کد خبر: ۳۹۳۴۹۵
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۸
سیر راه اندازی یگان موشکی توسط شهید طهرانی مقدم
خود ما که بلد نبودیم موشکها را هم به کار بگیریم و هم تعمیر کنیم. لذا هم زمان گروه 13 نفره ای را با سرپرستی شهید حسن مقدم به سوریه فرستادیم؛ برای آموزش دیدن. سوریه گفت ما به شما موشک نمی دهیم ولی حاضریم به نیروهاتان آموزش بدهیم

امروز توان موشکی ما یکی از مهم ترین ابزار دفاعی و نظامی در صحنه دفاع است. یکی از دلایلی که جرج بوش از حمله به ایران منصرف شد مشاهده پیشرفت های نظامی خصوصاً قدرت موشکی ما بود. در دوران دفاع مقدس این پشتیبانی راهبردی، نه تنها در خنثی کردن جنگ شهرها و مقابله به مثل موثر بود، بلکه در جنگ زمینی هم به کمک ما آمد این ها همه اش بیانگر بزرگی این دستاورد بزرگ از دوران جنگ است.روایت تولد و بلوغ یگان موشکی ایران که توسط شهید طهرانی مقدم انجام شد را از زبان سردار دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام می خوانیم.

«توان موشکی ایران مانع حمله آمریکا به ایران شد»

موشک نداشتیم

ما به فکرمان رسید که برویم به سمت سیستم موشکی اما سیستم موشکی ما هیچ چیز نداشت. ابتدا رفتیم با برادران ارتشی صحبت کردیم و یقین پیدا کردیم که در زمان طاغوت موشک زمین به زمین تحویل ایران نشده است. به برادران ارتشی گفتیم چطور در حالی که به شما این هواپیماهای مدرن اف 14 را داده اند اما موشک ندادند. گفتیم عراق که موشک داشته ولی چرا به شما موشک ندادند؟ خیلی برای ما تعجب آور بود، چون ارتش ایران و ارتش عراق درست در تقابل با همدیگر ساخته شده بودند. مثلاً به محض اینکه ایران می رفت تانک ام 60 می خرید، آنها می رفتند تانک تی 72 می خریدند. یا به محض اینکه ایران می رفت اف 14 می خرید آنها هم می رفتند هواپیمای میگ 22 می آورند. در حقیقت توازن تسلیحاتی وجود داشت.

ما وقتی دیدیم که چنین چیزی- موشک- نیست خیلی تعجب کردیم. گفتیم چرا آمریکایی ها در همه جا توازن تسلیحاتی ما را با عراق حفظ کرده اند ولی به ما موشک نداده اند؟ اول فکر کردیم شاید یک جایی این موشک ها را مخفی کرده اند و خود ارتشی ها ما نمی دادند. پرسیدیم کجاست و خیلی جاها را در ایران گشتیم تا شاید پیدا کنیم. چون سران ارتش ایران فرار کرده بودند فکر کردیم شاید آن ها می دانند البته جاهایی را به ما می گفتند که زاغه مهمات هایی هست و داخلش موشک داریم. بعد رفتیم و دیدیم نه! این ها موشک نیستند، بلکه آنها مهمات هایی مثل کاتیوشا را می گویند موشک.

خریدن موشک از قذافی و شرط هایش

از طرف دیگر هم ما باید زود عمل می کردیم. شروع کردیم با سه کشور کار کردن، کشورهای لیبی، سوریه و کره شمالی، اول سراغ قذافی در لیبی رفتیم چون او را آدمی می دیدیم که ریسک می کرد؛ همین طور هم شد. حاج محسن رفیق دوست یک روابط دوستانه ای با سعد مجبر و نفر دوم لیبی آقای عبدالسلام جلود داشت. ما هم از این ارتباط استفاده کردیم که در نتیجه آقای قذافی گفت من حاضرم به شما موشک بدهم اما یک شرط دارد. من به این شرط به شما موشک می دهم که وقتی شما بغداد را می زنید- حالا هر چند تا- به موازاتش یکی دو تا هم بزنید در کویت- دو تا هم بزنید در عربستان. اینجا بود که فکر کردیم ما که نمی خواهیم جنگ را گسترش بدهیم، فقط می خواهیم محدود بشود. دیدیم اگر شروع کنیم با آقای قذافی کل کل کردن، نمی شود و ما چیزی گیرمان نمی آید. بالاخره به یک روش سیاستمدارانه از این بحران گذشتیم و حدود 30 فروند موشک وارد ایران کردیم.

حضور شهید طهرانی مقدم در سوریه

منتها خود ما که بلد نبودیم موشکها را هم به کار بگیریم و هم تعمیر کنیم. لذا هم زمان گروه 13 نفره ای را با سرپرستی شهید حسن مقدم به سوریه فرستادیم؛ برای آموزش دیدن. سوریه گفت ما به شما موشک نمی دهیم ولی حاضریم به نیروهاتان آموزش بدهیم، حتی در تعمیرات هم کمکتان می کنیم ولی از ما موشک نخواهید. می گفتند ما تعهداتی با شوروی داریم که شوروی ها به ما اجازه نمی دهند. بعداً معلوم شد قذافی که می گفت شما کویت و عربستان را بزنید آن با مشورت شوروی ها می خواستند جنگ در حوزه خلیج فارس گسترش پیدا کند و جنگ با گذشتن از ایران و عراق، منطقه ای بشود و یک منطقه بزرگ تر را در بربگیرد. خب ما این موشک هار را آوردیم، نفراتمان را هم فرستادیم در سوریه آموزش ببینند که دی ماه برگشتند و بحمدالله یگان موشکی سپاه در کرمانشاه مستقر شد.

«توان موشکی ایران مانع حمله آمریکا به ایران شد»


حدودا دی ماه و بهمن ماه این موشک ها به ایران منتقل شده و شهید طهرانی مقدم و نیروهایش هم از سوریه برگشتند و استقرار آنها در کرمانشاه، هم زمان شد با موج جدید و گسترده حملات عراق به مناطق مسکونی شهرهای ایران که آغاز عملیات بدر بر شدت آن افزوده شد و لذا جمهوری اسلامی ایران مجبور به مقابله به مثل موشکی شد.

راه اندازی سامانه موشکی سپاه

در دی ماه 1363 تحول بزرگی در سیستم جنگ شهرها پیدا شد. چون ما، هم این موشک هایی که از لیبی که قولش را گرفته بودیم وارد کشور کردیم و هم گروه هایی از خود لیبی هم آمدند تا در پرتاب و تعمیرات به ما کمک کنند. از طرف دیگر برادران خودمان که آموزش هایشان را تمام کرده بودند از سوریه وارد ایران شدند. لذا دی ماه، تاریخ شروع راه اندازی جدی موشکی سپاه است. حالا دیگر هم نیروهای آموزش دیده داریم، هم موشک داریم، هم سکوی پرتاب داریم.

آرام آرام خودمان را آماده می کنیم که اگر جنگ شهرها شروع شد، ما این جا پرقدرت جواب بدهیم. خب همین طور هم شد. یعنی به محض اینکه در عملیات بدر آنها جنگ شهرها را شروع کردند، ما دیگر دستمان پر بود. منتها یک احتیاط کردیم؛ اینکه ما اول بغداد را نزنیم. طرح ما این بود که شاید اگر یک شهر دیگر را بزنیم ممکن است جنگ شهرها تمام بشود و ما نیاز به ادامه نداشته باشیم. لذا اولین موشک را به کرکوک زدیم. چون پالایشگاه های نفتی و تاسیسات نفتی زیادی آن جا هست، ما آن جا را هدف گرفتیم و زدیم به منطقه نفتی کرکوک و با ا ین کار به صدام فهماندیم ببین ما ابراز مقابله داریم- تا حمله به مناطق مسکونی را ادامه ندهد- بنابراین به او فهماندیم که اگر ادامه بدهی پرقدرت می زنیم. متاسفانه صدام متنبه نشد و ادامه داد و سر موشک هایمان را بردیم سمت بغداد و بغداد را زدیم. اولین موشک ما خورد به بانک رافدین کهبانک مرکزی و قدیمی ترین و بزرگ ترین بانک دولتی عراق بود. همه سیستم اسناد و مدارک این بانک از بین رفت و مرکز مدیریت بانک با مشکل مواجه شد. صدام تا سه چهار هفته می گفت نه این موشک نبوده، یک انفجاری بوده که خرابکاری های وابسته به ایران آمدند و این انفجار را انجام دادند. می گفت این انفجار موشک نبوده، یعنی باورش نمی شد. البته این کار، خدایی بود. موشک های دیگر همه به فاصله های کمی از کاخ های صدام پشت سر هم اصابت هم می کرد و صدام دید دیگر نمی تواند جنگ شهرها را ادامه بدهد و دست هایش را بالا برد. آنها که قطع کردند ما هم قطع کردیم. این یک پیروزی بزرگی برا ما شد، یعنی به یک برتری و توازن رسیدیم و آن قدرت جدید صدام در زدن دیوانه وار شهرها را متوقف کردیم.

«توان موشکی ایران مانع حمله آمریکا به ایران شد»

جنگ پنجم

در حقیقت وضعیت ما به این صورت بود که هر وقت ما در جنگ زمینی پیشرفت می کردیم با یک دستاوردی را به دست می آوردیم، عراق ما را مورد هجوم قرار می داد، یا وارد حمله به تاسیسات نفتی ما می شد. لذا در میانه جنگ، جنگ پنجم هم شکل گرفت؛ یعنی جنگ دریایی برای قطع صادرات نفت ایران. می خواستند اقتصاد ایران را از دست ما بگیرند و آنجا باز ما راهی جز مقابله به مثل موشکی نداشتیم.

چون روز به روز نیروی هوایی ایران با محدودیت مواجه می شد. یعنی به خاطر این که دیگر قطعات یدکی به آنها نمی رسید و بایستی ما خلا مقابله به مثل هوایی را با یک چیز دیگر پر می کردیم؛ این چیزی جز موشک نبود. بنابراین پای موشک از عملیات بدر به این طرف به میان آمد که جنگ اقتصادی هم شروع شد و می آمدند مراکز نفتی ما را می زدند تا تولید نفت قطع بشود. مثل الان. چطور تحریم های اقتصادی را درست کردند تا نفت ایران به فروش نرسد... آن موقع هم با بمباران جلوی صدور نفت ایران را می گرفتند. بمباران می کردند که نفت ایران صادر نشود. به چه طریق ما باید جبران می کردیم که این ها حمله نکنند؟ برای ما راهی جز موشک نبود، پس باید موشک را تقویت می کردیم. این ها ما را به این نتیجه رساند که یک وقت ممکن است لیبی امکاناتشان را به ما ندهد، آن وقت چه کار باید بکنیم؟ گفتیم باید برویم دنبال ساخت. لذا ساخت موشک در همان سال 1363 کلید خورد.

مهندسی معکوس و ساخت موشک

به ذهنمان رسید برویم دنبال این که موشک بسازیم. اول هم بیشتر به سمت این رفتیم که لیبی که صنایع موشکی ندارد، پس چه کار باید بکنیم؟ ذهنمان رفت به سمت کره شمالی چون فهمیدیم که کره شمالی خودش موشک می سازد. درست است که از ساخته های شوروی و چین استفاده می کنند ولی خودشان هم موشک درست می کنند. به همین دلیل به کره شمالی نزدیک شدیم. فلسفه اینکه ما به کره شمالی نزدیک شدیم ابتدا به خاطر موشک نبود، بلکه برای در اختیار گرفتن دانش و امکانات ساخت موشک بود. چون فکر نمی کردیم قذافی که این تعداد سی فروند موشک را به ما داده دیگر ندهد؛ اتفاقاً فکر می کردیم این رابطه ادامه دارد. لذا اولین بحث ها را با کره ای ها شروع کردیم که بیایندکمک ما کنند در ساختن موشک. آنها هم مشکلات اقتصادی فراوانی داشتند.

مثلاً اینکه از ما نفت می خواستند. کم کم بحث نفت در مقابل موشک به بحثی تبدیل شد میان ما و کره شمالی تا مثلا به آنها نفت بدهیم و آنها هم بیایند به ما تکنولوژی ساخت موشک را یاد بدهند.

کنار کشیدن لیبی

یک مرتبه با حادثه ای غیرقابل انتظار مواجه شدیم و آن این بود که قبل از این که ما خودمان به تسلط کامل به سیستم موشکی برسیم لیبی کار را گذاشت زمین!

بدین صورت که آنها 25 قطعه حساس مربوط به سکوی پرتاب و موشک را برداشتند و رفتند در سفارتخانه. البته دو بهانه گرفتند. یک بهانه شان این بود که قرار بود شما به کویت و عربستان هم موشک بزنید، تا حالا بیست فروند موشک شلیک شده ولی شما به کویت و عربستان نزدید و دوم هم این که یک بهانه من درآوردی درست کردند و رفتند در سفارت و جالب بود که وزیر خارجه لیبی رفت بغداد و روابط لیبی و بغداد خوب شد. جنگ شهرها که شروع شد ما دستمان خالی بود. عملاً معلوم بود که یک هماهنگی با هم صورت داده بودند. حالا ما بایستی تلاش می کردیم که مقابله به مثل موشکی را ادامه بدهیم.

معجزه در 17 روز

این جا خیلی حادثه عجیبی اتفاق افتاد که من در نامه ای که خدمت امام نوشتم بخش هایی از آن را خدمت ایشان توضیح دادم. این نامه هست و من نامه را از رو می خوانم تا شما بدانید که واقعاً این حرف هایی که ما می زنیم مستند تاریخی دارد. متن نامه را که 7 بهمن ماه سال 1365 خدمت امام نوشتم از رو می خوانم:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر رهبر عالی قدر، فرمانده معظم کل قوا، حضرت امام خمینی روحی فداه.

با سلام و عرض ادب بدین وسیله گزارشی از راه اندازی سیستم موشکی زمین به زمین که با توطئه مشترک لیبی و شوروی از کار افتاده بود و بحمدلله با تلاش نیروهای مخلص و متعهد انقلاب اسلامی این توطئه خنثی شد به محضر حضرت عالی تقدیم می شود.

1- افراد لیبی که امکانات و سیستم موشکی در اختیارشان بود بدون اطلاع برادران ما دقیقا 25 قطعه از موشک و سکوی پرتاب خودداری نمودند.

2- فرزندان پاسدار حضرت عالی ظرف مدت 17 روز سایت پرتاب موشک و خود موشک ها را آماده و عملیاتی نمودند که این خود شبیه معجزه است، چرا که الطاف الهی در زمینه های فنی و تکنولوژی پیچیده نیز به یاری برادران شتافت.

3- اکثر عناصر لیبیایی که ... و الی آخر.


در حقیقت خود این فشار باعث شد ما چند گام در سیستم موشکی جلو برویم. ما آموزش هایمان را دیده بودیم ولی مسائل مربوط به تعمیرات موشک و این که چطوری موشک هایی را که از کار افتاده آماده کنیم؛ این را هم خودمان یاد گرفته بودیم. با هر سختی و بدبختی طی هفده روز در یک زمان خیلی کوتاه توانستیم این ها را عملیاتی و شلیک کنیم و خود این هم موجب یک اختلاف جدی بین صدام و قذافی شد.

چون این ها فکر کرده بودند که مگر می شود ایران بتواند بدون نیروهای قذافی شلیک کند و لذا قذافی مدام به صدام می گفت نه بابا! ما کاری نکردیم، این ها خودشان تعمیر و پرتاب کردند، یا این که از جای دیگر آمدند و کمکشان کردند. در حقیقت دعوای جدی آنها اتفاق افتاد، چون اصلا باور کردنی نبود که نیروهای ایران بتوانند خودشان موشک های از کار افتاده پیشرفته ای را که حتی زمان شاه مخلوع هم به ایران نداده بودند این ها را آماده عملیات بکنند، ما این موشک ها را فعال کردیم و جنگ شهرها را آنها دوباره متوقف کردند، چون دیدند ما موشک داریم و شلیک هم می کنیم. در این مقطع به سرعت ما رفتیم به کره، چون هنوز وقت زیادی می خواستیم که خودمان موشک بسازیم. پس رفتیم و این بار از کره موشک آوردیم ولی به تولید موشک شتاب دادیم. ابتدا موشک های سوخت جامد را درست کردیم و در جنگ به کار گرفتیم و سپس موشک هایی با سوخت مایع که بعدها تکنولوژی اش را وارد ایران کردیم که خوشبختانه این مساله تا امروز یک گسترش خیلی وسیع و فوق العاده پیدا کرده است.

به همراه نامه ای که خدمت امام فرستادم گزارش های فرماندهان خودمان را در نیروی هوایی و گزارش بچه های تیم موشکی شهید حسن مقدم، آقای حاجی زاده و دوستان دیگر را که به من داده بودند در پیوست نامه خدمت امام ارائه داده بودم. بعداً حاج احمد آقا می گفتند که امام گزارش ها را نگاه می کردند و شکر خدا را به جا می آوردند. امام از این که یک سری جوان انقلابی و ارزشی توانسته بودند پیچیده ترین ابزار جنگی را کشف و حل کنند و راه بیندازند خیلی برایشان دعا می کردند. بعد هم به من فرمودند به فرماندهان بگویید که امام برایتان دعا کردند که سند مربوطه هم در میان اسناد من هست. ما گزارش آقای موسی رفان که فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه بودند و همچنین گزارش خود گروه موشکی به مدیریت شهید مقدم را خدمت امام فرستادیم که در این گزارش ها به طور مفصل و به تفکیک مساله سکوی پرتاب و موشک توضیح داده شده بود. این که ما چگونه مسائل را حل کردیم .

چرا دفاع موشکی لازم بود؟

در دفاع موشکی مساله مهمی وجود داشت و آن این بود که ما در مقطع جنگ شهرها توانستیم نود فروند موشک به اهداف مشخص شده در عراق شلیک کنیم که هر کدامشان یک عملیات موشکی بود. چون از زمانی که ما یک فروند موشک می خواستیم شلیک بکنیم اولاً باید شناسایی می کردیم، هدف کجاست و خود مساله شناسایی یک کار خیلی طولانی بود. دیگر اینکه مثلاً فاصله هدف تا نقطه پرتاب کجا باشد؟ موشک ها چه ساعتی بیرون بیایند؟ کجا مستقر بشوند؟ کلی شلیک می شوند؟ چگونه خود را به پناهگاه می رساندند؟ بنابر این شلیک هر موشک برای خودش یک عملیات بود. آن تعداد نود فروند موشک که ما در طول جنگ شلیک کردیم یعنی اینکه در حقیقت نود عملیات موشکی انجام شده است. این طور باید فرض کنیم. نکته دوم این بود که اگر ما این عملیات موشکی را انجام نمی دادیم ده ها هزار نفر از ملت بی گناه ما به شهادت می رسیدند. بعضی وقت ها که عراق شروع می کرد- مثلاً یک هفته – بمباران کردن دویست یا سیصد نفر شهید می دادیم، دویست یا سیصد نفر هم مجروح می دادیم. مثلا در حمله ای که دشمن به شهرستان های نهاوند و دزفول و رامهرمز انجام داد ما تعداد زیادی شهید دادیم. سیصد یا چهارصد نفر مجروح شدند. شهدا هم عمدتاً بچه های دبیرستانی و دبستانی بودند. بسیاری از مردان و زنان ما در خونشان غلتیدند در حال صحبت کردن، غذا خوردن و حالتی شبیه به این ها شهید شدند. با این وصف اگر ما که این همه شهید در جنگ شهرها دادیم، اگر این مقابله به مثل نمی کردیم چه اتفاقی می ا فتاد؟ شهدای جنگ شهرها از ده ها هزار نفر هم عبور می کرد. سند ما چیست؟ سند ما کشتار وحشیانه مردم حلبچه به دست خود عراق بود. او که به مردم خودش رحم نکرد و ده ها بمب شیمیایی در حلبچه زد اگر این مقابله به مثل نمی شد چه فاجعه بزرگ انسانی می افتاد؟ من شک ندارم یک میلیون نفر از مردم ما شهید و مجروح می شدند.و این قدرت موشکی ما بود که توانست از این فاجعه بزرگ جلوگیری کند. از طرف دیگر آنها مرتب مناطق اقتصادی مارا می زدند، یعنی خارک را می زدند و کشتی های ما را می زدند. در آن جا نیز ابزار مقابله مان موشک بود تا قایق های تندرو فعال شوند. باز هم ما از سیستم موشکی مان یک مقدار برای مقابله با جنگ دریایی و اقتصادی استفاده کردیم. بنابراین جنگ موشکی ایران هم در جلوگیری از فاجعه بزرگ انسانی موثر بودو هم در جلوگیری از جنگ اقتصاد ی و خسارت زیاد اقتصادی موثر بود. هم این که در روحیه دادن به نیروهای رزمنده ماتاثیر گذاشت. یعنی ارتش عراق می خواست با به شهادت رساندن مردم ما تکلیف جنگ را به نفع خودش یکسره کند و از پیشروی رزمندگان ما جلوگیری به عمل آورد. بنابراین جنگ موشکی و عملیات موشکی ما در روحیه دادن به رزمندگان هم موثر بود. ما یک عملیات پشتیبانی داریم و یک عملیات کلی داریم. جنگ موشکی تبدیل شد به عملیات پشتیبانی و راهبردی، اسم این جنگ موشکی را باید بگذاریم پشتیبانی راهبردی، از رزمندگان که در خط مقدم می جنگیدند پشتیبانی راهبردی می شد. این پشتیبانی راهبردی نه تنها در خنثی کردن جنگ شهرها و مقابله به مثل موثر بود، بلکه در جنگ زمینی هم به کمک ما آمد.

نقش محوری شهید تهرانی مقدم در سیستم موشکی ایران

این دستاورد بزرگ که در دفاع مقدس صورت گرفت مدیون تلاش یک تیم دوستانه و عاشقانه بود که داوطلبانه به جبهه آمدند. این جوان های پاک و غیرتی و انقلابی در راس شان آقای حسن طهرانی مقدم و آقایان شفیع زاده، زهدی، حاجی زاده، قاضی و شهید یزدانی بودند. این ها آرام آرام در دفاع مقدس یک تیمی شدند که ابتدا توپخانه سپاه را بنیاد گذاشتند و بعد هم وارد سیستم موشکی شدند. همه چیزهایی را که من عرض کردم به صورت تیمی اتفاق افتاد. همه ما تیمی کار می کردیم، یعنی ما «تیمی»بودیم، رده های پایین تیمی بودند، توپخانه تیمی بود، یگان مهندسی تیمی بودند، ولی خب شهید حسن مقدم نقش محوری در این تیم داشت، یعنی در کانون این تیم قرار گرفته بود و فعالیت می کرد. این تیم یک شجره طیبه ای شد که بعد از جنگ ما ثمرات بیشتر آن را دیدیم. در جنگ موشکی ما نهالی کاشته شد که اولین میوه هایش را در جنگ چیدیم ولی میوه های اصلی این درخت بعد از جنگ اتفاق افتاد. به طوری که الان توان موشکی ایران را ندارد و صدها کیلومتر- بلکه بیش از دو هزار کیلومتر – موشک های سپاه امروز قدرت جنگندگی دارند. دقت در شلیک موشک ها و تاثیرانفجار این موشک ها فوق العاده بالا رفته است. ما خودمان به راحتی می توانیم از اهدافمان اطلاع کسب بکنیم. و اهداف مان را در دورترین نقاط ایران بزنیم و این بازوی بلندی که برای دفاع ایران درست شده یک نقش بازدارنده ای درست کرده و امنیت ملی ما را چندین پله ارتقاء بخشیده است. یکی از دلایل که آقای بوش از حمله به ایران منصرف شد مشاهده پیشرفت های نظامی خصوصاً قدرت موشکی ما بود. او مصمم بود به ایران حمله کند و دوباره هم تصمیم به این کارگرفت ولی آخرین پیشرفت های ایران را که مشاهده کرد به تصمیمی که گرفته بود منصرف شد. این ها همه اش بیانگر بزرگی این دستاورد بزرگ از دوران جنگ است. اگر امروز ما به آسمان ماهواره پرتاب می کنیم مربوط به همان سیستم موشکی است که از دل جنگ بیرون آمده است. اگر ما امروز می توانیم اطلاعات خیلی دقیقی از اهداف دور به دست بیاوریم مربوط به همان تلاش هایی است که در زمان جنگ به دست آمده، بنابراین امروز توان موشکی ما یکی از مهم ترین ابزار دفاعی و نظامی ما در صحنه دفاع است.

منبع:شاهد یاران شماره133

انتهای پیام/ز

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
آخرین اخبار
پربازدید ها