دوشنبه, ۰۴ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۱۱
تاريخ نگاري شفاهي جنگ با كدام چالش ها روبه روست، طرحواره اي براي عبور از موانع ثبت خاطرات رزمندگان...


تاريخ نگاري شفاهي، فرآيندي از تاريخ نگاري و تدوين تاريخ است که بر اساس روش مصاحبه حضوري و شفاهي صورت مي گيرد و متن حاصل از آن، خاطرات مکتوب و يافته هاي ذهني صرف گوينده نيست. تاريخ نگاري شفاهي طرحي از مصاحبه است که در آن مصاحبه کننده براساس شناختي اجمالي از موضوع و کليت، به تدقيق جزئيات و کشف روايت ها و زواياي پنهان و گاه ضدروايت ها مي پردازد تا فرضي کلي در باب رويدادي، رد يا ابرام يا تصحيح و جرح و تعديل شود. اين فرايند، مراحلي چون سياست گذاري کلي و تعيين اهداف، تعريف پروژه هاي تحقيق جزئي، مشخص کردن گروه هاي هدف مخاطبان، تعيين مصاحبه گر و روش مصاحبه، روند فراوري محصول نهايي و ويراستاري فني و مقابله اي و شيوه انتشار و شکل حاملان انتشار را دربر مي گيرد. در يک جمع بندي کلي، چالش هاي تاريخ نگاري ايثار و شهادت را مي توان در دو بخش دسته بندي کرد: 1- چالش هاي نظري 2- چالش هاي اجرايي

تاريخ نگاري شفاهي جنگ با كدام چالش ها روبه روست
طرحواره اي براي عبور از موانع ثبت خاطرات رزمندگان

چالش های تاریخ نگاری شفاهی ایثار و شهادت - محبوب شهبازی


تاريخ نگاري شفاهي، فرآيندي از تاريخ نگاري و تدوين تاريخ است که بر اساس روش مصاحبه حضوري و شفاهي صورت مي گيرد و متن حاصل از آن، خاطرات مکتوب و يافته هاي ذهني صرف گوينده نيست. تاريخ نگاري شفاهي طرحي از مصاحبه است که در آن مصاحبه کننده براساس شناختي اجمالي از موضوع و کليت، به تدقيق جزئيات و کشف روايت ها و زواياي پنهان و گاه ضدروايت ها مي پردازد تا فرضي کلي در باب رويدادي، رد يا ابرام يا تصحيح و جرح و تعديل شود. اين فرايند، مراحلي چون سياست گذاري کلي و تعيين اهداف، تعريف پروژه هاي تحقيق جزئي، مشخص کردن گروه هاي هدف مخاطبان، تعيين مصاحبه گر و روش مصاحبه، روند فراوري محصول نهايي و ويراستاري فني و مقابله اي و شيوه انتشار و شکل حاملان انتشار را دربر مي گيرد. در يک جمع بندي کلي، چالش هاي تاريخ نگاري ايثار و شهادت را مي توان در دو بخش دسته بندي کرد:
1- چالش هاي نظري
2- چالش هاي اجرايي

چالش هاي نظري
اگر چه تاريخ شفاهي، داراي تعريف مشخص و چارچوب مدوني است و اساس کار آن بر رواياتي است که از طريق اشخاص حاضر در حادثه نقل مي شود، با اين حال هنوز بين نخبگان اين حوزه مطالعاتي، چالش هاي مفهومي بسياري در جريان است.
وقتي که قيد «ايثار و شهادت» هم به اين عبارت مورد مناقشه اضافه مي شود، با چالش هاي جدي تري هم مواجه مي شود. بدين ترتيب تبيين موضوع و اهداف تاريخ شفاهي ايثار و شهادت اولين چالش جدي پيش رو است.
- موضوع و هدف تاريخ شفاهي ايثار و شهادت چيست؟
بايد مرزهاي ميان روايت خاطرات شخصي که توسط خود عامل بيان مي شود با تاريخ شفاهي که روايت با فاعليت دوگانه مصاحبه گر و مصاحبه شونده بيان مي شود، مشخص شود.
روايت شفاهي فراتر از خاطره و به اطلاعاتي متکي است که با تجربيات زنده و مستقيم خاطره متفاوت است. در بعد نظري، چالش بعدي مربوط به رويکرد مقوله ايثار و شهادت است. آيا دوران ايثار و شهادت به سر آمده است؟ نگاه ما به موضوع ايثار و شهادت چگونه است؟ آيا بنا بر احيا و يادآوري و تجديد خاطرات دوران ايثار است يا بايد به فکر ساخت کلينيک هايي براي دوري و فراموشي آن لحظات باشيم؟
آيا جنگ را يک قطعه زماني مي دانيم که روزي آغاز و روزي پايان يافت يا پديده اي بود فرهنگي- سياسي و پويا؟ آيا فتيله ايثار بعد از جنگ پايين کشيده مي شود تا جنگ ديگر ؟ اساساً بعد از جنگ مي خواهيم با موضوع ايثار و شهادت چه کنيم؟
در جنگ تکليف روشن بود، دفاع همه جانبه تا پاي جان، بعد از جنگ مي خواهيم چه کنيم؟
در انقلاب و دفاع مقدس پديده اي به نام فرهنگ ايثار و شهادت ظهور کرد، اگر امروز با اين فرهنگ مانوس نيستيم يا کمرنگ شده بايد ريشه يابي کرد، همانگونه که بايد دلايل وجود روحيه بسيجي و ايثار در آن دوران را جست و جو و کاوش کرد.
به نظر مي رسد، ايثار مفهومي عام است، نبايد در قيد زمان و مکان حصرش کرد، رويکرد و نگاه ما به جنگ و مساله ايثار، پويا و فرآيندي است.
جنگ يک پديده اجتماعي است که قبلاً جريان داشته، در يک برهه اتفاق افتاده و بعد از جنگ هم جريان دارد. نبايد رويکرد منجمد و صامت به مساله داشت. تمام جنگ ها با تحولات اجتماعي آميخته است. نقش موسيقي در جنگ، نقش هنر در جنگ، مکاتب فکري و تمام عرصه ها تاثيرگذارند.
چالش سوم در بعد نظري به رويکرد احساسي يا علمي به موضوع ايثار و شهادت مربوط است.
آيا رويکردي شخصي، احساسي و عاطفي به مساله داريم يا بناي پرداخت علمي و موشکافانه؟
روشن است به قول علما « اثبات شيء نفي ما عدا» نمي کند. در اين که در صحنه جنگ عواطف بلند انساني ظهور و بروز داشته شکي نيست اما در پرداخت تاريخي به موضوع بايد مراقب بود تا احساسات مانع بيان واقعيات تاريخي نشود. حب و بغض هاي احساسي در پاره اي موارد، سبب تحريف در واقعيت مي شوند. براي مثال در روايت هايي که در مورد دفاع مقدس بيان مي شود، گاه مشاهده مي شود که راوي با موضوعات مربوط به جنگ، برخوردهاي احساسي دارد و به جاي بيان واقعيت ها، به بزرگ نمايي يک پيروزي مي پردازد يا در مورد يک عمليات شکست خورده، سکوت پيشه مي کند. بعضي از راويان تمايل دارند در مورد توانايي هاي يک شهيد، اغراق کنند و در واقع در مورد وي، به اسطوره سازي روي مي آورند.
در حوزه تاريخ شفاهي دفاع مقدس، ما نياز به تاريخي واقع گرايانه و نه تاريخ داستان گونه و احساسي داريم. نبايد اجازه دهيم مصلحت بخشي از حقيقت را مکتوم و بخشي را برجسته تر از واقعيت جلوه دهد.
تعصب ها، حجاب واقعيت هاي تاريخي اند. ورود مطالب اين چنيني، باعث آسيب ديدن گنجينه هاي اصيل تاريخ شفاهي شده و سبب مي شود تاريخ، دستخوش يکسونگري و يک جانبه گري شود.

چالش هاي اجرايي
چالش هاي اجرايي را مي توان در سه گروه تقسيم بندي کرد. چالش هاي مربوط به سياست گذاري، چالش ها در حوزه کاربرد و چالش هاي مرتبط با اجراي پروژه هاي تاريخ شفاهي ايثار و شهادت.

الف - چالش هاي مربوط به برنامه ريزي و سياست گذاري
در بعد سياست گذاري، دولتي کردن پروژه هاي تاريخ شفاهي که ذاتشان مردمي است، جدي ترين چالش پيش رواست.
تاريخ دفاع مقدس بشدت دولتزده است، دولتي کردن يک پديده و جريان مردمي روند تاريخ نگاري را سياست زده مي کند و به دنبال سياست مي کشاند.
اين در حالي است که جنگ را در طول هشت سال مردم با رهبري بي بديل امام(ره) که هميشه تاکيد موکد روي مردمي بودن و مردمي شدن دفاع مقدس داشتند، اداره کردند.
سرنوشت انقلاب و جنگ را مردم رقم زدند، بايد اجازه داد تاريخ انقلاب و جنگشان را هم خودشان بنويسند.
موازي و دوباره کاري نهادها و مراکز و نداشتن انسجام و همپوشاني طرح هاي تاريخ شفاهي ايثار و شهادت از ديگر چالش هاي مطرح در اين حوزه است.
با وجود رونق خاصي که در سال هاي اخير، در عرصه تاريخ شفاهي به وجود آمده و در اين مسير، تجربه هاي ارزشمند و مفيدي کسب شده، اما سازوکاري پيش بيني نشده که صاحبنظران و مراکز متولي، تجربه هايشان را با هم در ميان بگذارند و براي حفظ آن تجربه ها، برنامه ريزي کنند.
در حدود 25 سازمان فعال در حوزه دفاع مقدس، به علت فقدان سياست هاي جامع و مدون، در حال انجام پروژه هاي موازي با هم يا دوباره کاري پروژه هاي قبلاً انجام گرفته توسط ديگران هستند.
اين رويه علاوه بر اين که دستاورد جديدي در حوزه دفاع مقدس در بر ندارد، سبب اتلاف منابع مادي و معنوي نيز مي شود.
چالش ديگر قابل طرح در حوزه سياست گذاري مربوط به نبود ديدگاه چالشي، تطبيقي و انتقادي در تاريخ نگاري شفاهي ايثار و شهادت است. در مباحث نظري اشاره شد که ايثار مفهومي عام و جهانشمول است و در ظرف مکان و زمان خاص نمي گنجد. حال به نظر مي رسد، روايت ملي از پديده اي فرا ملي و چند وجهي، هر چند در ساخت هويت ملي و مشروعيت سياسي کارآمد است اما تصوير ناکارآمدي از پديده اي مانند ايثار، دفاع مقدس و انقلاب اسلامي به دست مي دهد. تلاش براي دستيابي به روايت هاي متقابل يا به تعبير مصطلح ضد روايت ها از پديده اي واحد مي تواند به تکميل پروژه تاريخ شفاهي کمک کند.
در برابر ايثارگران و شهيدان بايد وجود طبقات و اصنافي از سودجويان زمان دفاع مقدس و فراريان از جنگ را در همان دوره بررسي کرد يا در مقابل روايت انقلاب به ضد روايت انقلاب و روايت ضد انقلاب براي فهم بهتر پديده ها بها داد. بدون اين بررسي نيمي از تصوير اجتماعي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي ناقص است. مساله حائز اهميت ديگر در حوزه سياست گذاري اين است که مراکز داخلي تاريخ شفاهي، با مراکز خارج از کشور ارتباط مفيد و مستمري ندارند و اين ضعف، مانع از بهره برداري از تجربيات سازنده و جديدي است که در مراکز برون مرزي شکل گرفته است.
در مورد تاريخ شفاهي جنگ، در مراکز تاريخ شفاهي در غرب، واکاوي هاي قدرتمندي صورت گرفته و تاريخ شفاهي هايي گردآوري شده که از خاطرات سربازان و خانواده هايشان تا يونيفرم نظامي نيروهاي درگير در جنگ را با دقت و جامعيت تمام پوشش مي دهد.
تمام اين ها، مي تواند براي متوليان اين کار، در داخل کشور، به صورت الگويي کاربردي مورد استفاده قرار گيرد، البته به معناي غفلت از ظرفيت هاي ملي و بومي نيست.

ب- چالش هاي مطرح در حوزه کاربرد
چالش بعدي در حوزه اجرايي يک آسيب کاربردي است. شايد بتوان گفت از مهم ترين آسيب هاي کاربردي تاريخ شفاهي، نبود بانک اسناد و مخزن جامع تاريخ شفاهي ايثار و شهادت است، حداقل فهرست جامعي از پروژه ها و مصاحبه هاي موجود در مراکز گوناگون و مرحله پيشرفت پروژه ها هم در دسترس نيست.
نبود مرکز يا آرشيوي تخصصي در اين زمينه، سبب شده مراکز متعدد تاريخ پژوهي چه خصوصي و چه دولتي، هر کدام بنا به سليقه خود به سراغ آن بروند و کاربرد و سرنوشت مصاحبه ها مشخص نباشد.
به نظر مي رسد مراکز آرشيوي به موازات ثبت و ضبط و تدوين، بايد بانک اطلاعات جامع و يکپارچه اي از مصاحبه هاي انجام شده تدارک ببينند که با استفاده از فناوري روز به صورت آنلاين قابليت ارائه به اشکال مختلف داشته باشند و همچنين در زمان تهيه آرشيو بايد به مسائل مربوط به جمع آوري و طبقه بندي مجموعه مصاحبه ها توجه شود.
نوارهاي صوتي و ويديويي و مکتوبات، داراي آدرس ها و اطلاعات کافي و هر مصاحبه داراي بيوگرافي مصاحبه شونده و ارتباط وي با موضوع و اطلاعاتي در مورد زمان و مکان مصاحبه باشد. نبود ديدگاه سندمحور و ضعف مستندسازي در آرشيو منابع گردآوري شده ممکن است نسل هاي بعدي را با بحران باورپذيري اسناد صوتي و شفاهي مواجه کند، بايد ارتباط معنادار و فرايند محوري بين مستند سازي شواهد شفاهي با آرشيو منابع شفاهي ايجاد کرد تا چرخه توليد منابع شفاهي به چرخه مصرف متصل شود. لازم است به چالش هاي مربوط به اشاعه هم در جاي خود پرداخته شود.

ج- چالش هاي اجرايي صرف
اجمالاً بايد گفت، عينيت، دقت، جامعيت، نظارت و واقعي بودن از معيارهاي برجسته ارزشمند بودن يک مصاحبه تاريخ شفاهي است که در غالب موارد توسط عواملي چون کتمان، فراموشي، تحريف و ناقص گويي، بي حوصلگي و کهنسالي و احساس نبود اعتماد و امنيت کافي براي مصاحبه شونده، تهديد مي شود.
تدوين تاريخ شفاهي بويژه در حوزه ايثار و شهادت، کاري تخصصي است که نياز به تربيت متخصصان تاريخ شفاهي از ميان دانشجويان رشته هاي مختلف تاريخ معاصر، علوم سياسي،علوم اجتماعي و ارتباطات دارد. مصاحبه روش کيفي است که به روش شناسي پيچيده و احاطه به وجوه مختلف طراحي، اجرا و پياده کردن مصاحبه و مستند کردن و تدوين آن دارد. کمبود نيروي انساني حرفه اي و شفاهي کاران متخصص در حوزه ايثار و شهادت چالش جدي است.
تحريفات آشکار و پنهان در کمين تاريخ شفاهي ايثار و شهادت است، شنيده شده شخصي سه روز براي بازديد به جبهه ها اعزام شده بود، جلد سوم خاطراتش زير چاپ است، ناقص گويي و بيان بخشي از يک حادثه که تصويري غير واقعي ارائه مي کند، گريبانگير اين حوزه نيز شده است.
بايد يک فکر جدي براي تحريف زدايي از تاريخ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس کرد. کتمان برخي از رويدادهاي دفاع مقدس بنا به مصالح امنيتي، ارزشي و گاه تعمدي نيز از جمله چالش هاي اجرايي است.
در مقابل قشر اولي که گذرش به صورت اتفاقي به جبهه افتاده و هنوز قلم فرسايي او ادامه دارد، برخي از شهدا و رزمندگان حاضر در ميدان هاي نبرد به دلايل ارزشي از ذکر برخي موارد اجتناب مي کردند و مي کنند. شنيده شده شهيد عاصمي پور هيچ وقت اجازه نداد عکسي از وي در ميدان هاي نبرد منتشر شود. کهنسالي و کمرنگ شدن حافظه در مورد وقايع انقلاب اسلامي و دفاع مقدس نزد شاهدان، در کنار فقر ديدگاه تطبيقي و انتقادي و احاطه نداشتن مصاحبه کننده به جزئيات آن رويداد براي کمک به تدقيق جوانب حادثه، محصول نهايي را گاهي با تناقضاتي روبه رو مي کند و اين مهم در نبود نظام نظارت متقابل بر پروژه ها و مصاحبه ها برجسته تر مي شود.
اعتماد سازي با مصاحبه شونده در نبود تضمين هاي حقوقي و امنيتي مساله ديگري است که تحت شمول چالش هاي اجرايي قابل بحث است.
در انجام يک مصاحبه تاريخ شفاهي، پس از انتخاب مصاحبه شونده، بايد نسبت به جلب همکاري و اعتماد وي جهت مصاحبه، اقداماتي به عمل آيد، با توجه به اينکه مصاحبه تاريخ شفاهي، مصاحبه هايي عميق بوده و به زندگي خصوصي افراد مربوط است و ملاحظات اخلاقي فراواني در مقابل محقق يا محققان قرار مي گيرد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده