کد خبر: ۳۸۸۹۵۹
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۰
در عالم خواب توسط مادر بزرگش نام محمد جواد برجریده تقدیرش ثبت شد .
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون
در سال 1336 در خانواده ای مذهبی متولد گردید در عالم خواب توسط مادر بزرگش نام محمد جواد برجریده تقدیرش ثبت شد
شهید محمد جواد لقمانی دوران تحصیلات خود را ابتدا در مدرسه ای بنام خطاط در انتهای کوچۀ ثبت قدیم طی نمود و بعد در دبیرستان کزازی به پایان رساند مدت مدیدی در استانداری خدمت کرد و بعد از روی عشق و علاقه ای که داشت در سال 58 به جهاد سازندگی جهت همکاری و خدمت قدم گذاشت دوران کودکی را در منزل مادر بزرگش واقع در میدان وزیری کوچه کزازی گذراند (لازم به ذکر است که این منزل مذکور بوسیله حملات هوایی صدام منهدم شد) بعد از فوت مادر بزرگ همگی بار سفر بسته برای مدت 2 سال و اندی در مشهد مقدس در خیابان طبرسی آن زمان ساکن شد که بعداً با خانواده به کرمانشاه بازگشت از آنجایی که حجب و حیایش بیش از اندازه بود موضوع ازدواج را عنوان نمی کرد اگر هم کسی مطرح می نمود از خجلت موضوع را عوض می کرد بالاخره توسط یکی از دوستان نزدیکش همسرش را انتخاب کرد که بعدا با خانواده اش و مادرش در میان گذاشت شهید محمدجواد با اینکه تمام آرزویش داشتن اقلا یک اولاد بود اما هیچوقت برایش میسر نشد در هر ماموریتی که داشت کلی لباس نوزاد و غیره با خود می آورد شهید محمدجواد آنقدر با گذشت بود که یک دفعه هم به همسرش نگفت که تو چرا صاحب اولاد نمی شوی تمام حرفش دلداری و راضیم به رضای خدا بود به همسرش می گفت ناراحت نباش و در طول مدت زناشویی اش همه اش خواهش  کرده بود همیشه کلمه مهم نیست اشکال ندارد را بکار می برد اوایل سال 67 ماموریتی از جهاد سازندگی به سنقر داشت که قرار بود از سنقر چادر و دارو بیاورند در بین راه تصادف می کنند که در این تصادف دستش شکست و می گفت در راه خدا و در راه جهاد فی سبیل الله مهم نیست که بعد از این واقعه تصادف هم به جبهه اسلام اباد (چهارزیر) عازم شد جهت جنگ با کفار و می گفت اگر ما نرویم ناموس مردم در خطر است بعد از چندین روز متوجه شدیم که در عملیات مرصاد به درجه رفیع شهادت نایل آمده
فرازی از وصیت نامه شهید:

قال الذین یظنون انهم ملا قوالله کم من فئه قلیله غلبت کثیره باذن الله (سوره بقره آیه 249)
که به دیدار با خدا اعتقاد داشتند چنین گفتید چپ گروههای اندکی که به خواست خدا بر گروههای بسیار بزرگ چیره شدند و خدا با صابران است
درود پاک خداوند بر سید المرسلین خاتم النبین حضرت رسول اکرم محمد بن عبدالله صلی الله علیه آله و خاندان پاک مطهر ایشان و سلام و رحمت خدا به شهدا و جانبازان راه اسلام عزیز خدمت امام امت حضرت روح الله خمینی رهبر کبیر انقلاب
رهبر عزیز و مهربان و صبورمان و پر استقامتمان امتی که با همه سختیها و مشکلات از منافقین و گروههای مسلح از خدا بی خبر و ابر قدرتهای شرق و غرب همواره با تمام امت بپا خواسته مسلمان انقلابی ایران ایستادگی کرده و می رود تا پرچم لا اله الا الله را تا ظهور حضرت مهدی (عج) افراشته نگه دارد.
اینجانب محمد جواد لقمانی   وصیت نامه خود را که وظیفه هر شخص مسلمانی است آغاز کرده و در 3 قسمت تقسیم می کنم ابتدا روی سخنم با مادر مهربانم درخواست می کنم کلیه اموال من را به صورتی که صلاح دانست دخل و تصرف کند و ترجیح می دهم اموالم را به افراد مومن و فقیر انفاق نماید و پس از وجود عزیز و تو درخواست می کنم که در غم از دست دادن من در ظاهر و در حقیقت پیدا کردن من بود بازیافتی چون رفتن من به تو این افتخار را داد که امانتی را که تحویل گرفته بودی به نحو احسن باز پس دهی و از تو می خواهم لحظه ای در غم مرگ من گریه نکنی و در هر لحظه ناراحتی مصیبتها و رنجهای زینب کبری را در نظر آورده و با خود مقایسه کن البته این حقیقت را می دانم که این خصلت را از بانوی کربلا به ارث برده ای به هر حال این دنیا زندانی بیش نیست که متندن و چنگ زدن برای ماندن در آن عبثی بیش نیست و بار دیگر از تو می خواهم که برای من گریه نکنی که از گریه تو دشمن شاد می گردد و باید آنقدر خون سرد و بی تفاوت باشی که دشمنان انقلاب اسلامی به جای تو غمگین گردند و حتما بتوانی به مادران و خواهران شهدا دلداری بدهی و من امانتی بیشتر نبوده ام که تو به قول خودت وفا کردی و امانت را به صاحب اصلی پس دادی و به وعده خود عمل کردی...
و روی سخن دیگرم با دوستان و آشنایان و امت قهرمان ایران است که انقلاب اسلامی ایران و بخصوص رهبری آن و آیت الله منتظری و مشکینی و غیره دیگر مسئولین انقلاب اسلامی نعمتی است بسیار بزرگ نصیب هر ملتی نمی شود و باید قدر آن را دانست ملت شهید پرور ایران بداند که نه برای گرفتن خاک و مسایل سیاسی و کشور  گشایی به جبهه آمده ایم بلکه بخاطر اینکه اسلام در خطر بود به جبهه آمدیم چون اگر مسئله اسلام نبود دیگر نیازی به وجود دانش آموز ـ کارگر ـ کارمند ـ کاسب و دیگر اقشار ملت مسلمان ایران در جبهه نبود و ارتش می توانست با متجاوز مقابله کند لذا به این مسئله برادران توجه داشته باشند که جنگ ما جنگ عقیده است نه چیز دیگر و لذا باید تمام خواهران و برادران باید توجه داشته باشند که اسلام دین انسان سازی و جامعه سازی است و انسانها را در مجموعه ای بنام امت گردآورده و آنها را بوسیله رشته پیوسته ولایت به یکدیگر پیوند می زند تا به این پیوند جبهه غیرقابل نفوذی تشکیل دهد و ولایت درست در لغت به معنی بهم پیوستن دو چیز در یک جهت می باشد آنچه که همه چیز از حیث زمان یا مکان و ... بین آن دو فاصله ایجاد نکند و لذا ولایت فقیه باعث ایجاد تعادل و هماهنگی است که در نتیجه حاکمیت قوانین الهی در جامعه اسلامی ایجاد شود که به استناد در آیه قرآن 55 و 56 سوره مائده که ولی شما و پیامبران ائمه معصومین و مومنان هستند که اقامه نماز کنند و زکات دهند و دیگر اینکه امام را تنها نگذارند و اموال خود را انفاق کنید
و روی سخنم با مسئولین انقلاب اسلامی
1 ـ ما نه از ناوگان امریکا می ترسیم ، و پشت به رهبر نمی کنیم
2 ـ ابر نکبتها بدانند که خون حسین (ع) در رگهای ما جاری است و مادران ما از زینب کبری (س) درسهای استقامت و بردباری را می آموزند
3 ـ گروه گرایی
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END