۱۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۴
سراینده : جهادگر شهید جانمراد محمودی چلیچه 1364/4/4منطقه مریوان
بیا باهم کنار سنگر نشینیم صفا کنیم جمال مهدی ببینیم
۱۵ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۹
بگو اي مهدي زهرا چرا از ما تو پنهاني دلم پيدا كند آخر تو را بايد كجا جويم
۰۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۸
از فرمایشات رهبر معظم انقلاب درجمع مردم استان چهارمحال وبختیاری جوانهای شما در قالب تیپ قمربنی هاشم (ع) سپاهیان ، بسیجیان ، سرداران ، فرمانده هان و برگزیدگان شما در جبهه حقیقتا مایه سرافرازی بودند که فراموش شدنی نیست .
۲۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۶
حاج یدالله سمیع
من صدای ایشان را ضعیف شنیدم گریان شدم گفتم بابا برادرانت شهید شدند اگر تو هم رفتی زندگی بر من حرام است .
۲۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۶
از آنجا که استان چهار محال و بختیاری امکان اعزام نیرو های بسیج مردمی را به سوریه نداشته و از استان اصفهان هم موفق به اعزام نمی شود ، با همکاری و همیاری نیروی سپاه خوزستان پس از آموزش های لازم عازم سوریه شد .
پربازدید ها
سردار شهید خسرو قلعه ای
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۲
شهید حسینعلی ترکی
۲۸ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۹
شهید سید علی اکبر تربتی
۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۴
شهید اشکبوس نوروزی
۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۲
شهید سید مرتضی رضوی
۲۱ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۲
یاد باد آن روزگاران یاد باد
۲۴ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۹
اخبار فرهنگی
گردان توحید در عملیات خیبر؛ سردار شهید سهراب نوروزی به روایت شهید کرامت سلیمانی
در عملیات خیبر شهید نوروزی فرمانده گردان توحید بود و من بیسیم چی ایشان بودم . سهراب واقعا دلیر و کار بلد بود
شهيد حسنعلي آقايي
داراي روح معنوي وصفاتي منحصر به فرد بود از جمله صفات بارزايشان كم گويي و خوب گويي ايشان بود
مناجاتنامه شهید ابراهیم باقری
من چه آرم غیر اشک و آه خود بر آستان تو ؟
مناجاتنامه
خدايا بحق صالحين درگاهت عنايتى كن تا بتوانم مسئوليت عظيمى كه مرا خموده وبردوشم سنگينى ميكند ايفا كنم‌وآنچه‌رضاى درگاه توست انجام دهم .
مناجاتنامه روحانی شهید علیدوستی
خداوندا دنيا را محل امتحان قرار دادي و جهاد و مبارزه را وسيلة اين امتحان و بهشت رضوان را پاداش آن كسانيكه از اين آزمايش روسفيد درآيند.
مناجات نامه شهید حفیظ الله رفیعی
خدايا ،بارالها ،معبودا «معشوقا » ، مولايم ! من ضعيف و ناتوان ، دوست دارم چشمهايم را دشمن . .
او بعد از خدا همه چیز برای من بود . برادرم بود – همسنگرم بود – معلمم بود – هدایت گر و فدا کار بود . او به ما درس ایثار و شهادت می داد . ولی افسوس که ما قدر او را ندانستیم .
چنين گفت سيد محزون كه آقا چگونه من بپا خيزم سر جا
خدايا مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده تا حقايق وجود را ببينم و جمال و زيبايي را مشاهده كنم، خدايا من كوچكم ضعيفم ناچيزم و گاهي در مقابل بلاها هستم
اعتقاد به این دارم که انسان برای دین خود ، اعتقادات خود، شرف خود و تمامیت ارضی کشور باید از هیچ کوشش دریغ نکند و جان ناقابل خود را تقدیم کند و چه
وقتی که جسد مرا بر روی دست گرفتند و حرکت کردند ، خودم مانند پرنده ایی شدم که روی دستانم بال بود . بالای سر جمعیت پرواز می کردم و هرچه نگاه می کردم جمعیت بود وهمه باهم . . .
کتاب سرخ لاله های زردکوه حاوی خلاصه ایی از وصایا ، تصاویر و زندگینامه سرداران ، امیران ، فرماندهان و سرافرازان استان چهارمحال و بختیاری است که . . .
تو گويي كه در رزم آن نور عين بياموخته راه را از حسين(ع) بشب گرم طاعات وليكن به روز بدي همچنان آتش خصم سوز بفتح المبين گه بجوش و خروش گهي كار زارش به اطراف شوش
رفتي حال گمنام برگشتي تا كه امروز به حرمت نام گمنامت به خودم اجازه بدهم براي قطره، قطره خوني كه براي وطنم دادي ، به جاي مادرت خاك برسر بريزم وبه جاي خواهري كه امروز نيازمند پشتوانه ي گرم توست شيون سر دهم وبه جاي فرزندت بي قراري كنم و بهانه ي بابا،بابا بگيرم ،به جاي همسرت ناله سر دهم ،وهمچون كوهي قامت خميده ،آرام و متين همچون پدرت اشك بي صدا بريزم..
در بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان بستری بودم اصلا نمیتونستم حرکت کنم . آخه ترکش به نخاع رسیده بود و دکترا گفتند تا آخر عمر باید همین جور
رزمندگان چهارمحال و بختیاری نخسین قربانیان سلاح های شیمیایی
هرچه از دوران جنگ تحمیلی فاصله می گیریم خس خس ریه هاشان اشک هر بیننده ایی را در می آورد . بسیاری از جوانان این مرز و بوم که به جرم دفاع از مملکت خود . . .
آرشیو
او چون در خانواده مذهبي تربيت يافته بود و عمق وجودش را فلسفه نهضت امام حسين(ع) قرار گرفته بود در مجالس مذهبي كه در ماههاي محرم و صفر در مساجد روستا برگزار ميشد شركت فعال داشت .
وصیتنامه شهید نادر حیدری
تنم را اگر بدار ظلم آويزند و چشمم را اگر در كاسه‌ها ريزند – لبانم را اگر دوزند – و جسمم را اگر سوزند هزاران بار اگر در راه ايمانم بگيرندم – بسوزندم- اگر بر سنگ كو بندم – جدا سازند اگر هر بند از بندم – محالست اينكه از يادم رود آن عهد و سوگند.
زندگي نامه شهيد افراسياب رئيسي از زبان خانواده
جريانات انقلاب و مبارزات مردم شهرها و روستاها و شهرهاي بزرگ را از طريق اخبار و روزنامه ها پيگيري مي كرد چرا كه به گفته امام عزيز ياوران انقلاب كودكان متولد سالهاي 42 به بعد بوده اند.
ما هم مانند دیگر یگانها منتظر بودیم که عملیات شروع بشود. حدودا 3 ماه بود که برای انجام این عملیات زحمت کشیده بودیم. کل بدنه سپاه درگیر شده بودند و به همین سادگی نبود که عملیات بدلیل وجود و ایجاد موانع دشمن متوقف شود .
عملیات_بدر17
محسن اکبریان بود ، مهتاب روی صورتش افتاده بود ، چهره اش خیلی جذاب و گل انداخته بود ، اسمم را صدا زد وگفت دارم شهید می شوم ، گفتم اسلحه ات را بینداز و خودت را روی آب شناور کن ، گفت رمق و توان شنا کردن ندارم..
عملیات بدر  16
بچه ها تیر خورده بودند، زخمی شده بودند، خیلی ها درحال شهادت بودند، چون سرهامان از آب بیرون بود بیشتر از ناحیه سر و سینه تیر میخوردند
( شهادت) جهاد حركت و تلاشى است كه رضايت و خشنودى خدا را كسب نموده و احكام و معارف اسلامى‌نشرمى دهد . سپاس پروردگار جهانيان را كه ابتداى كار ما را سعادت و پايان كار ما را شهادت قرار داد.
وصیتنامه معلم شهید سید فرهاد رضوی
بيائيد قدراين انقلاب كه با خون هزاران شهيد نقش بسته بدانيم ودريابيم كه انقلاب ما انقلاب ارزشهاست .بياييد لياقت سربازى آقا امام زمان (عج ) ونائب بحق ايشان امام امت كه روحى له الفداء را داشته‌ باشيم‌ وپاسدار اسلام‌ و قرآن‌ وارزشهاى اسلامى وولايت فقيه باشيم .
وصیتنامه شهید علی جان سعیدی
ما هدفمان اين نيست كه خاكى تصرف كنيم يا به كشورى حمله بكنيم آنها خودشان حمله كردند و جنگ را شروع كردند و بقول خام خودشان 3 روزه تهران را فتح خواهند كرد ولى با رشادتهايى كه عزيزان و رزمنده گان ما از خودشان نشان دادند چنان ضربه اى مهلك بر دهان امپرياليسم و نوكر سر سپرده اش زدند که توان بلند شدن را نداشته باشد .
Histats.com START (aync) Histats.com END