کد خبر: ۳۸۸۷۰۱
تاریخ انتشار: ۲۷ تير ۱۳۹۵ - ۱۸:۲۲
گزارش اختصاصی نوید شاهد از کرج: شهید علی تمام زاده یک عمر در کارهای فرهنگی خود را هزینه کرد و به بهای آن خداوند مزد شهادت را برای این مجاهد فرهنگی داد. شهید تمام زاده اگر شهید نمی‌شد باید تعجب می‌کردیم.

گزارش اختصاصی نوید شاهد از کرج :حجت الاسلام تمام زاده "شیخ ابوهادی"دومین شهید روحانی مدافع حرم بود و اولین شهید روحانی از استان البرز که داوطلبانه برای دفاع از حرم آل الله عازم سوریه شد و در جریان عملیات محرم که از ابتدای ماه محرم سال گذشته  توسط نیروهای تکفیری وهابی داعش به شهادت رسید.  پیکر این شهید پس از یک شبانه روز که در محلی ما بین نیروهای مقاومت و دشمن قرار داشت با تلاش رزمندگان اسلام بازگردانده شد.

درس حوزه را از 18 سالگی و پس از گرفتن دیپلم شروع کرد اول به حوزه ایروانی واقع در چهارراه مولوی رفت و بعد هم وارد حوزه علمیه ی کرج شد. علی چندین مرتبه تلاش کرده بود از مسیر های مختلفی وارد سوریه شود اما شرایط خاص این منطقه طی ماه های اخیر به نحوی رقم می خورد که ورود برای ایرانیان بسیار سخت شده بود و مسئولین ایران به سختی اجازه خروج برای رفتن به سوریه را می‌دادند، از سوی دیگر معمولا در خروج روحانیون بیشتر سخت‌گیری می‌کردند و این مشکل خروج برای شهید علی تمام زاده را دو چندان کرده بود.



احمد تمام زاده برادر شهید نقل می کند که؛ اربعین سال گذشته به کربلا رفت وقتی از کربلا برگشت خیلی خوشحال بود.

می گفت: وقتی رسیدم کربلا یکی از موکب ها برای مدافعین مردمی عراق بود، رفتم داخل دیدم یکی از کارهایی که می کنند ثبت نام داوطلبین برای دفاع از حرم اهل بیت (ع) است ، مسئولش رو پیدا کردم و شروع به صحبت که می خوام همینجا بمانم و از اینجا برای سوریه... ولی قبول نکردند...

اصرار و خواهشم بالاخره جواب داد و در نهایت قبول کردند که ثبت نامم کنند، ولی گفتند احتمال کسب اجازه و جذب نیروهای ایرانی سخت است....

برادر شهید می گوید: می دانست که احتمال گرفتن موافقتش کم است اما بابت ثبت نام کردنش خیلی خوشحال بود و میگفت: من اسمم را نوشتم اگه خدا صلاح بداند که  می روم...

احمد روایت می کند که؛  یک شب ما را به منزلشان دعوت کرده بودند، فرزند شهید گفت که؛ عمو بابام رفته سی دی های آموزش زبان افغانستانی گرفته و  کتاب‌ها آموزش زبان افغانستانی را گوش می‌دهد و مدام تمرین می‌کند.خیلی تعجب کردم! واقعا هم جای تعجب داشت، علی آقا به زبان های انگلیسی وعربی آشنایی داشت اما دنبال جواب بودم که چرا زبان افغانستانی را می‌خواهد یاد بگیرد.

متوجه شدم برای ورود به سوریه می‌خواهد از مسیر گردان فاطمیون ورود کند. پیگیر ماجرا شدم و  آقا علی گفت : یک شب در جاده برای ماشین ایستاده بودم که به محل کارم بروم، خیلی طول کشید و حسابی تاخیر داشتم، ذکر می خواندم که یک ماشین برایم نگه داشت راننده اهل افغانستان بود خیلی خوش اخلاق بود، صحبت سوریه شد و من گفتم که به من مجوز نمی دهند به سوریه بروم، راننده گفت: که من آشنایی دارم که می توانی از طریق آن بروی، اما خودت هم باید همت کنی و لهجه افغانی را یاد بگیری، نقطه قوتی که داری این است که قیافه‌ات هم شبیه برادران افغانستانی‌ است و خیلی امیدوارم که بتوانم از این طریق به سوریه بروم.

برادر شهیدادامه می دهد: ما با رفتنش مخالف بودیم اما نتوانستیم از رفتنش جلوگیری کنیم، اولین بار که به سوریه رفت، بعد از یک ماه به ایران بازگشت، از ایشان پرسیدم چطور زودتر برگشتی.

شهید عزیز ما گفت: راستش دیگر نمی گذارند بروم، موقع رفتن از مرز با سلام و صلوات عبور کردم به اسم یکی از مجاهدین دیگر سوار هواپیما شدم، عکسی هم که روی کارت بود اصلا شبیه من نبود، متوسل به اهل بیت (علیهم السلام) شدم، واقعا نصرت بود، چون چند گیت را رد کردم ولی دیدم ماموران متوجه نشدند، از گیت اول که خواستم رد شوم مامور که عکس را دید، گفت: این عکس تو نیست؟ گفتم: آره ، توی ذهنم گفتم خدایا دروغ بگم؟! گفتم:نه! راستش را گفتم .

مامور خیال کرد که عکس اشتباه خورده گفت برو به مسئولمان بگو، من هم رفتم ، گیت دوم هم که اصلا نگاه نکردند، کارت همه را دیدند کارت من را ندیدند بالاخره رد شدم و رفتم.

به سوریه که رسیدم مجبور شدم بگویم که من ایرانی هستم، مرا پیش فرمانده لشکر فاطمیون «ابوحامد» بردند و ماجرا را برایش گفتم که من از ایران آمده ام و روحانی هستم و هدفم جهاد است و ... با ابوحامد رابطه نزدیکی پیدا کریم بعد از چند روز ابوحامد به من گفت که از حفاظت سپاه اجازه نمی دهند اینجا بمانی ، تو برگرد اما من قول می دهم مجوز تو را بگیرم که سری بعد با نام و مجوز خودت بیایی.

بعد از چند روز خبر رسید که ابوحامد «شهید علیرضا توسلی» به شهادت رسیده، علی خیلی ناراحت بود دیگر تاب و توان نداشت. می گفت: «با این اوضاع کسی دیگر نمی تواند پیگیر رفتن من شود». برای تشیع پیکر شهید توسلی به مشهد مقدس رفت ، گفت: وقتی بالای سر پیکر رفتم با شهید نجوا می کردم و می گفتم ابوحامد تو قرار بود مقدمات رفتن مرا به سوریه فراهم کنی، تو به من قول دادی!

بعد از چند روز با علی آقا تماس گرفته بودند و به ایشان گفته بودند که شهید توسلی قبل از شهادتش پیگیر مجوز شما به سوریه بودند و از سردار سلیمانی مجوز شما را گرفته اند شما میتوانید با مجوز و به نام حقیقی خودتان به سوریه بیایید...

و علی با شور و شوق بیشتر باز هم عازم سوریه شد

 مادر مکرمه شهید هم در این دیدار به ذکر خاطراتی از شهید تمام زاده پرداختند: اولین بار که می خواستند به سوریه بروند منزل ما آمد گفت: مادر می خواهم به مشهد بروم برای خداحافظی آمدم ، ته دلم می دانستم به سوریه می رود اما به روی خودم نیاوردم. گفتم: به سلامت بروی، بعد از رفتنش، برادرش ناراحتی و دلتنگی میکرد به ایشان گفتم ناراحتی که برادرت به سوریه رفته؟ گفت: مادر از کجا میدانی؟ گفتم من مادرم متوجه میشوم.

در طول مدتی که ایران بودند به جانبازان مدافع حرم و خانواده شهدا سرکشی میکردند. 

دفعه آخر که به سوریه رفت من به خاطر بچه هاش مخالفت کردم اما از ته دلم راضی بودم و دعا نکردم که حتما برگرده چون فکر می کردم آرزوی شهادت دارد و من نباید مانع شوم که شرمنده خدا و اهل بیت می شوم.

همیشه دور روز یا سه روز یک بار زنگ می زد، روزهای آخر چند روز بود که تماس نگرفته بود ، قلبم به من ندای شهادتش را داده بود، چهار روز گذشته بود کاملا خودم را آماده کرده بودم ، لباس های عزای خودم و پدرش را آماده کردم . تا اینکه خبر شهادتش را به ما دادند.16 آبان سال 94، از پهلو مجروح شده بود و به دلیل خونریزی در باغ زیتونی حوالی حلب شربت شهادت را نوشید.

دکتر حسین بابازاده مقدم از دوستان صمیمی این شهید بزرگوار که در وصف این شهید چنین می گوید:

شهید علی تمام زاده از فعالان فرهنگی استان البرز بود،با ایجاد وبلاگ "مدافعون" خاطرات شهدای مدافعان حرم را در این وبلاگ منتشر می کرد. و به این صورت در کارهای فرهنگی نقش مهمی داشت ، مدت بسیار زیادی به عنوان ارتش فرهنگی یک نفره، نشریه‌ای منتشر می‌کرد و تمامی کارهای آن از تامین محتوی تا طراحی، چاپ و تکثیرش را بر عهده داشت. وی در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی، به خصوص در عرصه روشنگری و مقابله با جریان‌های فکری مانند دراویش و فرقه‌های خاص فعال بود و در طراحی برنامه‌های اعتراضی که نسبت به این پدیده‌ها راه اندازی می‏‌کرد هیچ‌گونه بهره‌مندی و مورد حمایت نهاد خاصی نداشت.

شهید تمام زاده چفیه را همواره بر دوش خودش حفظ کرد به طوری که بچه‌های کرج به او می گفتند: «علی شلمچه». بعد از نماز جمعه روبروی مصلی می‌ایستاد، داد می زد و نشریه توزیع می‌کرد. در زمان دوم خردادی‌ها تجمع ها و حرکت‌هایی انجام می‌دادیم و علی با یک شهامت و شجاعت خاصی این تجمع را پیش می‌برد. مشی مشخص زندگی سلمانی و نوع سبک زندگی او بر پایه اتکا بر ولایت پذیری بود. او بدون سر و صدا و دور از حاشیه و جنجال به سوریه رفت و بیان شیرمردی‌ها و رشادت‌های این شهید از زبان همرزمانش بسیار شنیدنی و جالب است.

این دوست شهید می گوید: علی آقا یک الگو بود، به نظرم باید از امثال تمام زاده‌ها یک الگو در زمینه‌های سیاسی و فرهنگی بسازیم. شهید تمام زاده در روزگاری که بحث فرقه‌ها شدت داشت ایفای نقش کرد و در صف اول مبارزه بود و در جبهه نظامی نیز در برابر فرقه‌های ضاله قرار گرفت و شهادتش توسط آن ها رقم خورد. شهید تمام زاده یک جامعیت در خود ایجاد کرده بود و به نظرم مصداق فرمایش حضرت آقاست که فرمودند: «بسیجی نیروی کارآمد است و در تمام میدان‌ها حضور دارد»

علی تمام زاده یک عمر در کارهای فرهنگی خود را هزینه کرد و به بهای آن خداوند مزد شهادت را برای این مجاهد فرهنگی داد. شهید تمام زاده اگر شهید نمی‌شد باید تعجب می‌کردیم. نوع برخورد صمیمانه او در نصیحت با نوجوانان و برخی از کج رفتاری‌های فرهنگی و اجتماعی همیشه مورد توجه بود او یک فرد برخاسته از قشر مستضعفین و محله فقیر نشین بود و همیشه تلاش کرد به خاطر کسوت طلبگی که داشت مردم با او به راحتی ارتباط برقرار کنند.

 حسین بابازاده معتقد است که ؛ این مجموعه هایی که کار فرهنگی و تبلیغی می کنند بخصوص گروه هایی که روحیه انقلابی دارند و همان روحیه را حفظ کرده اند و  اگر این عقبه نباشد رزمنده ها نمی توانند کارشان را به خوبی انجام دهند و صد در صد می بُرند، اصلا همین جمع ها هستند که شهید سازند، بچه هایی که در ایران کار می کنند چون نیت دارند که بین رزمنده ها باشند و می خواهند کمک بکنند اولا ثواب جهاد برایشان نوشته می شود و ثانیا اصل همین جاست، عقبه اینجاست، مرکز اینجاست؛ اگر در ایران پرچم پایین بیاید در سوریه بچه ها نمی توانند کاری انجام دهند. اگر ایران به هر دلیلی ضعیف شود در کل دنیا اسلام ضعیف خواهد شد پس این جمع ها باید حفظ شود.

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END