقانی آشنا گردید. کسانی مانند دکتر یدالله سحابی، مهندس مهدی بازرگان و دیگر سران نهضت مقاومت ملی به عنوان شنونده در این جلسات حضور داشتند. از همین رهگذر بود که رجایی در سطح بالاتری از جریانات سیاسی وارد شد و از طریق آنان تدریس در دبیرستان کمال به مدیریت دکتر سحابی را آغاز کرد.

در آخرین سال خدمت در نیروی هوایی به دلیل انتقال اجباری به نیروی زمینی، از ارتش استعفا داد و با تاثیرپذیری از سخنان آیت الله طالقانی به صورت آموزگار پیمانی به شهرستان بیجار رفت. رجایی در سال 1335 در کنکور دانشسرای عالی پذیرفته شد و پس از پایان لیسانس در آزمون فوق لیسانس در رشته آمار به ادامه تحصیل پرداخت. پس از تاسیس نهضت آزادی ایران در اردیبهشت 1340 توسط آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر سحابی، وی نیز به عضویت نهضت درآمد و کماکان تدریس خود را در دبیرستان کمال و دبیرستانی در قزوین ادامه داد.
پس از دستگیری سران نهضت در سال 1341، ایشان به همراه یکی از همکاران خود به صورت مشترک دبیرستان را در غیاب دکتر سحابی اداره می کرد. او در جلسات محاکمه سران نهضت نیز شرکت داشت.

محمدعلی رجایی در مرداد 1341 در آستانه ی 30 سالگی با یکی از بستگان خود خانم عاتقه صدیقی ازدواج کرد. او در 11 اردیبهشت 1342 پس از آن که در قزوین از اتوبوسی پیاده و عازم دبیرستان بود دستگیر شدو به زندان شهربانی قزوین منتقل گردید و پس از سپردن تعهد مبنی بر همکاری نکردن با نهضت آزادی، طی دو مرحله، محاکمه و آزاد شد.


همکاری وی با دبیرستان کمال تا انحلا دبیرستان در سال 1353 از سوی رژیم ادامه داشت. در این دوران با استفاده از امکانات چاپ و تکثیری که در دبیرستان بود نسبت به چاپ اعلامیه و تکثیر بیانیه های نهضت آزادی و ... اقدام می نمود. در دوره دانشسرای عالی با محمد حنیف نژاد که دانشجوی دانشکده کشاورزی بود. آشنا شد. ارتباط وی با حنیف نژاد و سایر کادری مرکزی سازمان مجاهدین خلق نظیر برادران رضایی (احمد، مهدی، رضا) در جهت تقویت مشی مسلحانه سازمان تا بدان جا پیش رفت که کادر مرکزی از منزل او به عنوان یکی از نقاط امن استفاده می کرد. با دستگیری، محاکمه و تیرباران کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق، رجایی احساس کرد سازمان به تدریج از مشی اولیه بنیان گذاران آن منحرف شده است. وی پس از مشاهده علائم انحراف، راه خود را از آنان جدا نمود.

رجایی با همکاری هاشمی رفسنجانی، دکتر باهنر و بقایای موتلفه و جمعی از تجار، موسسه خیریه رفاه و تعاون را بنیاد نهاد. این موسسه در پوشش واحدهای آموزشی به خانواده های زندانیان سیاسی که دچار تنگناهای مالی بودند رسیدگی می کرد. او علاوه بر اداره دبیرستان رفاه که ریاست آن را برعهده پوران دخت بازرگان همسر محمد حنیف نژاد نهاده بودند از سخنرانان مذهبی در مراسم و مناسبت های مختلف استفاده ی فراوانی می نمود. سرانجام با حساسیت ساواک مدرسه دخترانه رفاه در سال 1352 منحل گردید.

دومین دستگیری رجایی در 16 آذر 1353 بود. در این روز ساواک به منزل وی یورش برد و چون او در خانه نبود، پس از بازگشت وی به منزل، او را دستگیر کرد. در طول نزدیک به 20ماه بازجویی و شکنجه، کمترین نشانه ی عجز و سازشی از خود نشان نداد. پس از محاکمات متعدد اولیه به 5 سال حبس محکوم گردید. اما با اعترافات یکی از اعضای سازمان به نام منیژه اشرف زاده کرمانیف ساواک او را مجددا به زیرشکنجه و بازجویی های طاقت فرسا برد. پس از تغییر مواضع عقیدتی اعضای سازمان از اسلام به مارکسیسم، تمام تلاش خود را در زندان جهت جذب هوادارن این سازمان نمود.

وی با ایجاد کلاس های یک یا چندنفره مطالعاتی، اطلاعات گسترده خود را که طی سالهای حضور در مجالس مسجد هدایت به دست آورده بود در اختیار زندانیان جوان قرار می داد. نماز جماعت در زندان، اولین بار به همت وی برگزار شد که همراه با اعمال فشار و سرکوب مسئولین زندان بود.

محمدعلی رجایی در آستانه پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد و با اوج گیری مبارزه مردم فعالیت خود را در کمیته استقبال ازامام خمینی ادامه داد.

وی مدتی کفیل وزارت آموزش و پرورش و سپس وزیر آموزش و پرورش در کابینه دولت موقت بود. همزمان با انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس راه یافت. پس از انتخابات بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور نظام اسلامی از سوی مجلس به عنوان نخست وزیر معرفی گردید. با بالارفتن اختلافات بنی صدر با وی، رای عدم کفایت رئیس جمهور از سوی مجلس صادر شد و رجایی در انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری به عنوان دومین رئیس جمهور ایران اسلامی انتخاب گردید.

سرانجام وی بر اثر بمب گذاری در نخست وزیری در تاریخ هشت شهریور 1360 به شهادت رسید.

یکی از رویدادهای دوران زندان محمدعلی رجایی آن بود که در فصل سرما وی را به صورت عریان در سلول نگه می داشتند و به او اجازه نمی دادند از لباس های معمولی زندان استفاده کند. تا جایی که هر کس بر روی در سلول لباس آویزان می دید می فهمید در این سلول رجایی زندانی است.

منبع: دلدادگان آزادی/ به اهتمام کانون زندانیان سیاسی مسلمان (قبل از انقلاب)/ جلیل امجدی- محسن علی نژاد قمی/ 1383
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده