کد خبر: ۱۹۸۴۹۱
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۳
بانک سوژه ایثار وشهادت (81)
داشتن فامیلی «عراقی» برای سردار عبدالله عراقی فرمانده لشگر 17 علی ابن ابیطالب (ع) قم یک اتفاق سخت را برایش به صورت یک ماجرای طنز آمیز در می آورد:
داشتن فامیلی «عراقی» برای سردار عبدالله عراقی فرمانده لشگر 17 علی ابن ابیطالب (ع) قم  یک اتفاق سخت را برایش به صورت یک ماجرای طنز آمیز در می آورد:
او بعد از یک نبرد سنگین درحالی که که به شدت زخمی شده، مجبور می شود میان دو شهیدی که در قایق به شهادت رسیده اند، بخوابد. دشمن قایق را پیدا می کند و در لحظاتی بسیار سخت، متوجه زنده بودن او می شود. او را با خود می برند و بعد از حوادث بسیار عجیب، در حالی که به شدت زخمی بوده، او را به شدت شکنجه و اذیت می کنند، اما در فرصتی، سردار از دست آنها می گریزد و بعد از تحمل سختی های فراوان به سمت نیروهای خودی می رود. آنها او را به بیمارستانی می برند. آن چند عراقی هم در این فاصله توسط رزمندگان اسلام دستگیر می شوند و وقتی با سردار رو به رو می شوند به او التماس می کنند که نجاتشان بدهد و ...
او در بیمارستان به هوش می آید در حال یکه کاغذی را روی تختش نوشته و چسبانده اند که روی آن نوشته شده «عراقی!» در واقع فامیل او را نوشته اند.
خانم پرستاز وارد اتاق می شود و با نزدیک شدن به تخت او، به به محض این که کلمۀ عراقی را می بیند، یک سیلی محکم به اومی زند و فریاد می زند که ای عراقی قاتل... ای .....
سردار با بی رمقی با زحمت می گوید که او عراقی نیست، بلکه فامیلش عراقی است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربحث ترین عناوین