پدر كردستان

پدر كردستان

در كشور اسلامي ما قهرماناني زندگي مي كردند كه چه در حيات دنياييشان وچه درزمان زندگي بعد از شهادتشان هميشه قهرمان بودند وبايد قهرماني اينان وارزش معنويشان هميشه باقي بماند كه اين وظيفه ما بازماندگان است.
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم

براي يك افسر عملياتي كه دوره هاي ويژه اي را ديده اينكه بخواهد در خط اول خودش حركت، شناسايي ، نظارت كند ودستور دهد و عمليات را از جلو هدايت كند براي آنهايي كه نيروهاي كلاسيك و منظم را ديده بودند بسيار غريب به نظر مي آمد.
درسي كه به عنوان يك سرباز آموختم

درسي كه به عنوان يك سرباز آموختم

اين افتخار را داشتم مدتي همكار نزديك ايشان باشم. موارد زير درسي بود كه بعنوان يك سرباز از ايشان ياد گرفتم.
هميشه در خط

هميشه در خط

«من از سالها پيش افتخار خدمت در محضر ايشان را داشتم و زماني كه ايشان فرماندهي جنگ نامنظم و يگان رنجر مركز پياده شيراز را داشتند در خدمت ايشان بودم .
ابراهيم و آتش

ابراهيم و آتش

40 كيلومتر پيشروي كرديم. اما سرهنگ بي توجه به اضطراب ما و موقعيت دشمن تا آنجا جلو رفت . طي يك كمين در محور دشت عباس، سه خودروي عراقي را منهدم كرديم و حدود 15 نفر از آنها را اسير كرديم و برگشتيم عقب .
بكشيد تا زنده بمانيد

بكشيد تا زنده بمانيد

سال 1364 در لولان (روستاي دراو) مجروح شدم به بيمارستان اروميه و از آنجا به تهران منتقل شدم. بعد از بيست روز استراحت مجدداً به منطقه برگشتم.
۶
آرشیو