خاطره اي از شهيد «صياد شيرازي» به روايت دخترش
دوشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۰:۰۰
نويد شاهد: مريم صياد شيرازي روايت مي كند: وقتي روز عيد غدير مقام معظم رهبري درجه سرلشكري را به پدرم اعطا كردند، به پدر گفتيم «راستش را بگوييد خيلي خوشحاليد درجه سرلشكري گرفتيد؟» اما جوابي نداد، طفره مي رفت و شوخي مي كرد. خيلي كه اصرار كرديم گفت «بله، خيلي خوشحالم ولي خدا شاهد است، خوشحالي من به خاطر اين درجه نيست... .

به گزارش نويد شاهد، 14 سال از عبور علي صيادشيرازي از دروازه آسمان مي گذرد؛ اويي كه جا نمانده بود از شهدا، با آنها زندگي مي كرد و كمي بيشتر در ميان ما مانده بود تا خوب زندگي كردن را به ما بياموزد. منافقي در لباس خدمتگزار در حوالي خانه اش در كمين نشسته بود تا اين پرستو را شكار كند؛ اما او هم نتوانست صياد را صيد كند و فقط با چند گلوله او را به آرزويش رساند. در يادكردي از صياد دلها، خاطره اي از مريم صياد شيرازي فرزند شهيد را كه در گفت و گوي فارس با امير سرتيپ دوم خلبان غلامحسين دربندي عنوان شده است،مرور مي كنيم تا روزنه درخشنده اي باشد براي تاريكي هايمان.

*چرا بابا از درجه سرلشكري خوشحال بود

مريم، فرزند شهيد صياد شيرازي روايت مي كند: «روز عيد غدير پدرم درجه سرلشكري اش را از دستان حضرت آقا گرفتند. وقتي به منزل رسيدند، دورش را گرفتيم و گفتيم «بابا بايد سور بدي». گفت «يك چلوكباب مهمان من تا شما برنج رو درست كنيد، من هم الان مي آيم». وقتي رفت و برگشت ديدم در يك دستش چلوكباب و در دست ديگرش يك گلدان بزرگ است.

تعجب كرديم و گفتيم بابا «اين چيه؟!» گفت «اين درجه اي كه مقام معظم رهبري به من دادند در حقيقت نتيجه زحمات مادر شماست. اين گلدان را گرفتم تا اين جوري از مادر شما تجليل كنم» به پدر گفتيم «راستش را بگوييد خيلي خوشحاليد درجه سرلشكري گرفتيد؟» جوابي نمي داد، طفره مي رفت و شوخي مي كرد.

خيلي كه اصرار كرديم گفت «آره، خيلي خوشحالم ولي خدا شاهد است، خوشحالي من به خاطر اين درجه نيست، براي من درجه سرهنگي، سرتيپي و سرلشكري و سپهبدي هيچ تفاوتي ندارد، خوشحالي من به اين خاطر است كه مقام معظم رهبري به نيابت از امام عصر(عج) از عملكرد من راضي هستند و اين درجه را به من دادند. خوشحالي من به خاطر رضايت ايشان است و نه چيز ديگري است».

انتهاي پيام/
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده