۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۶
حاج یدالله سمیع
من صدای ایشان را ضعیف شنیدم گریان شدم گفتم بابا برادرانت شهید شدند اگر تو هم رفتی زندگی بر من حرام است .
۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۶
از آنجا که استان چهار محال و بختیاری امکان اعزام نیرو های بسیج مردمی را به سوریه نداشته و از استان اصفهان هم موفق به اعزام نمی شود ، با همکاری و همیاری نیروی سپاه خوزستان پس از آموزش های لازم عازم سوریه شد .
۲۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۷
عزت الله سلیمانی» از جمله فرماندهان مستشاری ایران بود که از استان چهارمحال و بختیاری برای صیانت از اماکن مقدسه شیعه و جلوگیری از قتل عام مردم بی‌گناه عازم سوریه شد .
۱۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۱
ایثارگری و جانبازی و از خود گذشتگی مردان این خطه سبب شد که نام " روستای نمونه ایثارگری " برآن اطلاق گردد .
۲۸ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۷
بچه هایی که به مولا و مقتدای خود علی(ع) اقتدا کردند
نام ذوالفقار را که می شنوی ، یاد شمشیر دو دم حضرت علی (ع) می افتی . شمشیری که در دست شیر مردی فنا ناپذیر ، خدمات ارزنده ایی را به اسلام کرد . از هر کس بپرسی ذوالفقار چیست ؟ بدون شک جوابی شبیه مضمون بالا را می دهد . اما اگراز بچه های رزمنده و قهرمان لشکر 8 نجف اشرف و تیپ مقدس 44 قمر بنی هاشم (ع) این سوال را بپرسی علاوه بر جواب . . .
پربازدید ها
سردار شهید خسرو قلعه ای
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۲
شهید حسینعلی ترکی
۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۹
شهید سید علی اکبر تربتی
۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۴
شهید اشکبوس نوروزی
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۲
شهید سید مرتضی رضوی
۲۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۲
وصیتنامه سردار شهید خسرو قلعه ای
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۰
اخبار فرهنگی
شهيد حسنعلي آقايي
داراي روح معنوي وصفاتي منحصر به فرد بود از جمله صفات بارزايشان كم گويي و خوب گويي ايشان بود
مناجاتنامه شهید ابراهیم باقری
من چه آرم غیر اشک و آه خود بر آستان تو ؟
مناجاتنامه
خدايا بحق صالحين درگاهت عنايتى كن تا بتوانم مسئوليت عظيمى كه مرا خموده وبردوشم سنگينى ميكند ايفا كنم‌وآنچه‌رضاى درگاه توست انجام دهم .
مناجاتنامه روحانی شهید علیدوستی
خداوندا دنيا را محل امتحان قرار دادي و جهاد و مبارزه را وسيلة اين امتحان و بهشت رضوان را پاداش آن كسانيكه از اين آزمايش روسفيد درآيند.
مناجات نامه شهید حفیظ الله رفیعی
خدايا ،بارالها ،معبودا «معشوقا » ، مولايم ! من ضعيف و ناتوان ، دوست دارم چشمهايم را دشمن . .
او بعد از خدا همه چیز برای من بود . برادرم بود – همسنگرم بود – معلمم بود – هدایت گر و فدا کار بود . او به ما درس ایثار و شهادت می داد . ولی افسوس که ما قدر او را ندانستیم .
چنين گفت سيد محزون كه آقا چگونه من بپا خيزم سر جا
خدايا مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال و زيبايي را مشاهده كنم، خدايا من كوچكم ضعيفم ناچيزم و گاهي در مقابل بلاها هستم
اعتقاد به این دارم که انسان برای دین خود ، اعتقادات خود، شرف خود و تمامیت ارضی کشور باید از هیچ کوشش دریغ نکند و جان ناقابل خود را تقدیم کند و چه
وقتی که جسد مرا بر روی دست گرفتند و حرکت کردند ، خودم مانند پرنده ایی شدم که روی دستانم بال بود . بالای سر جمعیت پرواز می کردم و هرچه نگاه می کردم جمعیت بود وهمه باهم . . .
کتاب سرخ لاله های زردکوه حاوی خلاصه ایی از وصایا ، تصاویر و زندگینامه سرداران ، امیران ، فرماندهان و سرافرازان استان چهارمحال و بختیاری است که . . .
تو گويي كه در رزم آن نور عين بياموخته راه را از حسين(ع) بشب گرم طاعات وليكن به روز بدي همچنان آتش خصم سوز بفتح المبين گه بجوش و خروش گهي كار زارش به اطراف شوش
رفتي حال گمنام برگشتي تا كه امروز به حرمت نام گمنامت به خودم اجازه بدهم براي قطره، قطره خوني كه براي وطنم دادي ، به جاي مادرت خاك برسر بريزم وبه جاي خواهري كه امروز نيازمند پشتوانه ي گرم توست شيون سر دهم وبه جاي فرزندت بي قراري كنم و بهانه ي بابا،بابا بگيرم ،به جاي همسرت ناله سر دهم ،وهمچون كوهي قامت خميده ،آرام و متين همچون پدرت اشك بي صدا بريزم..
در بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان بستری بودم اصلا نمیتونستم حرکت کنم . آخه ترکش به نخاع رسیده بود و دکترا گفتند تا آخر عمر باید همین جور
رزمندگان چهارمحال و بختیاری نخسین قربانیان سلاح های شیمیایی
هرچه از دوران جنگ تحمیلی فاصله می گیریم خس خس ریه هاشان اشک هر بیننده ایی را در می آورد . بسیاری از جوانان این مرز و بوم که به جرم دفاع از مملکت خود . . .
آرشیو
درحالي كه خانواده چشم انتظار مرخصي ايشان بودند از طرف بسيج لردگان عروج اين اسوه صبر و شهامت را خبر دادند.
زندگينامه معلم شهيد سيداصغر حسيني
سید در سال 58 13 همراه جمعی از مردم استان با پای پیاده از شهرکرد تا قم برای انزجار از بختیار به دیدار امام رفتند .
زندگی نامه معلم شهید قدرت الله طاهری
قدرت الله از گذر زمان بسیار ناراحت می شد هنگامی که می فهمید زمان بسیار سریع می گذرد و توشه ای نینداخته و در هر لحظه به مرگ نزدیکتر می شود و برای معشوق کاری به انجام نرسانده .
من هم حواسم نبود حالا چه اتفاقی خواهد افتاد، فقط مشغول بودیم که سریع مین ها را مسلح کنیم
✍ راوی تخریبچی  علی  قلیزاده
بچه ها کوله پشتی ها و تجهیزات را محکم بستند و شروع کردیم قایق به قایق جلو رفتن، رسیدیم به جایی که دیگر قایقی نبود ، همه زدیم به آب ، تا نزدیک سینه در آب بودیم.
والفجر 8
شروع کردیم به تمرین های قبل از عملیات، تمرینات به شکلی بود که بچه ها عصرها پا برهنه حدود سه چهار کیلومتر حاشیه کارون را با آن وضعیت گل و لجن، با کوله پشتی های پر از مین طی میکردند تا آمادگی کامل را برای عملیات کسب کنند.
پيام من به اين امت اين است كه هيچ موقع جبهه ها را خالي نگذارند و تا مي توانند اين دين را ياري كنند و اگر نمي توانند در پشت جبهه كمك كنند و خداي ناكرده كاري نكنندكه دين ما به خطر بيافتد
وصیت نامه شهید اکبر شاهقلیان
این فرزندان امانت هایی هستند که خداوند به دست شما داده و هر زمان که ارائه کند این امانت را پس خواهند گرفت پس چه بهتر که این امانت را زمانی تقدیم کنیم که رضای خداوند در آن باشد.
وصیتنامه شهید فریدون رضایی ریگی
قلبم آگاه است به آرزوی خود خواهم رسید . هیهات 16 سال از عمرم گذشت و هنوز اندر خم یک کوچه ام از نعمت هایی که ایزد متعال به من داده سپاسگذاری نکرده ام و شرمنده ام
Histats.com START (aync) Histats.com END