شهادتنامه
شرح حال و اهل و عیال
پدر گرامی! شما برای من خیلی زحمت کشیده اید تا به این سن رسده ام. مخارج زیادی برای لباس و کتاب و غیره داده اید. از شما خیلی ممنون هستم و دوست دارم مادر مرا اذیت نکنید و به او دلداری دهید. او پیر شده است و طاقت حرص خوردن ندارد. خواهش می کنم ما بین مامان و عزیز فرق نگذاری./ مجید رضایی
**************
مادر! انشاءالله مرا می بخشید که در دوران کودکی و جوانی به شما بی احترامی کردم و بعضی وقت ها از روی نفس با شما صحبت کردم و باعث ناراحتی شما شدم. این قدر به شما علاقه دارم که خدا شاهد است زیر پایت می افتم و کفش پایت می شوم. برادر داوود! خیلی از تو راضی هستم چون پدری کردی و به خاطر آن شب ها که کار می کردی و دست هایت تاول میزد و از زور درد نمی خوابیدی. تشکر می کنم که مرا با رنج دادن خودت بزرگ کردی و انشاءالله که تو هم مرا می بخشی. از تو برادر کوچکتر از داوود، محمد! که همیشه به تو مملی می گفتم و این هم گناه بود چون که اسم پیغمبر روی تو بود و من بی احترامی می کردم، تو زحمت های بسیاری کشیدی اما مواظب باش راهی را که می خواهی دنبال کنی راهی باشد که به یاد خدا شروع شود نه یاد هیچ کس دیگر./ جعفر طواف
**************
پدر عزیز! در طول عمرم فرزند خوبی برای شما نبودم. در بعضی از مسائل که شما تجربۀ کافی داشتید با شما مخالفت می کردم ولی با این حال شما توانستید با کارهایتان مرا برای شهادت آماده سازید. اکنون یکی، دو نصیحت دارم؛ اول اینکه مادیات را فراموش کنید خدا و آخرت را در همۀ مسائل در نظر بگیرد و افراد را با مالشان نسنجید بلکه به تقوای آن ها توجه کنید. دوم این که برای سلامتی خودتان هر صبح یک ساعت زودتر سرکار بروید و برای خود برنامۀ دو و ورزش صبحگاهی در نظر بگیرد تا سالم باشید و بتوانید بالای سر فرزندانتان بمانید و نقش سازندگی را برای آن ها ایفا کنید./ جواد محبتی
**************
مادر گرامی! بدی های زیادی نسبت به شما روا داشتم ولی مرا بخشیدید. امیدوارم بخشش هایتان از ته قلب باشد. نصیحتی که برای شما دارم این است که سعی کنید اسلام را بهتر بشناسید، قرآن را یاد بگیرید و هر روز بخوانید و معنی آن را هم از دیگران بپرسید یا خودتان توانایی پیدا کنید و بخوانید. چون شما از نظر عاطفی نزدیک ترین کس به مریم هستید، از قول من از ایشان خداحافظی کنید و وقتی بزرگ شد پیش او از من کمتر یاد کنید./ جواد محبتی
**************
مرتضی، برادرم! از این که کمک های شایانی از نظر مادی و معنوی و اخلاقی به من کردی خیلی متشکرم و امیدوارم که خدا عوضش را به شما بدهد. خواهش می کنم در هر کاری که انجام می دهی حق را از یاد نبری و برای حق صحبت کنی و پای حرف حق بایستی و اگر لازم شد در راه آن جهاد کنی و بکوشید که حرف های امام را تبلیغ و به آن عمل کنی./ جواد محبتی
**************
مادر عزیزم! تقاضا دارم پس از شهادت من بی قراری را پیشۀ خود قرار ندهی و گریۀ و زاری نکنی. تو باید خوشحال باشی که فرزندت را در راه خدا داده ای پس بدان خداوند پاداشی بزرگ برای تو در نظر دارد. تو پس از شهادت من باید خدا را بی نهایت شکر کنی که مرا به راه مستقیم هدایت کرده است، از شهید دادنت بی نهایت خوشحال باش.
ای مادر! تو خودت خوب می دانی که جای شهیدان در آن دنیا نزد خدا چقدر خوب است. ای مادر! دستانت را می بوسم و از تو می خواهم که شیری را که به من داده ای حلال کنی و از من راضی باشی و هر لحظه برای شهیدان دعا کنی. ای مادر! به محض این که نزد خدا رفتم سلام تو را به فاطمۀ زهرا(س)، محمد مصطفی(ص) و کلاً به چهارده معصوم(ع) می رسانم. ای مادر! انشاءالله در بهشت منتظر تو هستم و از تو می خواهم که تا آن جا که می توانی به یاد خدا باشی./ فتح الله خاکپاش
**************
سلام بر مادر گرامی و عزیزم. سلام بر مادری که برای من زحمت های بسیاری کشیده است. از خدای بزرگ بهشت را برای او آرزو دارم. ای خدا! من به واسطۀ خوشنودی تو از مادرم تشکر می کنم و تو نیز پاداش عظیم، که همانا خوشنودی تو و بهشت است، به او عطا فرما. دوست دار تو ای مادر عزیز، فرزند شهیدت./ فتح الله خاکپاش
**************
پدر و مادرم! خدا به شما صبر بدهد و امیدوارم که شهادت من عامل حرکت بیشتر شما به سوی خدا باشد. امام صادق می فرماید بزرگترین مصیبت که به یک انسان می رسد آن است که فرزندی داشته باشد و سپس آن فرزند رشد کند و بزرگ شود و در جوانی از دنیا برود. تحمل این مسئله برای پدر و مادر خیلی مشکل است به هر حال بدانید که دنیا محل گذر است و بدبخت آن کس که فریب این دنیا را بخورد و دل به این دنیا ببندد. این دنیا محل آزمایش است و این آزمایش برای آن ها که دل به این دنیا بسته اند بسیار مشکل است./ ناصر اربابیان
**************
نمی گویم در مرگم گریه نکنید زیرا این کار هم ممکن نیست و هم این که کار اشتباهی است. لیکن مادر قسمت می دهم جلوی افرادی که با انقلاب و امام مخالفند مثل کوه باشد و بخند، هر چند که میدانم این کار برایت مشکل است از تو خواهش می کنم همانند دیگر مادران شهدا درد و غمت را فقط برای خدا بگو که خدا رحمان و رحیم و بهترین شنونده است. جلوی افرادی که میخواهند بگویند به چه راهی رفت و چرا رفت و چرا زندگی راحت را رها کرد و از این خزعبلات بایست و بخند و بدان که راهی را که من رفتم بهترین راه رسیدن به خداست./ ناصر اربابیان
**************
مادر! زمانی که می خواستم به جبهه بیایم خواستم با شما صحبت بکنم، می دانستم شما قلباً با آمدنم موافقی ولی وقتی حرف رفتن را می زدم چشمان شما پر از اشک می شد و این کار قدرت حرف زدن را از من می گرفت. قسمتان می دهم حلالم کنید. التماس دعا./ ناصر اربابیان
**************
همسرم، مهناز عزیزم! می دانم برای تو در هر حال تحمل خیلی مشکل است ولی بدان که توکل به خدا و صبر و استقامت در برابر مصائل روزگار حدی دارد و سرانجام به خواست خدا با اعتقاد و ایمانی که در تو سراغ دارم مطمئنم به نحو عالی و با روحیه ای خوب در تربیت سارای کوچولو کوشا خواهی بود. مهنازم! انشاءالله خدا خیرت دهد که با من برای رسیدن به هدف و سیر در این راه یاری و هم فکری کردی. بدان که رنج ها و دردها، تحمل مصایب و سختی ها خاتمه می یابد ولی من در روز جزا اگر کارم و عملم مورد قبول خداوند بزرگ قرار بگیرد به او می گویم که تو نیز مانند من و حتماً بیشتر از من در راه رسیدن به هدف و یاری اسلام مؤثر بودی. خداوند خودش قول داده است که من صابران را و آن هایی را که برای اسلام عزیز صبر و مشقات تحمل می کنند نیز در بهشت جاودان جای دهد. پس وعدۀ دیدار ما در قیامت که انشاءالله یا تو از من شفاعت کنی یا من از تو / رضا هوشمندی
**************
مادر عزیزم! تو نیز بدان که حداکثر عمر ما در این جهان سراسر غم و اندوه چقدر است. مگر ما از حسین ها و ائمه اطهار و بهشتی ها و ... خونمان رنگین تر است؟ اگر قسمت این باشد که در میدان جنگ شربت شهادت بنوشم یا این که در بستر گرم و نرم بمیرم. هر دو دست خداست ولی من می گویم خدایا، پروردگارا! آنچه که خیر و صلاح ما در آن است آن را نصیب ما بگردان که خط سرخ شهادت، خط تشیع علی(ع) و آل اوست./ رضا هوشمندی
**************
همسرم! برای تربیت سارا سعی کن از ترحم های سایرین یا بعضی ملاحضات خودداری کنی و آنچه شرعاً باید بکنی انجام دهی. یادت باشد که شهید زنده است و در برزخ روحش بیدار است و همه چیز را درک می کند./ رضا هوشمندی
**************
برادران بسیار عزیزم که علاقۀ فوق العاده ای به یک یک شما دارم و هر یک از شما استادی با تجربه برایم بودید. امیدوارم با شهادت من کوچک ترین سستی و ضعفی نشان ندهید و به قول برادرم* [1] محمدرضا به هدف بنگرید که چقدر والاست و جان من و ما در مقابل آن خیلی کم ارزش است. برادران! وصیت محمدرضا را تکرار می کنم که قرآن و نهج البلاغه را زیاد بخوانید و روحتان را با قرآن بسازید. مغز برادرزاده ها را قبل از رفتن به مدرسه از فرامین اسلام و قرآن پر کنید مبادا که خدای ناکرده فکرشان به دست کج فکران و کج اندیشان خراب شود. من همیشه دعایم این است که خدایا هرگاه مصلحت تو در این بود که با خون من یک نفر را هدایت کنی همان لحظه مرا شهیدم کن. پروردگارا! تا از من راضی نشدی مرا از این دنیا مبر. پروردگارا! مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده./ علی رضا(روزبه) علیخانی
**************
پدر گرامی ام! خیلی دوستت دارم ولی چکار کنم که به دوستی اسلام نمی رسد تا در کنار تو باشم و در جبهه ها حاضر نشوم. امیدوارم که همچون پدر دیگر شهیدان صبر کنی که اجر زیادی دارد/ علی رضا (روزبه) علیخانی
**************
پدرم که سال ها برای رفاه ما زحمت کشیدی! امیدوارم آزارهای مرا که از روی نادانی بود ببخشید اگر در این حملۀ سخت که پیش رو داریم کشته شدم بدانید با خیالی آسوده از این دنیا رفته ام. پدر مهربانم! م به قدری به شما ظلم کرده ام که این زبان قاصر از گفتن و خواستن بخشش از شماست. همان گونه که در بچگی دست نوازش بر سر من کشیدی، اگر کشته شدم باز هم دست نوازش بر سر من بکشید تا روحم در درگاه خداوند شاد شود و باعث بخشایش گناهانم گردد، انشاءالله./ عباس باقری مهرآبادی
**************
پدر و مادر! گوش به فرمان امام باشید و از دعا کردن ایشان کوتاهی نکنید، چون دعا اسلحۀ مؤمن است و این دعاهاست که ما را به پیرزوی های پی در پی می رساند./ منوچهر برزگر
**************
مادر، برادران و خواهران عزیز! شما آموزگار و مشوق من بودید. مادر عزیز! حسینیان همه رفتند تا با یزیدیان زمان کارزار کنند، شما هم باید رسالت آن ها را به مثابه زینب کبری(س) برادر عزیزش و هفتاد و دو نفر را در حالی از دست داد که شاهد و ناظر صحنۀ کربلا بود و دید که سر برادرش تشنه از بدن جدا شد؛ خدایا چه صبری به او عنایت فرمودی! ما که از حسین(ع) بالاتر نیستیم. چرا برای ما گریه کنی؟ برای حسین(ع) و زینب(س) و شهدای دیگری چون بهشتی، رجایی و باهنر و دستغیب گریه کن./ صمد دستمرد
[1] علامت (*) کنار اسامی نشانۀ شهید یا مفقودالاثر بودن شخص است.
منبع: فرهنگنامه جبهه/ شهادتنامه/ سید مهدی فهیمی
صفحات ->
1
-
2
-
3
-
4
-
5
-
6
-
7
-
8
-
9
-
10
-
11
-
12
-
13
-
14
-
15
-
16
-
17
-
18
-
19
-
20
-
21
-
22
-
23
-
24
-
25
-
26
-
27
-
28
-
29
-
30
-
31
-
32
-
33
-
34
-
35
-
36
-
37
-
38
-
39
-
40
-
41
-
42
-
43
-
44
-
45
-
46
-
47
-
48
-
49
-
50
-
51
-
52
-
53
-
54
-
55
-
56
-
57
-
58
-
59
-
60
-
61
-
62
-
63
-
64
-
65
-
66
-
67
-
68
-
69
-
70
-
71
-
72
-
73
-
74
-
75
-
76
-
77
-
78
-
79
-
80
-
81
-
82
-
83
-
84
-
85
-
86
-
87
-
88
-
89
-
90
-
91
-
92
-
93
-
94
-
95
-
96
-
97
-
98
-
99
-
100
-
101
-
102
-
103
-
104
-
105
-
106
-
107
-
108
-
109
-
110
-
111
-
112
-
113
-
114
-
115
-
116
-
117
-
118
-
119
-
120
-
121
-
122
-
123
|