کد خبر: ۱۹۴۸۴۹
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۰
زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب

مقابل كاخ سعدآباد اسلحه بدوش مشغول نگهباني بود. معاون گاردجاويدان با ماشين اوپلش وارد كاخ مي شود، و مقابل دژباني در سرازيري به سمت تجريش پارك مي كند، همه ي سربازان احترام نظامي بجا مي آوردند. سرباز مي بيند ماشين خالي معاون گارد، به راه افتاده، در يك چشم به هم زدن خود را به ماشين مي رساند، و با يك ترمز مانع ادامه ي حركت آن مي شود. سرباز چهارمحالي مورد تشويق معاون گارد قرار مي گيرد و مشخصاتش را مي خواهد. ـ قدرت الله پور ساماني بچه سامان، از توابع شهركرد، پدرم هم در ژاندارمري مشغول به كار است، مادرم خانه دار، 7 برادر و 2 خواهريم. تا دوم راهنمايي بيشتر نتوانستم درس بخوانم، تا قبل از سربازي شاگرد كفاش بودم و مدتي هم در بقالي يكي از بستگان شاگردي مي كردم. فرزند اول خانواده ام و خانواده به شدت محتاج درآمدِ من. - قد و هيكلت هم كه مناسبه،شجاعت و جسارتت هم قابل تحسين، من تو را براي استخدام در گارد جاويدان معرفي مي كنم. فكر مي كرد آن چه را كه ديده، رؤياست؛ ولي تا چند روز پادگان روز صحبت از او بود. ـ يك سال و نيم سربازي ام را گذرانده بودم، كه سال 40 استخدام گارد شدم. پس از گذراندن آموزش، در باغ شاه مشغول شديم. آخرهاي 1343 عقد كردم و مقدمات عروسي را مي چيدم كه در تاريخ 21 فروردين 1344 همه ي رشته هاي زندگي ام پنبه شد! ساعت 5/9 صبح روز 21 فروردين 1344 محمدرضا شاه پهلوي وارد دفتر كارش در كاخ مرمر شد، كه به ناگاه صداي تيراندازي شنيده شد كه تبليغات گسترده رسانه هاي وابسته مانع اعلان حقيقت واقعه شدند. ـ پس از تيراندازي شمس آبادي ـ سربازِ كاشاني، با اسلحه M3 ـ به سمت شاه يكي از اعضاي گارد به نام بابايي به سمت شمس آبادي تيراندازي كرد كه در اين لحظه من و گروهبان رضايي و منوچهر طالب لو رسيديم... گروهبان رضايي بعنوان متهم رديف اول، من و منوچهر طالب لو را به عنوان متهمين رديف دوم به را اتهام همكاري با شمس آبادي به پشت باغ شاه بردند و به فلك بستند و حسابي زدند! چهار ماه را در سلول انفرادي گذراندم و دوباره دادگاهي شدم و در نهايت به 15 سال زندان محكوم شدم. سال 1353 به مناسبت روز حقوق بشر، قدرت الله مورد عفو همايوني! قرار مي گيرد.او كه از ارتش اخراج شده، متوجه مي شود همسرش پس از 8 سال انتظار؛ طلاق غيابي گرفته و به اصفهان مهاجرت كرده است. ـ تا پيروزي انقلاب اسلامي كه اعاده به خدمت شدم، در اصفهان كفاشي مي كردم. پس از اصرار ستاد ارتش، به گارد منحله رفتم و براي ادامه خدمت به لشكر 16 زرهي قزوين معرفي شدم. در ايام دفاع مقدس بيش از دو سال سابقه ي حضور در توپخانه لشگر 16 زرهي قزوين دارم تا سال 1370 كه بازنشسته شدم؛ در دانشگاه پدافند اصفهان هم مدتي كمك استاد شناسايي هواپيما بودم. ستون قدرت الله احمد پور ساماني افتخار 50 درصد جانبازي را هم داراست.
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
Histats.com START (aync) Histats.com END