صفحه اول جمعه  / 10 مرداد 1393  / 01 جولاي 2014  العربیه - اردو - English    
 درباره ما   
 پرسش و پاسخ   
 تماس با ما   
 جستجوي پيشرفته   
عنوان : تأثير آموزش مهارت هاي شناختي، ارتباطي، رفتاري و حل تعارض بر صميميت زوجين شاهد و ايثارگر شهر اصفهان
كلمات كليدي : مهارت هاي شناختي- رفتاري، صميميت زناشويي، مهارت هاي ارتباطي، تعارض
نويسنده :  عذرا اعتمادي , بتول امين جعفري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
 
    چکیده
     هدف اين پژوهش بررسي تأثير آموزش مهارت شناختي، ارتباطي، رفتاري و حل تعارض بر صميميت زوجين شاهد و ايثارگر است. روش تحقيق نيمه تجربي بوده، از طرح پيش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعة آماري شامل زوجين شاهد و ايثارگر شهر اصفهان بود. از ميان داوطلبان شرکت در جلسه هاي آموزشي، 30 زوج انتخاب و به طور تصادفي در دو گروه آموزش و كنترل جايگزين شدند.ابزار اندازه گيري مقياس صميميت زناشويي اوليا(1386) بود. گروه آزمايش در هشت جلسه آموزشي شرکت کردند. يافته هاي تحقيق با نرم افزار SPSS و روش تحليل کوواريانس تجزيه و تحليل شد. تجزيه و تحليل نتايج تحقيق نشان داد که آموزش مهارت هاي شناختي- رفتاري ميزان صميميت زوجين را افزايش داده است (49/6=F و 05/0P<). ميزان تفاوت؛ يعني مجذور اتا برابر 18/0 است و نشان مي دهد که 18% تفاوت هاي فردي در ميزان صميميت زناشويي مربوط به تفاوت هاي فردي در نوع آموزش ها بوده است. توان آماري مساوي 89/0 بود. همچنين بين ميزان اثر بخشي آموزش مهارت برحسب جنسيت تفاوت معناداري وجود داشت (50/21=F و 01/0=P). تأثير متغيرهاي مداخله گر سن و نوع انتخاب همسر نيز بيانگر تأثير معنادار اين متغيرها بود. اما براي متغير مدت ازدواج، سطح تحصيلات، نوع ايثارگري و نسبت خويشاوندي تأثيري معنادار نداشت.
مقدمه
ازدواج رابطه اي انساني، پيچيده، ظريف و پوياست و از ويژگي هاي خاصي برخوردار است. در جوامع امروز زندگي انسان ها در تمامي ابعاد دستخوش تغييرات سريع و شگرفي شده است. ازدواج و زندگي زناشويي نيز از اين قاعده مستثني نيست. هرچند ازدواج به عنوان نهادي جهاني باقي مانده است، ولي اهداف و انتظارات  و نحوه شکل گيري آن بر اثر تغييرات مختلف اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در طول زمان تغيير کرده است.
در گذشته، همسران به وسيله والدين انتخاب مي شدند و ازدواج قرارداد بين خانواده ها بود. همچنين ازدواج وسيله تنظيم رفتار جنسي، توليد نسل، حفظ وضعيت اقتصادي  و اجتماعي خانواده و نياز جامعه براي تثبيت خانواده بود. با تغيير و تحولات اجتماعي و اقتصادي، اساس ازدواج از قرارداد بين والدين به انتخاب همسر و آزادي انتخاب تغيير کرد و علاوه بر مسائل اجتماعي و اقتصادي، جاذبه رومانتيک و نيازهاي شخصي اساس انتخاب همسر شد.
هدف ازدواج نيز از ارتباط اجتماعي و خانوادگي، به ارضاي نيازهاي عاطفي - رواني شخصي تغيير پيدا کرد. در جوامع امروز دلايل اساسي ازدواج عمدتاً عشق و محبت، داشتن شريک و همراه در زندگي، ارضاي انتظارات عاطفي – رواني و افزايش شادي و خشنودي است ( برنشتاين،[1]1380 ؛ براون[2]، 1990؛ نوابي نژاد، 1380).
 تغيير اساس و اهداف ازدواج مستلزم تغيير انتظارات، وظايف و نقش ها و افزايش مهارت همسران براي تحقق اين اهداف و نيازهاست. افزايش طلاق و نارضايتي زناشويي نشان دهنده نياز همسران به مداخلات و آموزش هاي تخصصي در اين زمينه است. مطالعات و تجارب باليني نشان مي دهد که در جامعه معاصر، زوج ها مشکلات شديد و فراگيري را در هنگام برقراري وحفظ روابط صميمانه و سازگاري با  يکديگر تجربه مي کنند.
 ايجاد و حفظ روابط صميمانه در جريان ازدواج يک مهارت و هنر است كه علاوه بر سلامت رواني و تجارب سالم اوليه نيازمند کسب مهارت ها و انجام وظايف خاصي است. براي افزايش  صميميت سازگاري زوجين رويکردهاي متعددي، از قبيل رويکرد روان تحليلي، شناختي- رفتاري، رشدي، ارتباط درماني، دلبستگي و روابط شيء، متمرکز بر عواطف و رواني – آموزشي ارائه شده است. هر رويکردي براساس تبيين هاي خاص خود روش هاي درماني و آموزشي خاصي را براي افزايش صميميت زناشويي ارائه داده است.رويکرد شناختي  - رفتاري[3] از جمله رويکردهايي است که براي افزايش صميميت  زوجين به کار رفته است.[4] 
رويکرد شناختي – رفتاري، ترکيبي از نظريات رفتاري – شناختي و الگوي تبادل اجتماعي است. مباني نظري اين رويکرد تلفيقي از نظريه هاي ليبرمن، استوارت،جاکوبسون، مارگولين، گاتمن، پترسون، برنشتاين، بک و اليس است. اين رويکرد مشکلات زناشويي، از جمله صميميت را نتيجه مهارت هاي ناکارآمد همسران در برقراري ارتباط، ناتواني در حل مؤثر مشکلات و  تعارضات، انتظارات و باورهاي غيرمنطقي و تبادلات رفتاري منفي  مي داند. رفتار درماني با اين موضوع که زوجين چگونه رفتار ناکارآمد را ياد مي گيرند و چگونه رفتار به وسيله تقويت ها و تنبيه هاي بيروني تداوم مي يابد، سروکار دارد.
رفتار درماني زوجين عموماً  براين موضوع كه زوجين چگونه مي توانند راههاي جديد تقويت بيشتر و تنبيه کمتر را ياد بگيرند، تأکيد مي کند(گلدنبرگ[5]، 2000). اين رويکرد بر حل مسأله و برقراري مهارت هاي ارتباطي تمرکز مي کند (گلادينگ[6]، 1382). براساس الگوي تبادل اجتماعي،  افراد رابطة صميمانه را تا زماني که اين رابطه به اندازه کافي و با توجه به پاداش ها و هزينه ها رضايت بخش باشد، حفظ مي کنند.
اصل تقابل اساس فنون درماني مختلفي است که تحت عنوان تبادل رفتاري قرار
مي گيرد. تبادل رفتاري به روش هايي اشاره مي کند که سبب افزايش رضايت و خشنودي همسران از رابطه مي شود(برنشتاين، 1380، يانگ و لانگ
[7]، 1998).
عوامل شناختي نيز در درک مسائل زناشويي و تغيير رابطه اهميت زيادي دارد. زوجين مجموعه اي از انتظارات، باورها و تصورات خيالي مربوط به صميميت را كه عمدتاً غير واقع بينانه است و منجر به کاهش صميميت و رضايت مي شود، در پيوند زناشويي وارد
مي كنند.در نظريه هاي شناختي، الگوهاي اسنادي مورد توجه خاص قرارگرفته است. براساس اين الگو، استنتاج هاي افراد از مشاهده رفتارهاي همسرشان به طور جدي بر رضايت آنان تأثير دارد. علاوه براين،  باورهاي غير منطقي، خطاهاي شناختي و  باورهاي غيرواقع بينانه نيز در رابطه با زوجين بررسي شده است(برنشتاين، 1380؛ گلدنبرگ، 2000).
زوجين معمولاًً با شکايت هاي فراگير و تعارض حل نشده براي درمان مراجعه مي کنند. روش هاي تغيير رفتار و شناخت اغلب باعث مثبت شدن رابطه مي شود،  ولي  ممکن است مجموعه اي از تعارض هاحل نشده باقي بماند. وجود مشکلات و تعارض حل نشده اغلب باعث مي شود تقابل منفي روي دهد. بدون شک تعارض مانعي بر سرراه تداوم رابطه خواهد بود. مهارت هاي حل مشکل و تعارض، شامل مجموعه اي ساختارمند از تعاملهاست که براي حل تعارض در همسران طرح شده است.
     بسياري از پژوهش ها آموزش حل مشکل را به نحوي موفق در درمان ناهماهنگي هاي زناشويي به کار برده اند. برنشتاين و همکارانش تأثير ترکيب يک برنامه حل مشکل را با آموزش ارتباط  در کاهش درماندگي زناشويي اثبات کرده اند. جاکوبسون با استفاده از راهبرد حل مشکل، تغييرات مثبتي را در زوجين ايجاد کرده است. در مجموع، پژوهش ها حمايت تجربي قابل توجهي را براي اثرمندي رويکردهاي حل مشکل در درمان ناهماهنگي هاي زناشويي فراهم مي سازند(برنشتاين،1380).
علاوه براين، مشکلات مربوط به صميميت معمولاً در نتيجه شکست در روابط است. ميزان  صميميت به توانايي همسران براي انتقال روشن، صحيح و مؤثر افکار، احساسات، نيازها و خواسته هايشان بستگي دارد. بنابراين،  يادگيري ارتباط کارآمد، گام مهمي در فرآيند ايجاد و يا افزايش صميميت و سازگاري است. به طور کلي، درمان هاي شناختي – رفتاري در کار با زوج ها، اهداف افزايش تقويت کننده ها و تبادل مثبت، آموزش مهارت هاي ارتباط، حل مشکل و تعارض و تغيير الگوهاي فکري مخرب را دنبال مي کند(يانگ و لانگ، 1998، گلدنبرگ، 2000).
 پژوهش‌هاي فراتحليلي اندازه اثر براي درمان مشكلات زناشويي در شيوه زوج درماني رفتاري 76/0 ، شناخت درماني 61/0 و آموزش ارتباط 90/0 را نشان مي‌دهد(دما و اسكوبل، 1995).
در کشور  ما کانون خانواده و ازدواج به دليل مسائل خاص فرهنگي و ارزشي، اهميت بيشتري در مقايسه با کشورهاي غربي دارد، لذا تلاش براي استحکام و تداوم خانواده و ارضاي نيازهاي عاطفي و رواني اعضا، بويژه همسران در چارچوب خانواده از اهميت بيشتري برخوردار است. علاوه براين، به دليل اهميت و نقش خانواده در فرهنگ ايران، وجود مشکلات، تعارض ها و نهايتاً از هم پاشيدگي خانواده مي تواند آثار زيانباري بر زوجين، فرزندان و جامعه در مقايسه با سايرکشورها داشته باشد. بسياري از رويکردهاي درماني و آموزشي در حوزه خانواده و ازدواج در کشورهاي غربي تدوين، آزمايش و اجرا شده است.  در کشور ما با وجود  نياز مبرم، کاربرد اين رويکردها  بررسي و آزمايش قرار نشده است.
از سوي ديگر، فرهنگ ارائه خدمات در کشور ما بيشتر جهت گيري درماني دارد و پيشگيري، آموزش و پربارسازي خانواده و ازدواج کمتر مورد توجه و بررسي قرار گرفته است.
     صميميت يک نياز اساسي انساني است. صميميت به عنوان نزديکي، تشابه و رابطه شخصي دوست داشتني با شخص ديگر است و  مستلزم آگاهي ، درک عميق، پذيرش و بيان افکار  و احساسات است. صميميت يک فرآيند تعاملي، پويا و ترکيبي است و شامل ابعاد عاطفي، روانشناختي، عقلاني، جسماني، جنسي، معنوي، اجتماعي- تفريحي و زيباشناختي مي شود (باگاروزي، 2001).
با توجه به اينکه ايجاد و حفظ روابط صميمانه زناشويي يک  مهارت و هنر است كه  علاوه بر سلامت رواني و تجارب سالم اوليه، نيازمند کسب مهارت و انجام وظايف خاص توسط همسران است، بنابراين بايد از آخرين يافته هاي علمي براي آموزش مهارت هاي صميميت استفاده کرد. علي رغم اهميت صميميت در روابط زناشويي، تاکنون تحقيقات کاربردي اندکي در اين زمينه در کشور ما انجام شده است. از طرف ديگر، با توجه به شرايط خاص خانواده‌هاي شاهد و ايثارگر از جهت جايگاه و اهميت خاص ايشان در خصوص ارتقاي فرهنگ و شهادت و هم از جهت وضعيت اين خانواده‌ها از نظر ميزان آسيب پذيري، لازم و ضروري است كه تحقيقات كاربردي در اين زمينه صورت گرفته، راهكارهاي كاربردي و علمي ارائه و به كار گرفته شود.
اين پژوهش در پي آن است كه ميزان اثربخشي آموزش مهارت‌هاي شناختي، ارتباطي،  رفتاري و حل تعارض حاصل  از رويكرد شناختي – رفتاري  را برافزايش صميمت زوجين شاهد و ايثارگر  بررسي نمايد.
 
 روش
روش اين پژوهش نيمه تجربي است. در اين طرح از يك گروه آزمايش و يك گروه كنترل با پيش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. دياگرام طرح به شكل زير است:
دياگرام طرح ‌آزمايش
پس آزمون
متغير مستقل
پيش آزمون
 
گروه آزمايش
گروه كنترل
T2
T2
X
-
T1
T1
      در اين طرح T1 معرف پيش آزمون است. اعضاي هرگروه قبل از شروع جلسات به پيش آزمون پاسخ مي‌دهند. X معرف متغيرمستقل است. گروه آزمايش در معرض متغير مستقل قرار مي گيرد. گروه آزمايش  در جلسات شناختي – رفتاري شركت مي كند. گروه كنترل تنها به پيش آزمون و پس آزمون پاسخ مي د هد. T2 معرف پس آزمون است و هر دو گروه بعد از اتمام دوره آزمايشي به پس آزمون پاسخ مي دهند.
جامعه آماري اين تحقيق كليه زن و شوهران شاهد و ايثارگر تحت پوشش بنياد شهيد شهرستان اصفهان در سال 87-1386 هستند كه در اين مراكز پرونده داشتند. ويژگي‌هاي جامعه آماري عبارت بودند از :
1- زوج‌هايي كه حداقل 6 ماه و حداكثر 20 سال سابقه زندگي مشترك داشتند.
2- زوج‌هايي كه حداقل سواد خواندن و نوشتن داشته باشند.
3- زوج‌هايي كه هر دو تمايل به شركت در جلسات را داشتند و مي‌توانستند حداقل هشت جلسه پياپي در جلسات شركت كنند.
4- اين زوج‌ها تعارض حاد و بحراني نداشته، متقاضي طلاق نبودند و در زمان اجراي تحقيق به طور مشترك با هم زندگي مي‌كردند. همچنين دچار اختلال حاد رواني – شخصيتي هم نبودند.
 پس از اعلام برگزاري جلسات افزايش صميميت و سازگاري به مددكاران و مشاوران بنياد شهيد  و معرفي و دعوت  از متقاضيان ، و  اجراي جلسه توجيهي توسط محقق، 30 زوج واجد شرايط به عنوان نمونه انتخاب و به طور تصادفي در گروه آزمايش و كنترل جايگزين شدند. 
در گروه آزمايش سه زوج ريزش داشتند و سه زوج از گروه كنترل نيز حذف شدند و  در هر يك از گروههاي آزمايش و كنترل 24 نفر (12 زوج) قرار گرفتند.
به منظور جمع‌آوري اطلاعات از پرسشنامه صميميت زناشويي اوليا (1385) استفاده شد. اين پرسشنامه يك ابزار 85 سؤالي است كه براي سنجش نُه بعد صميميت زناشويي، شامل صميميت عاطفي، عقلاني، فيزيكي، اجتماعي – تفريحي، ارتباطي، جنسي، مذهبي، روان شناختي و كلي در سال 1385 توسط اوليا و همكاران تهيه شد. براي تعيين روايي سوالها از روش همبستگي، هر سؤال با نمره كل آزمون استفاده شد كه تمامي سوالها با نمره كل در سطح 01/0 همبستگي داشتند.
به منظور بررسي روايي همزمان پرسشنامه صميميت زناشويي از مقياس صميميت واكر و تامپسون (1983) استفاده شد. نتايج نشان داد كه همبستگي بين دو آزمون  برابر 93/0 است كه در سطح 01/0 معنادار است. براي تعيين پايايي آزمون از آلفاي كرونباخ براي همساني دروني آزمون استفاده شد. آلفاي كرونباخ كل آزمون 58/98 محاسبه شد(اوليا، 1385). در اين پژوهش نيز ضريب پايايي پرسشنامه صميميت از طريق محاسبه آلفاي كرونباخ و همچنين با روش دو نيمه كردن محاسبه شد. با توجه به نتايج آزمون ضريب پايايي (آلفاي كرونباخ)، در پرسشنامه صميميت زوجين، آلفاي كرونباخ كل آزمون به ميزان 24/95 محاسبه شده است.
     متغير مستقل آموزش گروهي مبتني بررويكرد  شناختي – رفتاري و متغير وابسته ميزان صميميت زناشويي و ابعاد آن، شامل صميميت عاطفي، عقلاني، جنسي، فيزيكي، مذهبي، ارتباطي،  روان شناختي، اجتماعي – تفريحي و كلي بود. جنسيت نيز به عنوان متغير كنترل بررسي گرديد . تأثير متغيرهاي مداخله گر شامل، سن، مدت ازدواج، نوع ازدواج، نسبت خويشاوندي ، نوع ايثارگري و ميزان تحصيلات نيز با روش‌هاي آماري بررسي قرار گرديد.
     بعد از انتخاب گروههاي آزمايشي. زوجين  گروه آزمايش در  هشت جلسه آموزش گروهي  يک و نيم ساعته در هفته شرکت کردند. همه آزمودني ها يک هفته پس از اتمام جلسات به پس آزمون پاسخ دادند. خلاصه‌اي از ساختار جلسات آموزشي در جدول 2 آمده است.
 
                   جدول1 : محتواي جلسات شناختي رفتاري
 
 
هدف و روش
 
جلسه اول
هدف :برقراري ارتباط
 
روش : توضيح روش و اهداف جلسات
 
جلسه دوم (عوامل
 
 
 شناختي)
هدف : شناسايي باورها و انتظارات غيرواقع بينانه زوجين
 
روش : بررسي انتظارات،  باورها و تصورات زوجين  در مورد
 
 صميميت و سازگاري زناشويي.
 
  نشان دادن تأثير  باورها  بر احساسات  و رفتارها
 
جلسه سوم (عوامل
 
 
 شناختي)
روش : رفع سوء تفاهم  ناشي از برداشت هاي غلط يا متفاوت از
 
 يكديگر
 
جايگزين كردن باورها و انتظارات منطقي
 
روش : توضيح خطاهاي شناختي
 
 تبيين اهداف و انتظارات واقع بينانه
 
آشنايي با انتظارات متقابل و توجه به ويژگي هاي مثبت يكديگر
 
جلسه چهارم
 
 
 (مهارت هاي
 
 
ارتباطي)
هدف : ايجاد مهارت انتقال و دريافت روشن، صحيح ومؤثر افكار
 
، احساسات و نيازهاي يكديگر
 
روش : ارزيابي اشكالات مربوط به فرستنده و گيرندة پيام
 
تمرين و آموزش  مهارت هاي فرستنده و گيرندة پيام
 
 
جلسه پنجم
 
 
 (مهارتهاي ارتباطي)
هدف : ايجاد مهارت هاي درك همدلانه و گوش دادن
 
روش : ارزيابي الگوها و موانع ارتباطي زوجين
 
تمرين و آموزش مهارت هاي ارتباط كارآمد
 
جلسه ششم
 
 (مهارتهاي رفتاري)
هدف : افزايش تبادلات رفتاري مثبت و كاهش تنبيه
 
روش : شناخت الگوهاي تقويت و تنبيه هر يك از همسران
 
افزايش تقويت كننده هاي  مثبت و كاهش تنبيه
 
جلسه هفتم
 
(مهارتهاي حل
 
مسأله)
هدف : كاهش مشكلات و يادگيري مهارت حل مسأله
 
روش : بررسي مشكلات موجود و ارزيابي روش هاي حل مسأله
 
 همسران
 
آموزش و تمرين مراحل روش حل مسأله
 
جلسه هشتم
 
 (مهارتهاي حل
 
تعارض)
هدف: كاهش تعارضات بين همسران
 
روش : بررسي تعارضات بين همسران
\
 
بررسي الگوهاي حل تعارض و پيامدهاي آن
 
آموزش و تمرين روش هاي حل تعارض
 
 
جدول شماره 2 : توزيع فراواني مشخصه هاي آماري صميميت زناشويي بر حسب نمره هاي پيش آزمون  و پس آزمون گروه هاي مورد مطالعه 
گروه 
پيش آزمون
پس آزمون
صميميت
آماره ها
صميميت
آماره ها
كنترل
292.29
ميانگين
285.29
ميانگين
30.83
انحراف استاندارد
34.22
انحراف استاندارد
6.29
خطاي استاندارد
6.99
خطاي استاندارد
950.737
واريانس
1171.346
واريانس
CBT
285.08
ميانگين
304.17
ميانگين
30.77
انحراف استاندارد
24.64
انحراف استاندارد
6.28
خطاي استاندارد
5.03
خطاي استاندارد
946.862
واريانس
607.101
واريانس
     داده هاي تحقيق ازطريق آزمون تحليل کوواريانس چند متغيره  سنجش  و نتايج آن به شرح ذيل  ارائه  شده است .
جدول شماره 3 :  ميانگينهاي نمره هاي پس آزمون زوجين مورد مطالعه قبل و بعد از تأثير متغيرهاي همگام (مداخله گر)
 
متغير
عضويت گروهي
ميانگين مشاهده شده
ميانگين برآورد شده
انحراف استاندارد
خطاي استاندارد
تعداد
صميميت زناشويي
گروه کنترل
285.29
281.806
34.22
5.708
24
CBT گروه
304.17
298.220
24.64
5.299
24
 
 
جدول شماره 4 : نتايج آزمون لوين در مورد پيش فرض برابري واريانس نمره هاي پس آزمون زوجين مورد مطالعه 
 
Pضريب
Fضريب  
متغير
.487
.900
صميميت زناشويي
 
     نتايج جدول 4 نشان مي‌دهد كه مقدار f در سطح 05/0 معنادار نيست. بنابراين، مفروضه يكساني واريانس‌ها تأييد مي شود. پس با توجه به رعايت ساير مفروضه‌ها براي تحليل داده‌ها مي توان از تحليل كوواريانس يا مانوا استفاده كرد. خلاصه يافته هاي مربوط به محاسبه كوواريانس در جدول 5 آمده است.
 
جدول شماره5 :  نتايج تحليل مانواي تأثير متغيرهاي مستقل و همگام (مداخله گر) بر متغير وابسته صميميت زناشويي زوجين
توان آماري
مجذور اتا 
Pضريب
Fضريب
واريانس
مجموع مجذورات
متغيرهاي همگام
.994
.257
.000
20.759
12263.592
12263.592
سن
.246
.027
.202
1.665
983.479
983.479
مدت ازدواج 
.085
.005
.578
.312
184.452
184.452
تحصيلات 
.074
.004
.647
.212
125.227
125.227
ايثارگري
.070
.003
.678
.174
102.775
102.775
نسبت
.974
.207
.000
15.701
9275.334
9275.334
نوع انتخاب 
.892
.178
.003
6.485
3831.059
7662.118
آموزش هاي گروهي
.995
.264
.000
21.505
12704.575
12704.575
جنسيت
.721
.124
.019
4.242
2505.858
5011.716
تعامل جنسيت و آموزشهاي گروهي
 
     بر اساس نتايج آزمون مانوا يا تحليل کوواريانس :
     - تأثير آموزشهاي گروهي بر ميانگين هاي نمره هاي صميميت زناشويي افراد مورد مطالعه ، پس از کنترل متغيرهاي مداخله گر معني دار بوده است ( 485/6= F و 003/0 = P  ) . ميزان اين تفاوت؛ يعني مجذور اتا برابر 178/0 شده است و نشان مي دهد که 18% تفاوتهاي فردي در ميزان صميميت زناشويي مربوط به تفاوتهاي فردي در نوع آموزشهاي گروهي بوده است . توان آماري مساوي 892/0 = o.p شده است .
تأثير متغير جنسيت نيز بر ميزان صميميت زناشويي زوجين ، معني دار بوده است ( f=21/505 , p=0/000  و مجذور اتا برابر 264/0) .
تأثير تعامل گروههاي آموزشي و جنسيت بر ميزان صميميت زناشويي زوجين ، معني دار بوده است ( f=4/242 , p=0/019  , مجذور اتا برابر 124/0  و توان آزمون معادل 721/0 گزارش گرديده است ) .همچنين تأثير متغيرهاي مداخله گر براي متغير سن ( f=20/759 , p=0/000 و مجذور اتا برابر 0/257) و براي نوع انتخاب همسر( f=15/701 , p=0/000 و مجذور اتا برابر 0/207)بيانگر تأييد تأثير معني دار مي‌باشد.
اما براي متغير مدت ازدواج  ( f=1/665 , p=0/202 و مجذور اتا برابر 0/027) ، سطح تحصيلات ( f=0/312 , p=0/578 و مجذور اتا برابر 0/005)،نوع ايثارگري  ( f=0/212 , p=0/647 و مجذور اتا برابر 0/004) ، نسبت خويشاوندي ( f=0/174, p=0/678 و مجذور اتا برابر 0/003) ، بيانگر عدم تأييد تأثير معني دار است.
 
بحث و نتيجه گيري
ازمجموعه نتايج مي توان استنباط نمود که :
آموزش گروهي زوجين براساس نظريه شناختي -رفتاري ميزان صميميت زناشويي را افزايش داده است.
روش شناختي – رفتاري مهارت محور است وسعي دارد که مهارت هاي شناختي، حل مسأله و تعارض، برقراري ارتباط و اصول رفتار و مبادله درست را به زوجين آموزش دهد. تحقيقات متعددي در ايران و خارج در ارتباط با كاربرد روش هاي شناختي – رفتاري بر روابط زناشويي انجام شده است. پژوهش هاي فراتحليلي اندازه اثر براي حل مشکلات زناشويي در شيوه زوج درماني رفتاري را 76/0، شناخت درماني را 61/0 و آموزش ارتباط را 90/0 گزارش کرده است(دماواسکوبل، 1995). جاکوبسون و همکاران (1987) ميزان اثربخشي زوج درماني رفتاري که در آن مهارت هاي برقراري ارتباط و مبادله رفتاري را آموزش داده بودند طي دوره دو سال ارزيابي نمودند. نتايج نشان داد که ميزان خشنودي زناشويي زماني که به صورت ترکيبي از مهارت هاي حل مسأله، برقراري ارتباط و مبادله رفتاري اجرا مي شود، بيشتر از زماني است که فقط يکي از اين مهارت ها استفاده مي شود(به نقل از: دماواسکوبل، 1995).
نتايج اين پژوهش با پژوهش هاي مربوط به کاربرد عملي مهارت هاي ارتباط صميمانه گوردون (1999) و دورانا (1999) هماهنگ است. اين برنامه روش رواني – آموزشي جامعي براي افزايش خودآگاهي و توسعه توانايي براي حفظ روابط صميمانه است و از رويکردهاي شناختي – رفتاري نيز استفاده مي کند. مهارت هاي آموزش ارتباط مؤثر ومهارت هاي حل تعارض و افزايش تعامل بهتر را شامل مي شود. اکثرمطالعات مربوط به اين روش، تقويت و حفظ ارتباط صميمانه ميان زن و شوهررا به اثبات رسانده است(گوردون و دورانا، 1999، جاکوبوسکي،  2004).
نتايج تحقيق اوليا(1384) نشان مي‌دهد كه آموزش غني‌سازي زندگي زناشويي صميمت زوجين را افزايش مي‌دهد. همچنين نتايج تحقيق اعتمادي (1384) نيز نشان داد كه زوج درماني مبتني برشناختي – رفتاري ميزان صميمت زناشويي را افزايش مي‌دهد. تحقيق انجام شده در ايران نيز با نتايج اين پژوهش همخواني دارد.
 در اين پژوهش، از فنون ومهارت هاي شناختي، ارتباطي، رفتاري و حل تعارض براي افزايش صميميت استفاده شد كه به تفكيك بررسي مي شود.
الف) مهارت هاي شناختي : مهارت هاي شناختي به بررسي و اصلاح انتظارات و باورها در مورد صميميت مي پردازد. اين انتظارات و باورها در مورد صميميت عمدۀً غيرواقع بينانه است و به کاهش صميميت مي انجامد.  همچنين اصلاح برداشت ها و اسنادهاي غلط زن و شوهر از رفتار يکديگر باعث رفع سوء تفاهم، کاهش رنجش و خشم و توجه به جنبه هاي مثبت رفتار يکديگر مي‌شود.
پژوهش كريستين و هيوي ( 1990) نشان داد كه نوع عقيده و باور فرد درباره روابط نزديك بر نحوه برقراري ارتباط زناشويي اثر گذار است(به نقل از گوردون، 1999). وايزمن و دلينسكي (2002)  رابطه بين پردازش اطلاعات و رضايتمندي را بررسي كردند. نتايج نشان داد كه بين ذكر صفات مثبت با رضايت از زندگي همسبتگي معنادار وجود دارد. يافته هاي مولر، رابينسورت (1989) نشان داد كه پنج نوع فرآيند شناخت، شامل توجه انتخابي، اسنادها، انتظارات، فرضيات و معيارها؛ يعني باورهايي كه هر فرد درباره ازدواج و  روابط صميمانه در ذهن دارد، با رضايتمندي و ميزان صميميت مرتبط است(به نقل از باكوم، اپستين، سيرز و شر، 1989) . نتايج تحقيق تختي (1380) نشان داد كه بين باورهاي غير منطقي و رضايت زناشويي رابطه معنادار وجود دارد.نتايج پژوهش اديب (1384) نشان مي دهد كه باورهاي ارتباطي نقش مهمي در رضايت و عدم رضايت از زندگي دارد و ميزان باورهاي غيرمنطقي، باور  تغيير ناپذيري همسر، توقع ذهن خواني و تخرب كننده بودن مخالفت در زنان متقاضي طلاق بيشتر از زنان سالم است. نتايج تحقيق سليمانيان (1373) نيز نشان داد كه افراد با تفكر غير منطقي به طور معناداري از رضايت زناشويي پايين تري برخوردارند.
همچنين پژوهش هاي متعددي درباره تأثير اسناد ها بررضايت زناشويي صورت گرفته است كه نشان مي دهد اسنادهاي به كار رفته توسط زوجين و توجيه رفتار همسر، با ميزان رضامندي آنها از زندگي زناشويي رابطه دارد. زوجين آشفته وقايع منفي را پايدار و فراگير و متوجه همسر مي دانند. همچنين رفتار منفي همسر را عمدي و قابل سرزنش مي دانند( به نقل از برادبوري و فينچام، 1991).نتايج پژوهش يونسي  و همكاران(1383) در مورد نقش بازآموزي اسنادي بر سبك اسناد و افزايش رضامندي زناشويي نيز نشان داد كه ميزان رضامندي زناشويي پس از دورة مداخله افزايش يافته است. تحقيق نيكخواه و آقا محمديان (1383) نيز نشان داد كه آموزش مهارت هاي ارتباطي و اصلاح و تغيير تفكرات غير واقع بينانه تأثيرات مثبتي در رضامندي زناشويي و اصلاح تفكرات غير واقع بينانه دارد. نتايج تحقيق فرحبخش (1383) نيز نشان داد كه روشي منطقي – عاطفي اليس در كاهش تعارض زناشويي مؤثر بوده است.
مطالعه تأثير درمان شناختي – رفتاري به شيوه گروهي بررضامندي زناشويي توسط اماني، يونسي و طالقاني (1383) نيز نشان داد كه درمان شناختي – رفتاري باعث افزايش رضامندي زناشويي، ايجاد نگرش هاي واقع گرايانه و افزايش كيفيت رابطه جنسي – عاطفي شده است. نتايج تحقيق فرقاني (1380) نشان داد كه آموزش شناختي – رفتاري رضايت زناشويي را افزايش مي دهد به طور كلي تحقيقات متعددي رابطة بين فرآيندهاي شناختي و روابط زناشويي در ايران و خارج را مشخص كرده است . باورها، انتظارات، برداشت ها و اسنادهاي مخرب و غير منطقي روابط زناشويي را تحت الشعاع قرار مي دهد و روش هاي شناختي به بررسي و اصلاح اين باورها مي پردازد. اصلاح برداشت ها و باورهاي غلط باعث رفع سوء تفاهم، كاهش رنجش و خشم، توجه به جنبه هاي مثبت رفتار يكديگر و در نهايت افزايش صميميت مي شود.
نتايج اين پژوهش نشان داد كه باورها و خطاهاي شناختي،  شامل ذهن خواني، تفكر سياه و سفيد، اغراق، برچسب زدن منفي، خطاي كنترل و مسؤوليت، شخصي سازي  و سرزنش و الزام در صداقت در بين زوجين ايراني ديده مي شود. در بين اين باورها، خطاي كنترل ، مسؤوليت ، شخصي سازي و سرزنش بيشتر بود و مقاومت زيادي براي چالش با اين باورها وجود داشت. در تبيين اين موضوع مي توان گفت كه در ايران شرايط تربيتي و فرهنگي به گونه اي است كه افراد، بويژه زنان ومادران را مسؤول تمام اتفاقات و تغييرات مي دانند. اين باور كه زن و مادر مي تواند و بايد شوهر و فرزند را تغيير دهد و كنترل خود  و ديگران را به طور كامل در دست داشته باشد، در فرهنگ ايران شايع است. به همين دليل، احتمالاً خطاي شخصي سازي و كنترل در زنان بسيار زياد است و در مقابل،  سرزنش و نپذيرفتن مسؤوليت در مردان به دليل شرايط تربيتي رايجتر است.
همچنين باور الزام در صداقت در ايران زياد است و هر نوع عدم صداقت و صراحت به رابطه زناشويي آسيب وارد كرده ، حتي به خيانت تعبير مي شود. با وجود اين باور و انتظار، رفتار واقعي افراد با صداقت و صراحت منافات  دارد و اين تعارضي جدي و آسيب زا در فرهنگ ايران است. به نظر مي رسد كه در جوامع غربي، از يك سو الزام در صداقت و منفي دانستن آن كمتر است و از سوي ديگر، رفتار همراه با صداقت وصراحت بيشتر است،  و اين امر علاوه بر شرايط تربيتي ممكن است  به علت وجود خود اجتماعي قوي  و ترس از عدم پذيرش توسط همسر و اجتماع به خاطر بروز خود واقعي باشد.
در ارتباط با اسنادهاي زوجين نيز اسنادهاي عمدي و كلي، پايدار و فراگير وجود داشت. اما به نظر مي رسد منبع  اسناد در  اصفهان متفاوت باشد. همسران غالباً علت رفتار منفي همسر را به تربيت خانوادگي و رفتار خانواده همسر نسبت مي دادند؛ مثلاً زن معتقد بود كه مادر شوهر علت رفتار منفي همسر است. همچنين اسناد به شانش، سرنوشت و قسمت و خواست خدا نيز درايران بيشتر ديده مي شود كه اين نوع اسنادها هم مي تواند تأثير مثبت داشته باشد و پذيرش  مشكلات را راحت تر كند و هم مي تواند تأثير منفي داشته باشد و منجر به عدم تحرك و تلاش براي تغيير شود. بسياري از همسران معتقد بودند كه خوشبختي يا بدبختي يك شانس يا اتفاق است و آنها نقشي در تغيير آن ندارند.
همچنين معادله هاي ذهني غلط و باور  تساوي گونه (به نقل از يونسي، 1384) نظير اختلاف مساوي است با بدبختي است يا داشتن تفاوت مساوي  با عدم صميميت است، فراوان وجود داشت كه تغيير معادله هاي ذهني با باور تساوي گونه در مورد صميميت و رابطه به تغيير نگرش و بهبود صميميت منجر شده است.
ب ) مهارت هاي ارتباطي : مشكلات مربوط به صميميت به طور اوليه نتيجه شكست در برقراري روابط صحيح است. عمق صيميمتي كه دو نفر در رابطه شان ايجاد مي كنند، به توانايي آنان براي انتفال روشن، صحيح و مؤثر افكار، احساسات، نيازها و خواسته هايشان بستگي دارد.  بنابراين، يادگيري مهارت هاي ارتباطي باعث افزايش صميميت مي شود.  تأثير مهارت هاي ارتباطي بر روابط زناشويي به عنوان تعيين كننده اصلي رضايت و سازگاري زناشويي در پژوهش هاي متعددي بررسي شده است(به نقل از هاوكينز، 2004). نتايج پژوهش هاي گوردون و دورانا (1999) در ارتباط با كاربرد عملي مهارت‌هاي ارتباط صميمانه نشان مي دهد كه اين آموزش ها باعث تقويت  وحفظ ارتباط صميمانه بين زن و شوهر مي شود(به نقل از جاكوبوسكي، 2004).
نتايج تحقيق مرادي (1379) نشان داد كه آموزش مهارت هاي ارتباطي، رضايت مندي زناشويي را افزايش مي دهد. نتايج تحقيق عرفاني اكبري (1378) در زمينه بررسي مشكلات مربوط به صميميت زوجين و تأثير درمان مشكلات ارتباطي بر صميميت نشان داد كه درمان روابط توانسته است مشكلات مربوط به عدم توافق، علاقه، محبت و تعهد زوجين را بهبود بخشد.
همچنين نتايج تحقيق آتش پور و آقايي (1381) نشان داد كه آموزش گروهي به شيوه شناختي – رفتاري بركاهش مشكلات ارتباطي مؤثر است. نتايج تحقيق نظري (1383) نيز نشان داد كه روش غني سازي ارتباط، رضايت زناشويي را افزايش داده و روي ارتباط عاطفي، زمان با هم بودن، مسائل جنسي كه با صميميت نزديك است، بهبودي معناداري ايجاد كرده است.
مهارت هاي ارتباطي در اين پژوهش، شامل مهارت هاي فرستنده و گيرنده پيام، مثل ارتباط چشمي، استفاده از پيام هاي من، بيان صريح برداشت، احساسات و خواسته ها، انعكاس و درك همدلانه بود. برخي از اين  مهارت ها، نظير ارتباط چشمي و رودررو، بويژه با جنس مخالف در ايران گاهي ناپسند و حتي غير اخلاقي تلقي مي شود و مقاومت زيادي، بويژه در مردان براي استفاده از اين مهارت وجود داشت. همچنين استفاده از پيام هاي من و بيان صريح خواسته ها و احساسات در ايران رايج نيست و عبارات من گاهي به خودخواهي و غرور نيز تعبير مي شود.
ج) مهارت هاي رفتاري : مهارت هاي رفتاري منجر به مبادله رفتارهاي مثبت و خوشايند و کاهش رفتارهاي منفي و تنبيه مي شود. افزايش تبادلات رفتاري مثبت، نيازهاي عاطفي – رواني همسران را ارضا کرده ، باعث ايجاد احساسات مثبت نسبت به يکديگر مي شود. کاهش رفتارهاي منفي و تنبيه منجر به کاهش احساسات منفي نظير تنفر، خشم و رنجش نسبت به يكديگر مي شود. همچنين تغييردراحساس و رفتار زوجين به تغييرنگرش نيز مي انجامد و بر نرخ  هزينه – پاداش تأثيرمثبت مي گذارد. اين تغييرات در نهايت منجر به افزايش صميميت و رضايت زناشويي منجر مي گردد.
در بسياري از ازدواج ها،  متأسفانه بعد از مدتي نرخ رفتارهاي مثبت كاهش يافته، رفتارهاي منفي افزايش مي يابد. نتايج تحقيق ياكوبسون و همكاران (1980) نشان داد كه درجه بندي رضايت روزانه براي زن و شوهرهاي ناموفق حاكي از ارتباط و تعامل منفي است و در مورد زن و شوهرهاي موفق عكس اين است و زن و شوهرهاي ناموفق نسبت به زن و شوهرهاي طبيعي ميزان پايين تر رفتار لذت بخش و خوشايند و ميزان بالاتر رفتار ناخوشايند را تجربه مي كنند(به نقل از برنشتاين، 1380).
يافته هاي اين پژوهش نيز نشان داد كه زوجين ناراضي ميزان پايين رفتارهاي لذت بخش و خوشايند و ميزان بالاتر رفتارهاي ناخوشايند را تجربه مي كنند و همين امر تعادل نرخ هزينه- پاداش را به هم زده ، باعث افزايش نارضايتي و كاهش صميميت مي شود. البته، اين نارضايتي صرفاً به علت  نبودِ رفتارهاي خوشايند يا وجود رفتارهاي آزار دهنده نيست، بلكه به خاطر خطاهاي شناختي رايج، بويژه ريز بيني و درشت بيني، ديد تونلي و اغراق و نحوه محاسبه امتيازات خود و همسر نيز هست.
برخي از زوجين نيز بعد از گذشت ماههاي اوليه زندگي به علت درگير شدن در مسائل ومشكلات زندگي و يا عدم اعتقاد به ضرورت و تأثير مهارت هاي رفتاري، عملاً به كاهش تقويت كننده ها كمك مي كنند. از سوي ديگر،  بروز تعارضات و رنجش ها و حل نشدن آنها باعث افزايش دلخوري و احساسات منفي و در نتيجه عدم تمايل به انجام رفتارهاي خوشايند و افزايش رفتارهاي منفي، مثل بي توجهي ، سرزنش و تحقير مي شود. مهارت هاي رفتاري همچنين به سبك زندگي زوجين ايراني مربوط است. به نظر مي رسد برخلاف كشورهاي غربي، درايران انجام رفتارهاي روزانه لذت بخش از سوي همسران نسبت به يكديگر جزو عادات تربيتي و رفتاري نيست و حتي نگرش ها و تعبيرهاي منفي مثل لوس بازي يا بچه بازي  نيز در مورد اين رفتارها وجود دارد.
علاوه براين، در تبيين اين موضوع عدم شناخت دقيق همسران از يكديگر و تفاوت هاي فردي در تقويت و تنبيه رانيز نبايد ناديده گرفت. بسياري از همسران به علت نوع رابطه نسبت به آنچه براي طرف مقابل تقويت يا تنبيه است، آگاهي ندارند. همچنين صراحت در بيان خواسته ها و انتظارات از همسر در فرهنگ ايران  پسنديده نيست و به قول برخي از مراجعان اگر بگويند چه مي خواهند، ديگر مزه ندارد و همسر بايد خودش  بداند و علم غيب داشته باشد.
د)مهارت هاي حل تعارض: وجود مشكلات و تعارض هاي حل نشده، اغلب باعث تقابل منفي در روابط زناشويي و احساسات ونگرش هاي منفي نسبت به يكديگر مي شود و يادگيري مهارت هاي حل مسأله و تعارض موجب كاهش پيامدهاي منفي رفتاري، احساسي ونگرشي ناشي از برخورد ناسالم با تعارض، كاهش تعارض و در نهايت افزايش صميميت زوجين مي شود. نتايج تحقيق شفيعي نيا (1381) پيرامون آموزش  مهارت هاي حل تعارض برروابط زوجين نشان داد كه آموزش مهارت هاي حل تعارض، در بهبود رابطه زوجين مؤثر است. نتايج تحقيق فرحبخش (1383) نيز نشان داد كه كاربرد روش منطقي – عاطفي اليس در كاهش تعارض زناشويي مؤثر بوده است. نتايج اين پژوهش نيز نشان داد كه وجود تعارض هاي حل نشده باعث افزايش تبادلات رفتاري منفي و كاهش صميميت همسران مي شود. در ايران، بويژه اصفهان اكثر تعارض ها مربوط به روابط با خانواده همسر و بچه هاست تا خود زوجين. براي برخورد با تعارض اكثر همسران، بويژه زنان از روش انفعالي و غير مستقيم براي حل تعارض استفاده مي كنند و اين روش ها مثل سكوت، فرار، انكار و تحريف، گذشت، نيم من شدن، سنگ زيرين آسياب شدن - بويژه براي زنان- روش مناسب تلقي شده، توسط اطرافيان توصيه و تشويق نيز مي شود. سبك انفعالي اگر چه دركوتاه مدت منجر به حفظ آرامش و كاهش تنش  مي شود، اما  در دراز مدت باعث افزايش تعارض، حل نشدن مؤثر تعارض، افزايش رنجش و خشم ازهمسر و فاصله گرفتن و سرد شدن عاطفي نسبت به همسر و در نهايت كاهش صميميت مي شود و به علت  تقويت اين سبك تغيير آن نيز با مقاومت زيادي همراه است.
با توجه به اثربخشي آموزش گروهي به شيوه  شناختي – رفتاري برافزايش صميميت  و سازگاري  زوجين پيشنهاد مي شود از فنون و روش هاي اين رويکرد براي درمان مشکلات ناسازگاري زناشويي و افزايش صميميت زوجين درمراکز مشاوره خانواده بنياد شهيد استفاده شود و فنون و روش هاي کاربردي اين  نظريه به مشاوران خانواده بنياد شهيد آموزش داده شود. همچنين تمرين ها و مهارت هاي  روش را مي توان به صورت جلسات آموزشي، کارگاه آموزشي، و فيلم و جزوه هاي آموزشي به همسران آموزش داد.
با توجه به تأثير باورها و انتظارات برروابط زناشويي، پيشنهاد مي گردد درآموزش هاي قبل و بعد از ازدواج ضمن شناسايي باورهاي مخرب، دوره هاي آموزشي  نيز براي شناسايي و اصلاح اين باورها طراحي  شود.
با توجه به ضرورت داشتن آمادگي و کسب مهارت هاي ارتباطي، رفتاري وحل تعارض براي زوجين، پيشنهاد مي شود داشتن گواهينامه کسب اين مهارت ها جزو شرايط ضمن عقد قرارگيرد تاافراد قبل از ايجاد مشکلات زناشويي ملزم به کسب اين مهارت ها شوند.
پيشنهاد مي شود در تحقيقات بعدي، اثربخشي رويکرد شناختي – رفتاري با ساير رويکردها بررسي ومقايسه شود و ميزان اثربخشي دو رويکرد برسايرمشکلات و ابعاد روابط زناشويي مثل تعارض، رضايت و ... بررسي گردد.  محدوديت جامعه آماري و حجم نمونه تعميم نتايج تحقيق را محدود مي سازد. تأکيد اين پژوهش رويکرد و ساختاري خاص درجلسات رواني – آموزشي و عدم انعطاف مشاور با توجه به نيازهاي مراجعان، از ديگر محدوديت هاي پژوهش بود. كوتاه بودن تعداد جلسات آموزشي و داشتن محدوديت‌ زماني براي تمركز بيشتر  برمحتواي جلسات نيز از محدوديت‌هاي پژوهش بود.
 
 

 
منابع فارسي
1-    آتش پور، حميد. (1381). تأثير آموزش گروهي به شيوه شناختي رفتاري بر روابط زناشويي. نخستين كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده. تهران: دانشگاه شهيد بهشتي.
2-        اديب راد، نسترن. (1384). بررسي رابطه باورهاي ارتباطي با دلزدگي زناشويي. فصلنامة تازه ها و پژوهش هاي مشاوره، ج 4، شماره 13.
3-    اعتمادي، ع. (1384). بررسي و مقايسه اثربخش زوج درماني مبتني برشناختي رفتاري و ارتباط درماني برافزايش صميميت زوجين. پايان نامه دكتراي مشاوره،  دانشگاه تربيت معلم تهران. دانشكده روان شناسي.
4-    اوليا، ن. (1385). بررسي تأثير غني سازي زندگي زناشويي بررضايتمندي زناشويي زوجين شهر اصفهان. پايان نامه كارشناسي ارشد مشاوره، دانشگاه اصفهان، دانشكده علوم تربيتي.
5-    برنشتاين، فيليپ. چ. برنشتاين، مارسي، ت. (1380). روش هاي درمان مشكلات زناشويي، ترجمه حسن توزنده جاني و نسرين كمال پور، مشهد: نشر مرنديز.
6-       بك، آ‌رون تي.(1372). عشق هرگز كافي نيست. ترجمه مهدي قراچه داغي، تهران: انتشارات مترجم، چاپ پنجم.
7-    تختي، علي. (1380). بررسي و مقايسه باورهاي غيرمنطقي و رضايتمندي زناشويي. پايان نامه كارشناسي ارشد، اصفهان، دانشكده روان شناسي وعلوم تربيتي.
8-       سليمانيان، علي. (1373). بررسي رابطه بين افكار غيرمنطقي و رضايت زناشويي، پايان نامه كارشناسي ارشد، تهران: دانشگاه تربيت معلم.
9-    شفيعي نيا.(1381). بررسي تأثير مهارت هاي حل تعارضات زناشويي بر روابط متقابل زن و شوهر، پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره، تهران: دانشگاه الزهرا.
10-  عرفاني اكبري، معصومه.(1378). بررسي مشكلات مربوط به صميميت زوجين و تأثيرارتباط درماني زوجين برآن، پايان نامه كارشناسي ارشد. دانشگاه الزهرا.
11-  فرحبخش، كيومرث. (1383). بررسي و مقايسه اثربخشي رويكرد منطقي عاطفي و واقعيت درماني و تركيبي از اين دو دركاهش تعارضات زناشويي، پايان نامه دكتراي مشاوره، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي.
12-  فرقاني، م. (1380). بررسي اثربخشي آموزش گروهي شناختي -  رفتاري بررضايت زناشويي. پايان نامه كارشناسي ارشد، اصفهان: دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي.
13-   گلادينگ، ساموئل. (1382). خانواده درماني، تاريخچه، نظريه و كاربرد. ترجمه فرشاد بهاري، تهران: انتشارات تزكيه.
14-   گلدنبرگ، ايرنه. گلدنبرگ. هربرت. (1382). خانواده درماني،ترجمه سيامك نقشبندي، تهران: نشر روان.
15-  نظري، م. ع. (1384). بررسي تأثير برنامه بهبود بخشي ارتباط بررضايت زناشويي زوجين هر دو شاغل،  فصلنامه تازه ها و پژوهش هاي مشاوره، ج 4، شماره 13.
16-   نوابي نژاد، ش. (1380). مشاوره ازدواج و خانواده درماني، تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان.
17-  نيكخواه، ز. (1383). بررسي ميزان اثربخشي آموزش گروهي  مهارت هاي ارتباطي با رويكرد شناختي -  رفتاري بر رضايتمندي زناشويي. نخستين كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده. تهران: دانشگاه شهيد بهشتي.
18-   يونسي، سيد جلال. (1384). روشي تازه در شناخت درماني، فصلنامه تازه هاي روان درماني. شماره35 – 36 .
19-  يونسي، سيدجلال و همكاران. (1383). نقش بازآموزي اسنادي بر سبك اسناد زوجين و رضايت زناشويي،  نخستين كنگره سراسري آسيب شناسي خانواده، تهران: دانشگاه شهيد بهشتي.
منابع لاتين
20-             Bagarozzi, Dennis. A. (2001). Enhancing Intimacy In marriage.
Branner-  Rouledye. Tylor & Forancis Group. USA.
21-             Baucom, D.H.Epstein, No. Sqayers, S. & Sher, T. G. (1989). The Role of  cognitins in marital Realationships. Journal of consulting and clinical   psychology, 51,31-38.
22-             Brown, Rich, Reiohold, Tone. (1999). Imago Relationship Therapy. Published by  john wiley & Sons . New York.
23-             Duma, R. L. & Schwebel, A. I. (1995). Meta-analytic review of marital therapy  autcom research. Journal of family Psychology 9, 58-68.
24-             Goldenberg, Iren. Goldenbery, Herbert. (2000). Family therapy and over view. Broohs/cole, Thomson learning, Canada.
25-             Gordon, Lori, Heyman. Durana, Clos. (1999). Preventive approaches in couple  therapy.
26-             Hawkins, Alun , J. (2004). Acomprelensive framework for marriage education family Relations, vol. 53. Iss, 5. October.
27-             Jakaboski, Scott , F ; Milne, Evic .( 2004). A review of emproically supported marital wnrichment programs , family Relations, vol. 53. Iss, 5. October.
28-             Moller, Andre T; Rabe, Hester M; Nortje, charl.(2001). Dysfunctional Beliefs And marital conflict in Distressed and no distressed married Individual; Journal of Rational Emotive & Cognitive Behavior therapy; vol. 19, No. 4.
29-             Whisman, Mark, A; Delinsky. Sherrie, S. (2002). Marital Satisfaction and Information processing mea sum of partner-schemas, cognitive therapy    and  Research, vol. 26. No. 5. October.
30-             Young, Mark. E. Long. Lynn. L. (1998). Counseling and therapy for couples, Brooks/cole, Publishing company, USA.
 


[1] - Bornestein
[2] - Brown
[3] - Cognitive –behavior Therapy(CBT)
[4] - Hendrix
[5] - Goldenberg
[6] - Gladding
[7] - Young & Long
 
 عكس برگزيده
- صفحه اول - كلام شهدا - ويژه نامه ها - كودك و نوجوان - اشعار - داستان - تئاتر - سينما - آثار چند رسانه اي - بانك سوژه - كتابخانه - عكس و تصوير - مقالات - فيلم - صوت - آمار بازديدها - نقشه سايت
info@navideshahed.com