سیزده مؤذن

سیزده مؤذن

آخرین روزهای سال 72 بود. بچه های تفحص همه به دنبال پیکرهای مطهر شهدا بودند. مدتی بود که در منطقه خیبر(طلائیه) به عنوان خادم الشهداء انتخاب شدیم. با دل و جان به دنبال پار های دل این ملت بودیم. سکوت سراسر طلائیه و جزایر را گرفته بود. سکوتی که روح را دگرگون می کرد.
نماز اول وقت

نماز اول وقت

اواسط دهه هفتاد بود. در ستاد تفحص مهران در غرب کشور فعالیت داشتیم. عصر بود که یکی از رفقای قدیمی تماس گرفت. او اهل همدان بود. اما از کرمانشاه زنگ می زد. نماز مغرب را خواندیم. شام را هم خوردیم اما از دوست ما خبری نشد. ناراحت بودیم. جاده های مرزی در طول شب رفت و آمد کمتری داشت. نکند در جاده بلایی بر سرشان آمده. اواخر شب با خستگی زیاد و نگرانی خوابیدیم. هنوز چشمان ما گرم نشده بود. یکدفعه با فریاد یکی از بچه ها از جا پریدیم!
گیلان غرب

گیلان غرب

در جنوب شهر سرپل ذهاب و در پنجاه کیلومتری مرز، شهر کوچکی است به نام گیلان غرب، در روزهای شروع جنگ مردم این شهر حماسه ای آفریدند که در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد. شیر زنان و غیور مردان کرد این شهر در مقابل حمله یک تیپ از لشگر چهارم عراق تا پای جان مقاومت کردند. آنها اجازه ندادند این شهر به اشغال دشمن درآید.
جان عاریت

جان عاریت

شش ساله بود. رفته بود سرچاه که برای من آب بیاورد. گفتم: مادر خیلی مراتب باش. سطل داخل چاه سنگین بود. همین که آمد سطل را بلند کند افتاد توی چاه! فریاد زدم. همسایه ها را صدا کردم. چاه بسیار عمیق بود. فکر نمی کردیم زنده بماند. اما خدا لطف کرد. سالم سالم بود. هیچ مشکلی نداشت. گویی مانده بود تا روزی سپاهیان اسلام را در مقابل دشمنان فرماندهی کند.
شهیده بلوی بیت سیاح

شهیده بلوی بیت سیاح

دختر پنج ساله خانواده بیت سیاح یعنی بلوی، دوست داشت تا در کنار پدرش به دامداری بپردازد و با چشم خود ببیند که چگونه بره های کوچک پستان های مادرانشان را به دهان می گیرند و شیر می مکند.شاید به یاد کودکی و نوزادی خود می افتاد که در شبهای تاریک روستا که از خواب می پرید، آغوش گرم مادرش بود که او را امید می بخشید.
نفربر مجروحان

نفربر مجروحان

کربلای پنج از عملیاتهای مهم و طولانی دوران دفاع مقدس بود. در این عملیات شیرازه ارتش عراق به لرزه در آمد. صدها تیپ و گردان آنها از بین رفت. سران استکبار هر آنچه که عراق برای جنگ با ایران احتیاج داشت در اختیار او گذاشته بودند. از بمبهای خوشه ای و شیمیایی گرفته تا پیشرفته ترین تانکها و هواپیماها. دولتهای مرتجع عربی هم پول و نیروی انسانی در اختیار صدام گذاشته بودند.
۲
آرشیو